به گزارش گروه جامعه پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ تهرانِ امروز، فراتر از هیاهوی خیابانهایش، روی بستری حساس بنا شده است. حوضههای آبخیز شمال تهران، همچون سپری طبیعی در برابر بلایای طبیعی عمل میکنند، اما این سپر، سالهاست که به دلیل تغییر کاربریهای بیرویه و دستاندازی به حریم مراتع، در حال ضعیف شدن است. وقتی از «جنگ ۴۰روزه رمضان» در دوران تاریخ معاصر سخن میگوییم، از مقاومت میگوییم؛ حال آنکه تهران امروز درگیر جنگی خاموش با خشکسالی و سیلاب است و آبخیزداری، تنها خط دفاعی ما در این نبرد است.
اهمیت مدیریت یکپارچه حوضهها
بهروز رادمنش، کارشناس حوزه منابع طبیعی و آبخیزداری، در گفتگو با «تهران پرس»؛ ضمن تأکید بر اهمیت مدیریت یکپارچه حوضهها، معتقد است که نگاه جزیرهای به مسائل تهران، بزرگترین اشتباه مدیریتی است.
وی افزود: «ما نمیتوانیم در پاییندست شهر به دنبال راهکارهای مهندسی پرهزینه برای مهار سیل باشیم، در حالی که در بالادست، پوشش گیاهی را از بین بردهایم. آبخیزداری یعنی بازگرداندنِ تعادل به طبیعت، پیش از آنکه طبیعت، تعادل را به شکلی خشن به ما تحمیل کند.»
رادمنش یادآور شد: «ما باید از دانش بومی بهره ببریم. گذشتگان ما با درک درست از شیببندیها و آبراههها، تهران را به باغشهری سرسبز تبدیل کرده بودند. امروز، بازگشت به آن هوشمندی در کنار تکنولوژیهای نوین، کلید حل ماجراست.»
پروژههای آبخیزداری پایتخت
پروژههای آبخیزداری که در شهرستانهای استان تهران نظیر شمیرانات و دماوند در حال اجراست، بیش از آنکه صرفاً عملیات عمرانی باشد، یک ضرورت حیاتی است. این طرحها شامل احداث سازههای سنگی-ملاتی برای کاهش سرعت سیلاب و اجرای طرحهای بیولوژیک برای تقویت پوشش گیاهی است. اما آیا این اقدامات کافی است؟
سارا نیکنهاد، پژوهشگر حوزه محیطزیست شهری، در این باره نگاهی انتقادی دارد و عنوان میکند: «بزرگترین چالش ما در مسیر آبخیزداری تهران، تغییر کاربری اراضی ملی است. وقتی یک اراضی جنگلی به ویلا تبدیل میشود، نفوذپذیری خاک به صفر میرسد و این یعنی در اولین بارندگیِ سنگین، روانآبها با سرعتی ویرانگر به سمت شهر حرکت میکنند. ما در واقع با دستان خودمان، مسیر سیل را هموار کردهایم.»
این کارشناس در ادامه توضیح داد که بحث «تغییر کاربری» تنها یک اصطلاح اداری نیست، بلکه یک تهدید امنیتی برای زیرساختهای پایتخت است.
نیکنهاد افزود: «اعتباراتی که برای آبخیزداری اختصاص مییابد، در مقایسه با خسارات ناشی از سیلابهای فصلی، بسیار ناچیز است. ما نیاز به یک عزم جدی در کاداستر اراضی داریم تا دستاندازی به حریم منابع طبیعی به حداقل برسد.»
وی افزود: «تهران شهری است که مدام در حال تغییر است؛ این تغییر باید به سمت «پایداری» باشد. نگاه ما به تاریخ و مسائل اجتماعی پایتخت، بدون در نظر گرفتن بستر جغرافیایی آن، ناقص است. آبخیزداری، پاسداشتِ این خاکِ کهن است و هیچکس نباید در این مسیر تردید کند.»
در کنار این چالشها، باید به موضوع مدیریت منابع آب نیز اشاره کرد. برداشتهای بیرویه از آبخوانها در حوضههایی مانند حبلهرود، تعادل هیدرولوژیک منطقه را برهم زده است. کارشناسان بر این باورند که آبخیزداری میتواند با تغذیه سفرههای زیرزمینی، بخشی از این عقبماندگی را جبران کند.
نکته حائز اهمیت در گزارشهای اخیر، موفقیتهای پروژههای مشترک در حوضه حبلهرود است که با همکاری نهادهای بینالمللی و محلی اجرا شده است. این الگو نشان میدهد که اگر ارادهای برای مدیریت مشارکتی باشد، میتوان حتی در شرایط دشوار تحریم و محدودیت بودجه، گامهای موثری برداشت.
در نهایت، تهران نیازمند یک «میثاق سبز» است.تصمیمسازانِ شهری باید بدانند که آینده این شهر نه در پروژههای بتنی، بلکه در حفاظت از خاک و آبی است که از کوههای البرز جاری میشود. اگر امروز برای آبخیزداری هزینه نکنیم، فردا باید هزینههای گزافِ بازسازیِ ویرانههای سیلزده را بپردازیم.
امید است که با پیگیری مسئولان و آگاهیبخشی به شهروندان، «آبخیزداری» از یک عبارت تخصصی در حاشیه اخبار، به اولویتی ملی برای حفاظت از پایتخت بدل شود. چرا که پایداری تهران، در گروِ تندرستیِ دامنههایی است که این کلانشهر را در آغوش گرفتهاند.
انتهای خبر/