به گزارش گروه جامعه پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ تهران شهری است که بر گسلهای فعال بنا شده و بخش عمدهای از زیرساختهای آن، یادگار دهههای ۶۰ و ۷۰ شمسی است؛ دورانی که کشور درگیر «جنگ ۴۰روزه رمضان» بود و توسعه زیرساختها با اولویتهای متفاوتی نسبت به امروز انجام میشد. بسیاری از پلهای تقاطعهای غیرهمسطح پایتخت، بر اساس آییننامههایی طراحی شدند که استانداردهای لرزهای امروزی را ندارند. امروز، مدیریت شهری با چالشِ سنگینِ نوسازی و مقاومسازی مواجه است که هم هزینهبر است و هم اجرای آن در ترافیکِ بیامانِ تهران، عملاً جراحیِ قلبِ بازِ شهر را تداعی میکند.
سوال اینجاست که آیا سرعتِ فرسودگی، پل از سرعتِ ایمنسازی آن پیشی گرفته است؟
شکاف میان نگهداری و توسعه
بهرام رادمنش، کارشناس سازه و عضو هیئت علمی دانشگاه، در گفتگو با «تهران پرس»، معتقد است که ما در مواجهه با پلهای تهران با پدیده «بدهیِ فنی» روبهرو هستیم. وی میگوید: «مقاومسازی با تعمیرات عادی متفاوت است. ما در مقاومسازیِ لرزهای، با تغییرِ رفتارِ سازه در برابر تکانهای شدید گسلها سر و کار داریم. بسیاری از پلهای ما اتصالاتِ صلبِ کافی برای تحمل نیروهای جانبیِ ناشی از زلزلههای احتمالی بزرگ را ندارند. مشکل اینجاست که در سالهای گذشته، تمرکز بیشتر بر احداث پلهای جدید بود تا نگهداری و ارتقای پلهای قدیمی.»
او در ادامه افزود: «نکته نگرانکننده اینجاست که فرسایش بتن و خوردگی آرماتورها در برخی از پلهای پرترافیک، ظرفیت باربریِ واقعی آنها را کاهش داده است. وقتی سازهای که برای ظرفیت ایکس طراحی شده، امروز زیر بارِ دوبرابریِ ترافیکِ سنگین تردد میکند، ضریب ایمنی به شدت افت میکند. مقاومسازی در اینجا دیگر یک انتخاب نیست، یک ضرورتِ بقاست.»
بحرانِ مدیریت و اولویتبندی
در سوی دیگر ماجرا، موضوع تأمین بودجه و اولویتبندی اجرایی قرار دارد.
سمانه فیروزآبادی، مشاورِ برنامهریزی شهری، در گفتگو با «تهران پرس»، معتقد است که مدیریتِ کلانشهرِ تهران باید «تابآوری زیرساختی» را به عنوان شاخص کلیدیِ عملکردِ خود تعریف کند.
وی در اینباره توضیح داد: «ما با یک معضلِ بوروکراتیک روبهرو هستیم؛ مقاومسازیِ پلها دیده نمیشود، خاک میخورد و هزینهی بالایی دارد. در مقابل، احداث یک پل جدید یا یک تونل تازه، نمودِ عینی در عملکردِ مدیران دارد و برای افکار عمومی ملموستر است. این نگاهِ پروژهمحورِ کوتاهمدت، باعث شده است که پلهای استراتژیکِ ما، آنطور که باید، مورد پایشِ مستمر (SHM) قرار نگیرند.»
او با اشاره به اهمیت پلها در زمان بحران گفت: «تصور کنید زلزلهای رخ دهد؛ اگر مسیرهای دسترسیِ اصلی ما به دلیل تخریبِ پلهای غیرمقاوم مسدود شود، امکانِ امدادرسانی به مناطق مرکزی و جنوبی شهر مختل خواهد شد. بنابراین، مقاومسازیِ پلها، در واقع «مقاومسازیِ عملیاتِ امداد و نجات» است.»
مسیر پیش رو: پایشِ هوشمند
کارشناسان بر این باورند که رویکرد فعلی باید از حالت «واکنشی» (تعمیر پس از خرابی) به «پیشدستانه» تغییر کند. ایجاد سیستمهای مانیتورینگِ هوشمند روی پلهای حساس، میتواند تغییر شکلهای سازهای را قبل از بروز حادثه هشدار دهد. همچنین، بهرهگیری از فناوریهای نوین مانند الیافِ کربنی (FRP) برای تقویتِ ستونها، میتواند بدون نیاز به بستنِ کاملِ معابر و با کمترین اخلال در ترافیک، به افزایشِ عمرِ سازهای پلها کمک کند.
با این حال، آنچه در نهایت تعیینکننده است، «ارادهی مدیریتی» است. تهران نیازمند یک بانکِ اطلاعاتیِ دقیق از وضعیتِ سازهایِ تمامی پلهای خود است تا بتواند بر اساسِ ریسک، بودجهبندی کند. روزنامهنگاریِ شهری نباید اجازه دهد این موضوع در هیاهوی پروژههای نمایشی گم شود. ایمنیِ شهر، نه در پروژههای جدید، بلکه در استحکامِ ستونهای قدیمیاش نهفته است که با هر لرزشِ احتمالی، آزمونِ خود را پس میدهند.
در نهایت، نوسازی و مقاومسازی پلها، تعهدی است که مدیریت شهری به نسل آینده دارد؛ نسلی که حق دارد در شهری زندگی کند که ستونهایش، نه کابوسِ ناامنی، که تکیهگاهِ استواری در برابرِ مخاطراتِ طبیعی باشند.
انتهای خبر/