به گزارش گروه جامعه پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ در دنیای امروز، دیگر رسانه تنها در دست روزنامهنگاران و سازمانهای خبری نیست. هر کاربر تلفن همراه با چند لمس ساده، میتواند تولیدکننده، ویرایشگر و منتشرکننده محتوای خبری باشد. این تغییر، انسان را از مقام «دریافتکننده پیام» به جایگاه «فرستنده» رسانده و مفهوم تازهای را ایجاد کرده است که از آن با عنوان «انسان رسانه» یاد میشود.
پدیده انسان رسانه دو چهره دارد؛ از یک سو صدای گروههای خاموش را به گوش دیگران رسانده و فرصت دیده شدن را برای اقشار و مناطق حاشیهای فراهم کرده است. از سوی دیگر، نبود مرزهای حرفهای میان خبر و اظهار نظر، امکان انتشار اخبار جعلی و تفسیرهای سطحی را افزایش داده است.
انسانرسانه هم فرصت و هم تهدید است
به گفتهٔ الهام رضایی، پژوهشگر رسانه و ارتباطات، انسان رسانه هم فرصت است و هم تهدید: «فرصت از آن جهت که دیگر هیچ خبر مهمی نمیتواند سانسور شود، و تهدید از آن جهت که فرد بدون آموزش رسانهای میتواند افکار عمومی را منحرف کند.».
اما ماجرا تنها به سواد رسانهای محدود نمیشود. روانشناسان اجتماعی معتقدند که انسان رسانه همواره در معرض نگاه و قضاوت دیگران است. این حضور دائمی در صحنه میتواند نوعی اضطراب اجتماعی پنهان ایجاد کند.
انسانرسانه و اثرگذاری اجتماعی
سعید موحد، روانشناس ارتباطی، میگوید: «وابستگی به تأیید مجازی و مقایسه با دیگران، نوعی اعتیاد اجتماعی ایجاد میکند که بر احساس ارزشمندی افراد تأثیر مستقیم دارد.»
با این حال، او تأکید میکند که دیده شدن و شنیده شدن، برای بسیاری از افراد نقش جبرانی و هویتی دارد؛ تجربهای که میتواند احساس تعلق و اثرگذاری اجتماعی را تقویت کند.
در سوی دیگر، انسانرسانه گاه ناخواسته وارد حوزه «نمایش» میشود. زندگی روزمره، به نوعی اجرا تبدیل میشود؛ مرز میان واقعیت و بازنمایی از بین میرود. برخی کاربران برای دیده شدن یا اثرگذاری بیشتر، به سوی اغراق و خلق روایتهای احساسی پیش میروند؛ واقعیتی که به تدریج هویتهای مصنوعی و سبکزندگیهای نمایشی را شکل میدهد.
چالشهای انسانرسانه
این وضعیت، چالشهای تازهای را از نظر اخلاقی و حقوقی پدید آورده است. مسئولیت انتشار اخبار نادرست، تصاویر خصوصی یا محتوای آسیبزا فقط بر دوش رسانهها نیست؛ هر فرد در جایگاه رسانه باید پاسخگو باشد. از سوی دیگر در رویدادهای بحرانی مانند زلزله، سیل یا اعتراضات مدنی، حضور بیواسطه شهروندخبرنگاران گاهی به شفافیت کمک میکند و گاهی با انتشار تصاویر هیجانی یا ناقص، اعتماد عمومی را خدشهدار میسازد.
اهمیت آموزش سواد رسانهای
مهدی کریمی، کارشناس ارتباطات اجتماعی، بر ضرورت آموزش تأکید ویژهای دارد: «در عصر انسان رسانه، سواد رسانهای مهمتر از خود رسانه است. هر کسی باید بداند بازنشر یک تصویر یا خبر بدون منبع، میتواند به موجی از بیاعتمادی و آشفتگی منجر شود.»
کارشناسان حوزه ارتباطات معتقدند آموزش رسمی سواد رسانهای باید به بخشی از ساختار آموزشی کشور تبدیل شود؛ مهارتی پایه همچون خواندن و نوشتن. شهروندان باید بیاموزند چگونه واقعیت را از بازنمایی تمیز دهند، انگیزه پشت هر محتوا را بشناسند و در برابر دادهها، ذهنی نقاد و مسئول داشته باشند.
با حرکت سریع فناوری و ظهور هوش مصنوعی، چهره انسان رسانه در حال دگرگونی است. تولید ویدئو، صدا یا تصویر با ابزارهای هوشمند بهقدری ساده شده که مرز میان تولید محتوای انسانی و محتوای ماشینی در حال محو شدن است.
در آینده نزدیک، ترکیب انسان و هوش مصنوعی «فرد فوقمولد محتوا» را شکل خواهد داد؛ کسی که هم میتواند آگاهی ببخشد و هم در صورت بیمسئولیتی، حقیقت را وارونه سازد. در چنین جهانی، «اعتماد» اصلیترین سرمایه ارتباطی خواهد بود؛ سرمایهای که به آسانی ساخته نمیشود و با یک اشتباه ساده، فرو میریزد.
پدیده انسان رسانه یادآور این حقیقت است که فناوری اگرچه ابزار است، اما جهت آن را انسان تعیین میکند. در جهانی که هر فرد رسانهای مستقل است، شاید دیگر مهمترین پرسش این نباشد که چه کسی سخن میگوید، بلکه این باشد که آیا سخن او مسئولانه و صادقانه هست یا نه؟
پدیده انسان رسانه، چالشی جدی برای آینده روزنامهنگاری و سواد اجتماعی است. در جهانی که هر فرد میتواند سخن بگوید، مسئولیت گفتن و شنیدن اهمیت بیشتری از خود گفتار یافته است. شاید لازم باشد آموزش رسانهای در کنار سواد خواندن و نوشتن، یکی از مهارتهای پایه شهروندی در قرن بیستویکم تلقی شود.
انتهای خبر/