به گزارش خبرنگار حوزه شهری پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»، هوا این روزها فقط ترکیب اکسیژن و آلودگی نیست؛ ترکیب «قانون، بودجه و اجرا»ست، ترکیبی که وقتی یکی از اجزا درست عمل نکند، خروجیاش دود است و نه کاهش آن. شهر تهران که موتور اقتصاد، آموزش، درمان و زیست اجتماعی کشور را در خود جمع کرده، امروز بیشتر از آنکه با کمبود ماده قانونی مواجه باشد، با کمبود «اراده بعد از تصویب» دست به گریبان است.
قانون هوای پاک در سال ۱۳۹۶ تصویب شد تا نقش تقسیمکار نهادی برای مهار آلودگی، شفاف و الزامآور شود. قانونی که بر رویههای لحظهای تکیه نداشت و دقیقاً بهدنبال اصلاح چرخههای ماندگار تولید آلاینده بود. اما اجرای آن بهجای حرکت پیوسته، حالتی ایست–حرکت و سپس توقف پیدا کرد. گزارشهای رسمی نشان میدهد ۳۵ دستگاه اجرایی مسئول اجرای این قانون، به وظایف خود در قبال کاهش آلودگی عمل نکردهاند. این موضوع بارها از سوی شورای شهر تهران و کمیسیون محیط زیست مجلس نیز بهعنوان یک علت ریشهای مطرح شده تا نشان دهد آلودگی هوا حاصل یک متولی منفرد نیست، بلکه محصول یک «سامانه چندمتولی و کمعملکرد» است.
الزاماتی که اجرا نشدند
وقتی عدد ۳۵ دستگاه مطرح میشود، ممکن است تصور شود مشکل، صرفاً در پراکندگی مسئولیت است. اما بررسی محتوایی نشان میدهد مشکل دقیقاً در همزمانی دو ضعف جمع شده: «تعدد مسئولیت» در کنار «فقدان کارنامه اجرایی». یعنی هر دستگاه موظف بود بخشی از مسیر را اصلاح کند، اما بخشهای مختلف مسیر، ناتمام باقی ماند و حلقههای تکمیلکننده هرگز یکدیگر را پوشش کامل ندادند.
وظایف کلیدی که روی زمین ماندهاند متنوعاند، اما خروجی آنها یکسان بوده است: نبود کاهش محسوسی در شاخص آلودگی. نوسازی ناقص ناوگان عمومی، فرسایش مضاعف سیستم حملونقل شهری، بیتوجهی ادامهدار به سن خودروها و موتورهای فعال در معبر، کنترل نیمهزنده صنایع آلاینده اطراف استان و شهر، و ارتقای ناقص کیفیت سوخت، مهمترین سرفصلهایی هستند که اعلام شده اما تأثیری ملموس در نفس شهروند باقی نگذاشتهاند. این یعنی مردم اثر را ندگاهی ارزیابی کردهاند و نه فقط خبری.
روایت دانشجویی از بحرانی غیر دانشجویی
سینا جم، دانشجوی پزشکی، در گفتگو با خبرنگار تهران پرس گفت: «ترکفعل ۳۵ دستگاه، مثل جمعشدن چند خطای کوچک است که نتیجهاش یک خطای بزرگ میشود. مردم این خطا را در نمودار مطالعه نکردند، در تنفس مطالعه کردند».
او افزود که بحران وقتی به اعتماد عمومی آسیب میزند که مردم فقط نام مسئول را بشنوند، اما نام «پاسخگو» را نه. جم تاکید کرد که اداره سلامت یک کلانشهر نمیتواند بدون پاسخ به سؤالات مردم، ادامه مسیر دهد؛ زیرا آلودگی، صرفاً یک تهدید زیستی نیست، یک تهدید اجتماعی نیز هست، چون مردم از «بیپاسخی نسبت به وظیفه اجرا» بیشتر از خود آلودگی گلایه دارند.
او اشاره کرد تا زمانی که سامانه پاسخگویی نهادی شکل نگیرد، تکرار تعطیلی مدارس، محدودیتهای ترافیکی و هشدارهای مقطعی، هیچ معادلهای را در بلندمدت تغییر نمیدهد. او گفت: «تعطیلی مدرسه، تعطیلی منبع تولید آلودگی نیست؛ تعطیلی صورت مسئله است. اما آلودگی، منبع دارد و آن منبع تعطیل نشد».
شهر تعطیل شد، آلایندهها نه
در روزهای اخیر، مدارس در برخی مناطق تهران تعطیل شدند، طرحهای ترافیکی فعال شد و هشدارهای بهداشتی برای گروههای حساس صادر گردید. اما این اقدامات، اگرچه اجتنابناپذیر در کوتاهمدتاند، رویکرد پایدار محسوب نمیشوند، چون آلودگی نه در ساعت مشخص شروع میشود و نه با اعلام تعطیلی پایان مییابد. بههمین دلیل، بسیاری از رانندگان تاکسی، والدین، دانشآموزان، کسبه و کادر درمان، تعطیلیهای موسمی را یک نشانه اجبار مدیریتی میدانند، نه نتیجه برنامهریزی.
بحران، ساختاری شد چون راهحلها نمایشی ماندند
تهران در طول زمستانها با پایداری هوا، وارونگی جوی و افزایش مصرف سوختهای فسیلی مواجه است. اما آنچه این شهر را در تله تکرار نگه داشت، نه فقط وارونگی هوا، بلکه وارونگی «اولویت اجرا» بود. در حالی که قانون اولویت را بر مهار منابع آلاینده گذاشته بود، اجرا بر مهار نمادهای اجتماعیِ پیامد آلودگی تمرکز کرد؛ مثل تعطیلی مدارس، نه اصلاح اتوبوسها؛ مثل طرح زوج و فرد، نه طرح بازبینی کیفیت سوخت؛ مثل هشدار ماسک، نه هشدار به «منابع تولید ذرات».
اکسیژن کم نیست، اقدام نهادی کم بود
شهروندان در سطح شهر میگویند که ماسکها جزئی از زندگی شده، اما هیچ وسیلهای نمیتواند جای «اقدام نهادیِ حذف منبع آلودگی» را بگیرد.
پزشکان در مراکز درمانی میگویند در بحران هوا، حجم بیماران افزایش مییابد چون آلاینده، مستمر است؛ اما پاسخ نهادیِ کنترل آلاینده مستمر نشد.
عباس قهرمان، شهروند محدوده میدان فردوسی، تاکید کرد که بحران آلودگی دیگر توصیههای مناسبتی را پشت سر گذاشته و به چالشی ساختاری رسیده است. او افزود صدای گروههای مختلف روی یک جمله همگراست: «باید چیزی در تهران تغییر کند که اگزوز را تغییر دهد، سوخت را تغییر دهد، اتوبوس را تغییر دهد، نه فقط برنامه مدارس را».
بودجهها وجود داشتند، آدرس خروجی مشخص نداشت
در گزارشهای رسمی هر سال، عدد اعتبارات برای مهار آلودگی مطرح شده اما عدد «خروجی اثر» مطرح نشد. این یعنی پول تخصیص یافت، اما مقصد تخصیص در سطح شهر و افکار عمومی شناخته نشد. مردم میپرسند چگونه قانونی با بیش از ۳۰ ماده، به پایتخت رسید اما بیش از ۳۰ نتیجه ملموس به پایتخت نرسید؟
این پرسش، تنها یک سوال خبری نیست؛ سوال اجتماعی است. مردم نه با یک جمله احساسی، بلکه با استدلال روزانه گلایه دارند: «آدرسِ ترکفعلها دقیق نیست، اما نتیجه ترکفعلها دقیق است».
رصد روزانه، اما اصلاح نهادی انجام نشد
خبرنگار تهران پرس در گزارش میدانی خود، منابع اصلی آلودگی را بنزین غیر استاندارد و تردد وسایل نقلیه فرسوده دانست و یادآور شد که ۳۴ نهاد بهجز شهرداری، مسئول کاهش آلودگی تهران هستند. اما وقتی از شهروندان سوال میشود کدام دستگاه دقیقاً چه وظیفهای را اجرا کرد و چه وظیفهای اجرا نشد، پاسخها یکسان است: «نمیدانیم، چون منتشر نشده است.».
هوای پاک نسخه میخواهد، اما تجویزکننده و مجری باید یکی شود
پزشکان نسخه مینویسند، اما مجریان نسخهی هوا باید همان کسانی باشند که بودجه و مسئولیت را دریافت میکنند. و تا زمانی که این نسخه نهتنها تجویز، بلکه اجرا، اندازهگیری و گزارشپذیر نشود، تهران هر سال دوباره در نقطه آغاز بحران قرار میگیرد. بحران آلودگی هوا نه فقط با اقدام، بلکه با «ارزیابی نتیجه اقدام» پایان مییابد. مردم تهران رضایت دارند تنها از چیزی که اثرش را ببینند؛ حتی اگر خبرش را نشنوند اما نتیجهاش را لمس کنند.
انتهای خبر/