به گزارش تهران پرس؛ زمستان سالهای 41، 50، 74، 86 و 1401 پربارش ترین زمستانهای تهران و ایران بود اما در این بین زمستان سال 50 فاچعهبار بود.
«خدایا برف بس است!» این تیتر روزنامه اطلاعات در نخستين روزهای برفی سال 1350 است. برفی که از شب دوم بهمن 1350 شروع شد و تا از بین رفتن شرایط بحرانی و برگشتن شهرها به حالت عادی 21 روز زمان برد.
در بهمنماه 1350، ایران شاهد یکی از پربارشترین و سردترین زمستانهای خود بود. بارش هشت متر برف در پنج روز، کشته شدن 4هزار نفر، مسدود شدن اغلب جاده های کشور، از بین رفتن خانه ها و مدفون شدن تعداد زیادی از خانه ها زیر بارش برف و ناپدید شدن 200 روستا اتفاقاتی هستند که چندین سال قبل در ایران رخ داد و حسابی جهان را شوکه کرد. در تهران و اغلب نقاط کشور، برف شدیدی میبارید و مردم با سرمای طاقت فرسایی دست به گریبان بودند.

در این میان خاندان سلطنتی، بدون در نظر گرفتن شرایط اضطراری کشور و مشکلات بزرگی که برای مردم اکثر شهرها پیش آمده بود، به روال هر سال برای تعطیلات و تفریحات زمستانی به مدت پنج هفته به سوییس(دهکده مشهور سن موریتس) رفتند!
گفته میشود طی مدتی که شاه برای اسکی در سوئیس اقامت داشت، دو هتل برای اسکان همراهانش اجاره میشد و دولت سوئیس یکی دو میلیون دلار درآمد بهدست میآورد.
اما خسارتی که کولاک در تهران رقم زد واقعا عجیب بود، این وضعیت غیرعادی فقط در تهران وجود نداشت. بارش برف باعث شد ارتباط صدها روستا در آذربایجان قطع شود، 20 اتوبوس حامل مسافر در دو طرف گردنه حیران بمانند، اتوبوسی با 30 سرنشین در گردنه حیران سقوط کند و مسافرانش از دست بروند. بهمنهای بزرگی در جاده چالوس فرود بیاید، برق در بندر انزلی قطع شود. صدها مسافر و راننده در جاده ها سرگردان شوند، جاده های مهم کشور و راه آهن آذربایجان بسته شوند. در تبریز عده ای از شدت سرما بیهوش شوند. خلبانان هواپیماهای خارجی جرأت نکنند در مهرآباد بنشینند. مردم همدان در خانه های شان حبس شوند.
جالب است بدانید سواحل دریای خزر هم به دلیل سرمای زیاد در آن سال یخ زدند. یکی از بیشترین تلفاتی که در این کولاک اتفاق افتاد مربوط به داخل و اطراف شهرستان اردکان بود که شهرستان دوم یزد به حساب می آمد. در این کولاک بی سابقه، چهار هزار نفر کشته شدند که در آمار کشته شدگان جهانی بر اثر کولاک و طوفان، واقعا بی سابقه است.

اما در کنار بارش برف و سرما، شهر درگیر بازار سیاه پاروفروشها شد؛ پاروهایی که با بارش برف ناگهانی در یک شب هم نایاب شدند و هم گران. در آن دوره پارو هر ساله به قیمت 90 ریال فروخته میشد اما آن روزها تا 250 ریال افزایش قیمت پیدا کرد. با نایابشدن پارو به چند کامیون سفارش داده شد تا از کارگاههای شمال شهر به تهران پارو برسانند؛ اما پارو هم که آماده میشد برفپاروکنها قیمتها را بالا برده بودند، روزنامه کیهان در بخشی از گزارش روز 3 بهمن همان سال نوشته است: «این روزها دستمزد این عده بالا رفته است و برف پاروکردن از 150 ریال به 500 ریال رسیده است. این روزها عدهای از جوانان که متوجه کمبود برفپاروکن در شهرها شدهاند با یک پارو یا بیلچه در کوچه و خیابانها راه افتادند و به قول خودشان با قیمت نازلی برای رقابت با حرفهایها به مردم خدمات میدهند.»
در همان روز روزنامه کیهان خبری از کمیابشدن و گرانشدن گوشت، میوه و ترهبار نوشت: «در شمیران و پارهای از نواحی شمال شهر گوشت تازه هر کیلو تا 140 ریال و گوشت مرغ که قبلا 75 ریال بود تا 90 و 100 ریال فروخته میشود. حبوبات و سبزیها هم که عموما برای آش استفاده میشوند، کم و بیش افزایش قیمت داشتهاند.»
در همان روز روزنامه اطلاعات هم با تیتر «خورشید باید طلوع کند» از وضع بد آبوهوا و رخدادهای تلخ روز گذشته نوشته: «اتوبوسی با ۳۰ سرنشین در گردنه حیران سقوط کرده و مسافرانش جان باختهاند؛ در تهران هم به علت سرمای شدید وضع بحرانی اعلام شد. علاوه بر اینها مسیر ارتباطی ۳۷۵۰ روستا در آذربایجان قطع شده و در جادههای کشور «زنجیرفروشی سیار» رونق گرفته است. شهربانی کل کشور هم در دستوری سراسری اعلام کرده است كه تمام رانندگان در هر نقطه ایران باید از زنجیر چرخ حتی در عبور و مرور شهری استفاده کنند.» در ادامه خبرهای روز سوم بهمن 1400 نفر در رشت و آستارا در محاصره برف ماندند و در گیلان هم مرگ و یخزدگی پرندگان بشدت افزایش پیدا کرد.
سهشنبه، ۵ بهمنماه سال 50 یک روز مانده به سالروز «انقلاب سفید شاه» بیشتر صفحات روزنامهها به اعلامیههای تبریک آن روز اختصاص داشت و کمتر خبری از افزایش بارشها و وضع شهرها منتشر شد.
تا روز سهشنبه، ۱۰ بهمن که خبرهای تلخی در روزنامههای سراسری به چاپ رسید؛ در این روز تمام جادههای مهم کشور بسته شدند و بارش بیامان باران سبب طغیان کارون شد و همین موضوع باعث شد مارها به ساحل هجوم بیاورند؛ وضع به حالت وخیم رسید و گرگها به دلیل سرما و نبود غذا بشدت گرسنه بودند؛ درنهایت در چالوس و آمل به جان مردم افتادند اما دریغ از مدیریت و رسیدن به داد مردم در آن زمان که مردم در برف و یخزدگی دست و پنجه می زدند، شاه و خانواده و همراهانش به تفریح می پرداختند با وجود تیتر و اخبار روزنامه ها باز هم مدیریتی در کار نبود و هزاران هموطن در برف جان خود را از دست دادند.

تا جایی که یکی از سایتهای خارجی به نام DEVASTATING DISASTERS که بررسی و معرفی بلاهای ویرانگر دنیا را انجام میدهد، درباره اتفاقی که آن سال در ایران رخ داد، نوشته است: «کولاک شدیدی که در ایران رخ داد، بیش از یک هفته طول کشید و بهطورکلی باعث شد یکمیلیون و 636هزار کیلومتر مربع در ایران از بین برود و حداقل هزار نفر به معنای واقعی کلمه به خاک سپرده شوند. بسیاری از آنها درحالیکه در خانههایشان نشسته بودند و به راه چاره فکر میکردند به حالت انجماد رسیدند و قبل از اینکه بتوانند از شر یخزدگی خلاص شوند، فوت کردند.»

بحران در مدیریت بحران دوران پهلوی باعث شد که ماجرای برف شدید ایران به یکی از تلخ ترین بحران ها و حوادث تاریخ معاصر ایران تبدیل شود که همه این ها به دلیل بی کفایتی مدیران وقت رژیم پهلوی بود که در شرایطی که مردم با بحران شدید برف مواجه بودند، از سفرهای تفریحی شان دست نکشیدند و تدبیری اتخاذ نکردند تا مانع از افزایش تعداد قربانیان این حادثه تلخ شوند.