به گزارش گروه جامعه پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ محله نخستین سطح ارتباط شهروندان با مدیریت شهری است؛ جایی که مشکلاتی مانند کمبود فضای سبز، فرسودگی معابر، نبود امکانات ورزشی، ضعف روشنایی، آلودگی محیطی و کمبود خدمات عمومی، مستقیماً بر زندگی روزمره مردم تأثیر میگذارد. ساکنان هر محله بهتر از هر فرد دیگری میدانند چه نیازهایی دارند و کدام مشکلات باید در اولویت رسیدگی قرار گیرد. بااینحال، مشارکت مردم در اداره محلات زمانی به نتیجه میرسد که نظرات آنان تنها در حد پیشنهاد باقی نماند و در تصمیمگیریها و تخصیص منابع شهری نقش داشته باشد.
در کلانشهری مانند تهران که محلات آن از نظر جمعیت، بافت اجتماعی، امکانات و نیازهای عمرانی تفاوتهای بسیاری دارند، اداره یکسان همه مناطق نمیتواند پاسخگوی تمام مطالبات شهروندان باشد. مدیریت محلهمحور این فرصت را فراهم میکند که برنامهریزیها براساس شرایط هر محله و با شناخت دقیقتر از مسائل آن انجام شود.
کارشناسان شهری معتقدند واگذاری نقش واقعی به ساکنان محلات، شفافیت در تصمیمگیریها، تقویت شورایاریهای محلی و ایجاد سازوکارهای پاسخگویی، از مهمترین راهکارهای تبدیل شهروندان از دریافتکنندگان خدمات به بازیگران اصلی مدیریت محله است.
مشارکت واقعی؛ فراتر از برگزاری جلسات
یکی از موضوعات مهم در جلب مشارکت شهروندان، ایجاد احساس اثرگذاری است. اگر مردم بارها در جلسات محلی شرکت کنند و مشکلات خود را مطرح کنند، اما نتیجهای مشاهده نکنند، بهتدریج انگیزه خود را برای همکاری از دست میدهند. بنابراین، شهرداریها باید سازوکاری مشخص برای ثبت درخواستها، اعلام اولویتها، پیگیری اقدامات و اطلاعرسانی درباره نتایج فراهم کنند.
به اعتقاد جعفر میرزایی کارشناس مدیریت شهری، تشکیل نشستهای منظم با حضور مدیران محلات، نمایندگان گروههای اجتماعی، کسبه، جوانان، سالمندان و افراد دارای معلولیت میتواند به شناسایی دقیقتر نیازها کمک کند. البته این جلسات باید با برنامه مشخص برگزار شوند و خروجی آنها در قالب تصمیمهای اجرایی و زمانبندیشده در اختیار شهروندان قرار گیرد.
بودجهریزی محلی با نظر مردم
یکی از راههای مؤثر برای افزایش مشارکت عمومی، اختصاص بخشی از اعتبارات شهری به طرحهایی است که شهروندان پیشنهاد میدهند و درباره اولویت اجرای آنها نظر میدهند. برای مثال، اگر ساکنان یک محله میان بهسازی زمین بازی کودکان، اصلاح روشنایی معابر و ایجاد فضای سبز کوچک حق انتخاب داشته باشند، میتوانند براساس نیازهای واقعی خود اولویتبندی کنند.
تجربه برنامههای مشارکتی در مدیریت شهری تهران، از جمله طرح «من شهردارم»، ظرفیت مناسبی برای گسترش این رویکرد فراهم کرده است. بااینحال، موفقیت چنین برنامههایی به شفافیت در اعلام بودجه، امکان بررسی پیشنهادها، انتشار نتایج رأیگیری و اطلاعرسانی درباره میزان پیشرفت پروژهها وابسته است. مشارکت زمانی معنا پیدا میکند که شهروندان بدانند پیشنهاد آنها چه سرنوشتی پیدا کرده و چرا یک پروژه انتخاب یا رد شده است.
نقش تشکلهای محلی و گروههای مردمی
علی خطیبی کارشناس مسائل اجتماعی در گفتگو با «تهران پرس» بر اهمیت تقویت گروههای داوطلب و تشکلهای محلی تأکید دارد.
وی ادامه داد: انجمنهای محیطزیستی، گروههای فرهنگی، سازمانهای مردمنهاد، هیئتهای ورزشی و گروههای فعال در حوزه حمایت از سالمندان و کودکان میتوانند حلقه ارتباطی میان مردم و شهرداری باشند.
این گروهها با شناخت ظرفیتهای اجتماعی محله میتوانند در اجرای برنامههای پاکسازی محیط، مراقبت از فضاهای عمومی، برگزاری رویدادهای فرهنگی و شناسایی افراد نیازمند حمایت مشارکت کنند. البته مسئولیت ارائه خدمات تخصصی و وظایف قانونی شهرداری نباید بهطور کامل بر دوش مردم گذاشته شود؛ بلکه مشارکت شهروندان باید مکمل مسئولیتپذیری نهادهای عمومی باشد.
جوانان و فضای مجازی؛ فرصتی برای مشارکت گستردهتر
جوانان از ظرفیتهای مهم، اما گاه کمتر استفادهشده در اداره محلات هستند. ایجاد گروههای مشورتی جوانان، حمایت از ایدههای نوآورانه و فراهم کردن فرصت حضور آنان در طراحی برنامههای فرهنگی، ورزشی و محیطزیستی میتواند ارتباط نسل جدید با مدیریت شهری را تقویت کند.
همچنین، راهاندازی سامانههای ساده و در دسترس برای ثبت مشکلات محله، ارسال تصویر، پیگیری درخواستها و شرکت در نظرسنجیها، امکان مشارکت افرادی را فراهم میکند که فرصت حضور در جلسات حضوری ندارند. بااینحال، ابزارهای دیجیتال باید در کنار روشهای حضوری قرار گیرند تا سالمندان، افراد کمبرخوردار و شهروندانی که دسترسی محدودتری به اینترنت دارند، از فرایند تصمیمگیری کنار گذاشته نشوند.
شفافیت و پاسخگویی؛ شرط اعتماد عمومی
یکی از مهمترین پیششرطهای مشارکت پایدار، اعتماد مردم به مدیریت شهری است. انتشار گزارشهای دورهای از هزینهکرد اعتبارات محلی، معرفی پروژههای مصوب، اعلام دلایل تأخیر در اجرای طرحها و مشخص کردن مسئول پیگیری مطالبات، میتواند این اعتماد را تقویت کند.
متخصصان برنامهریزی شهری معتقدند ارزیابی موفقیت مشارکت نباید فقط بر تعداد جلسات یا میزان ثبت پیشنهادها استوار باشد. میزان اجرای طرحهای پیشنهادی، رضایت ساکنان، توزیع عادلانه امکانات و کاهش مشکلات محلی نیز باید در ارزیابی عملکرد مدیران شهری مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، اداره موفق محلات تهران به همکاری مستمر میان شهرداری، نهادهای محلی و شهروندان نیاز دارد. مردم زمانی برای بهبود محیط زندگی خود مسئولیت بیشتری میپذیرند که در تصمیمگیریها سهم داشته باشند و نتیجه مشارکت خود را در خیابانها، بوستانها، مراکز فرهنگی و خدمات عمومی مشاهده کنند. تبدیل محله به فضایی برای تصمیمگیری جمعی، علاوه بر حل مسائل روزمره، میتواند سرمایه اجتماعی را افزایش دهد و زمینه شکلگیری شهری پاسخگوتر و متناسب با نیازهای واقعی شهروندان را فراهم کند.
انتهای خبر/