به گزارش گروه اقتصاد پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ در روزهای اخیر، فضای مجازی و رسانههای اقتصادی تحت تأثیر خبر اجرای طرح ملی «مهتاب توانیر» قرار گرفته است. این طرح که با هدف ردیابی کیفپولهای دیجیتال و شناسایی جریانهای مالی مشکوک در شبکه رمزارزها طراحی شده، قرار است با استفاده از ابزارهای پیشرفته تحلیل بلاکچین، جریانهای خروج سرمایه را تحت کنترل درآورد. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا این طرح میتواند امنیت مالی کشور را تضمین کند یا تنها باعث عقبنشینی تدریجی سرمایهگذاران از حوزههای دیجیتال خواهد شد؟
زیرساخت طرح؛ جنگ در فضای غیرمتمرکز
برخلاف سیستمهای بانکی سنتی که با نظارت مستقیم بر تراکنشها کار میکنند، دنیای رمزارزها بر پایه «تمرکززدایی» بنا شده است. طرح مهتاب توانیر تلاش میکند با استفاده از الگوریتمهای ردیابی تراکنش (On-chain Analysis)، هویت پشت هر کیفپول را شناسایی کرده و ارتباط آن را با نهادهای مالی یا افراد مشکوک به جرم، اثبات کند.
هدف نهایی این عملیات، خشکاندن ریشههای پولشویی و جلوگیری از انتقال غیرقانونی داراییهای ارزشمند به خارج از مرزهای ملی است. در واقع، دولتها به دنبال این هستند که «سایههای دیجیتال» را که از دید سیستمهای نظارتی سنتی پنهان میمانند، به روشنایی بکشانند.
شکاف میان قانون و تکنولوژی
با این حال، چالش اصلی در تعریف «غیرمجاز بودن» نهفته است. در حالی که استخراج رمزارزها در برخی حوزهها به دلیل مصرف بالای انرژی با محدودیت مواجه شده، استفاده از رمزارزها به عنوان دارایی یا ابزار انتقال ارزش، همواره در منطقهای خاکستری قرار داشته است. طرح مهتاب توانیر با ورود به این منطقه خاکستری، مستقیماً با ساختار پنهان اقتصاد دیجیتال برخورد میکند.
آریا منتظری، کارشناس حوزه امنیت سایبری و بلاکچین، در تحلیل ابعاد این طرح میگوید:«بزرگترین چالش طرحهای نظارتی در حوزه رمزارز، ماهیتِ “بدون مرز” بودن آنهاست. ردیابی کیفپولهای شخصی که از صرافیهای غیرمتمرکز (DEX) استفاده میکنند، بسیار دشوارتر از ردیابی حسابهای بانکی است.
وی افزود: طرح مهتاب توانیر اگر قرار است موفق باشد، نباید صرفاً بر پایه “جمعآوری و برخورد” باشد؛ بلکه باید بر پایه “شناسایی و نظارت هوشمند” بنا شود. اگر رویکرد صرفاً تنبیهی باشد، کاربران به سمت استفاده از روشهای پیچیدهتر مانند “میکسرها” (Mixers) و پروتکلهای حریم خصوصی میروند که ردیابی آنها عملاً غیرممکن است و در نهایت، فقط شفافیت بازار کمتر میشود.»
ابعاد اقتصادی؛ امنیت یا محدودیت؟
از منظر اقتصاد کلان، کنترل جریان رمزارزها میتواند از ریزش ارزش پول ملی و خروج بیرویه سرمایه جلوگیری کند. اما از سوی دیگر، این نگرانی وجود دارد که اجرای سختگیرانه این طرح، باعث شود متخصصان و سرمایهگذاران حوزه فناوری، به دنبال انتقال دانش و سرمایه خود به کشورهای همسایه کنند.
رضا صمدی، تحلیلگر بازارهای مالی، در گفتگو با «تهران پرس» معتقد است:«ما در یک نقطه حساس قرار داریم. از یک سو، کشور به شدت نیاز دارد که از فرار سرمایهها جلوگیری کند و از سوی دیگر، نمیتوانیم با برخورد تهاجمی، فضایی برای نوآوری ایجاد کنیم. طرح مهتاب توانیر باید مرز مشخصی میان “فعالیتهای جرمشناسانه” مثل پولشویی و “فعالیتهای اقتصادی دیجیتال” قائل شود. اگر کاربر احساس کند هر نوع تراکنش دیجیتالی میتواند منجر به مسدودی دارایی یا پیگیریهای قضایی شود، بلافاصله از بازار رسمی خارج شده و به زیرزمینهای دیجیتال پناه میبرد. این یعنی از دست دادن کنترل کامل بر بازار.»
آیندهی شفافیت در سایهها
با پیشرفت فناوری، ابزارهای نظارتی نیز در حال تکامل هستند. موفقیت طرح مهتاب توانیر بستگی به این دارد که آیا میتواند تعادلی میان «نظمبخشی به اقتصاد» و «حمایت از زیرساختهای فناوری» برقرار کند یا خیر.
در نهایت، آنچه تاریخ از این طرح ثبت خواهد کرد، این نیست که چقدر رمزارزها جمعآوری شدند، بلکه این خواهد بود که آیا این اقدام منجر به ایجاد یک اکوسیستم مالی شفاف و قابل اعتماد شد یا صرفاً باعث تاریکتر شدن فضای معاملات دیجیتال در کشور گردید. در دنیای رمزداراییها، هر چقدر که فشار نظارتی افزایش یابد، هوشمندیِ ابزارهای فرار نیز به همان نسبت تکامل مییابد؛ نبردی که در آن، برنده تنها کسی است که از تکنولوژی، فراتر از قانون، استفاده کند.
انتهای خبر/