به گزارش تهران پرس؛ «شهید حجتالله فرزانه» ۲۲ فروردین ۱۳۴۸ چشم به جهان گشود. وی در سن ۱۴ سالگی راهی جبهه جنگ شد. شهید فرزانه که از نیروهای گردان حمزه لشکر ۲۷ محمد رسولالله (ص) بود، چهار سال پس از حضور در جبهه در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۶۷ در عملیات مرصاد در منطقه اسلام آباد غرب به شهادت رسید.
فرازی از وصیتنامه «شهید حجتالله فرزانه»
«..خدایا تو خود میدانی این راه را نه بخاطر اسم و رسم و نه بخاطر مال دنیا و نه بخاطر جاه و مقام بیارزش دنیایی قبول کردم. امید امت این اعمال را هر چند ناقص با رحمت و بخشش از من قبول کنید و عاقبت مرا ختم بخیر و مرگم را شهادت در راه خودت قراردهی و مرگ در بستر را از من دور کنی و به من توان بده تا زنجیرههای علایق دنیا را بگشایم و بسوی تو با بهترین پایان یعنی شهادت باز گردم، خدای من به ندای بنده حقیر خویش که از نای جان تو را صدا میزند و از تو میخواهد که خلعت زیبای شهادت را به او نصیب کنی پاسخ ده و مگذار از این فیض عظیم که آن را به بها میدهی نه به بهانه محروم بمانم.
بارالها شهادت در راهت آنقدر زیباست که دوست دارم هزارها بار زنده شوم و باز جان ناقابل را تسلیم تو کنم، چرا که رسول تو حضرت خاتم النبیین محمد بن عبدا... فرمود: بالاتر از همه خوبیها شهادت در راه خداست مردم اگر این راه را انتخاب کردم بخاطر این بود که هر لحظه طنین «هل من ناصر ینصرنی» حسین زمان بگوشم میرسید و نمیتوانستم همچنان گوش دل را کر و چشم دل را نابینا بدارم و نمیتوانستم صحنههای جنایت صدامیان را به ناموس و آب و خاک کشور اسلامیمان و خون به ناحق ریخته زنان و دختران و پسران خرد سال شهرهای مرزیمان را که بیرحمانه برزمین و درب و دیوار شهرها ریخت فراموش کنم و بیتفاوت باشم. رفقا و همکلاسیانم را پرپر ببینم و راهشان را ادامه ندهم.

شب و روز سوز و گداز دل و صدای راز و نیازهای شبانه و خاضعانه آنان در گوشم هست دلم به من هشدار میدهد نگذارم پرچم حسین زمین بیفتد و راهش فراموش شود، البته خداوند آگاه است من لیاقت اینها را نداشتم و این رحمت و عطوفت خود اوست که نصیب من شده،ای کسانی که پس از این همه دعوتها و حجتها بیتفاوتی را پیشه خود کردهاید و از مسئولیت خود در قبال اسلام شانه خالی کردهاید، آیا شما به مرگ شک میکنید همانطور که از حضرت آدم تا بحال همه حتی پیغمبران و امامان نیز به رحمت حق رفتهاند، بله باید باور داشت که «انالله و اناالیه راجعون» آیا آن وقت اگر از ما پرسیده شد در دنیا چه کردید و برای چه کردید، چه خواهیم گفت؟ در آنوقت خدا خود میداند با کافران و منافقان چه باید کرد، پس به حساب خود رسیدگی کنید، قبل از آنکه به حساب خود رسیدگی شود.
این دنیا را از برای اعمال نیک انتخاب کنیم، نه از برای زندگی تجملی و پر زرق و برق، زندگی را باید به کسب معرفت و اخلاقیت و پاکیزگی و ساده پوشی، حفظ تقوی و افزودن به کارهای نیک مزین کنیم و در جهت از بین بردن گناهان که باعث قساوت قلب و گرفته شدن توفیقات الهی میشود کوشا باشیم. خدا نکند که اصرار بر گناهان داشته باشیم، گناهان را کوچک نشماریم که این بزرگترین گناه است و از، نظر مادی به فقرا و از نظر معنوی به اولیاءالله بنگرید و از مواضع دروغ و تهمت بپرهیزید و به فقرا انفاق کنید و اوقات خواب را کم کرده و بیشتر به ائمه متوسل شوید «در سخنان امام بیندیشید و از تعبیرات غلط آن جلوگیری کنید» نماز شب از خصلتهای مؤمن است، زیرا شب زندهداری باعث توسعه رزق میگردد و حداقل سحرها را بیدار باشید و با دعای صباح بگذرانید، تظاهرات و نماز جمعه و رای دادن را با شکوهتر انجام دهید تا مشت محکمی بر دهان ابر قدرتها و فرصت طلبان بزنید...
آیا این دین مبارک که برایش دندان پیغمبر خدا شکست و خاک و خاکستر و چوب بر سرش پاشیده شد، فرق مبارک حضرت علی (ع) شکافت پهلوی مبارک بانوی اسلام سوراخ شد و جگر امام حسن (ع) پاره پاره شد و دو دست علمدار سپاه اسلام بریده شد و گلوی تشنه طفل ششماه علیاصغر سوراخ شد و سر مبارک سیدالشهداء بالبان خشک بر سر نیزه رفت و دختر خرد سال او سیلیها و تازیانهها خورد و پای برهنه بر روی ریگهای داغ و تیغهای صحرا کشیده شد، حضرت زینب تازیانهها خورد و اهانتها شنید و این است ارزش فداکاری و مجاهده «این انقلاب برای ما بهترین و محکمترین حجتها هست» و هیچکس جای بهانه و تامل ندارد، مبادا گول حیله این دشمنان کوردل انقلاب را بخورید که آنها هر روز با یک خدعه و نیرنگ جدید وارد میشوند از اوائل خواستند جلوی مردم را با قتل و کشتار و ترور مقابله کنند نتیجه نگرفتند و کم کم روی فرهنگ ما کار کردند و عدهای بیخبر از همه جا گول خوردند و گمراه شدند، «ای جوانان فریب نخورید» آیا وقت آن نیست که بخود بیایید و در گذشته و حال و آینده نظری بیفکنیم، نگذارید این درخت انقلاب را بخشکانند.

آیا وقت تو دهنی زدن به این دشمنان اسلام و مسلمین متعهد به آب و خاک ملت اسلامی ما نشده، تا کی ذلت و خفت؟ سالار شهیدان حسین ابن علی (ع) میفرمایند اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید و نیز اگر سر دو راهی قرار گرفتید یکی را انتخاب کنید یا عزت و یا ذلت، بههرحال چه بخود بیایید و چه نیایید، این راهی است که رفته میشود و همچنان خداوند وعده داده اسلام سربلند و پیروز است و خوشا به حال آنان که خوشا به حال آنان که خودشان را در این راه شریک قرار دادهاند و در مشکلات صبر و استقامت را پیشه کردهاند، ولی دریغ واسف از آنانکه خود را کنار کشیدند و از اطاعت خداوند و رسول و اولاد او سرباز زدند. حضرت علی (ع) میفرمایند: نه زندگی آنقدر شیرین است و نه مرگ آنقدر ترسناک که انسان بخاطر آن شرافتش را به دیگران بفروشد.
ای خواهران و برادران مومن و آشنایان سعی کنید بیشتر قرآن بخوانید بخصوصا معانی آن را معیار و ملاک سنجش خود در زندگی قرار دهید. به حقیقت کتاب نور و هدایت است، در حق پدر و مادر نیکی کنید و سعی کنید از دعاهای خیر آنان بینصیب نمانید، یکی از دعاهایی که خداوند زود مستجاب میکند دعای پدر و مادر در حق فرزندانش است.
خواهران عزیزم سعی کنید در زندگی بانوان صدر اسلام، حضرت زینب (س) را مطالعه کنید و اینان را اسوههای زندگی خود قرار دهید نه زندگی را برخود تلخ کنید، فقط آنها را مد نظر داشته باشید، خواهرانم حجاب شما اثر خون شهید را دو چندان میکند شما با حجابتان مشت محکمی بر دهان ابر قدرتها بزنید و حجاب شما پیام خون شهداست. خواهرم سیاهی چادر تو کوبندهتر از خون من است نقش شما در حفظ معیارهای انقلاب بسیار حساس و مهم است، سعی کنید فرزندان خود را همچنان پاک تربیت کنید و پیام این شهیدان را به آنان برسانید اگر به وظایف خود برای رضای خدا عمل کنید، اجر و ثواب شما کمتر از مجاهده در راه خدا نیست...»

انتهای پیام/