یک تصویرگر کتاب کودک مطرح کرد:

هشدار درباره مرگ تدریجی خیال‌پردازی

خیال پردازی
یک تصویرگر کتاب کودک معتقد است: ارزش آفرینش هنری تنها به نتیجه نهایی محدود نمی‌شود، بلکه فرآیند اندیشیدن، تخیل کردن و پرورش ایده نیز بخشی اساسی از هویت هنرمند است. او با ابراز نگرانی از تأثیر هوش مصنوعی بر توانایی تخیل‌پردازی، بر اهمیت تجربه‌های زیسته، اندوخته‌های فرهنگی و حفظ نگاه شخصی در خلق اثر تأکید می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ نجلا مهدوی در گفتگویی، در پاسخ به پرسشی درباره مهم‌ترین چالش تصویرگران در شرایط کنونی گفت: این روز‌ها چالشی که من و خیلی از همکارانم با آن مواجه هستیم، چالش مادی و مقوله‌ی اقتصاد است. مسئله اقتصاد در سطوح مختلف روی کار ما اثر گذاشته است. از گران شدن رنگ، بوم، مقوا و ابزار کار گرفته تا گران شدن کاغذ و مشکلات اقتصادی که سر راه نشر وجود دارد و اینکه بازار نشر نسبت به گذشته چقدر خریدار تصویرگری و آثار آرت‌ورک و تصویرگری است؟ اما چالش بنیادی و ریشه‌ای‌تر برای ما تصویرگر‌ها این است که با توجه به تلخی‌ها و سختی‌هایی که در این چند ماه اخیر تجربه کردیم، نیروی درونی خود را حفظ کنیم و با ذهن آزاد به تصویرگری بپردازیم. به طور کلی در خمودگی جمعی توجه و اقبال کمتری به مسئله کتاب و کتاب‌خوانی وجود دارد.

افزایش قیمت کاغذ و چرخه دشوار تولید کتاب

این تصویرگر درباره تأثیر افزایش قیمت کاغذ بر فعالیت تصویرگران و روند تولید کتاب اظهار کرد: گران شدن کاغذ در دو سطح تاثیرگذار است. سطح اول آن متریال کار است و برای تصویرگرانی مثل من که ترجیح می‌دهند از ابزار‌های دستی استفاده کنند، هزینه‌ی زیادی را برای تصویرگر ایجاد می‌کند ولی این بخش کوچک و ناچیزی از تاثیرات گران شدن کاغذ است و بخش مهم‌تر هزینه‌ی بالا رفتن تمام‌شده‌ی کتاب است. پروژه‌های گتصویرگران و نویسندگان با سوابق درخشش بین‌المللی در این مدت لغو شده است. 

شاید بتوان گفت تصویرگری به‌تنهایی تأمین‌کننده هزینه‌های زندگی نیست

او درباره امکان استفاده از تصویرگری به‌عنوان شغل اصلی گفت: تصویرگری طی دهه‌ها نمی‌توانسته شغل اصلی افراد باشد. یا لااقل برای اکثریت اعضای جامعه‌ی تصویرگران هیچ وقت نتوانسته شغل اصلی باشد. با این وجود علی‌رغم تمام مشکلات تصویرگرانی که در یک حیطه کار نمی‌کنند و چند حیطه را پیش می‌برند، می‌توانند بخش قابل توجهی از درآمد خود را از تصویرگری داشته باشند.

با وجود این که جامعه جهانی طی دهه‌ها اقبال زیادی به تصویرگری ایرانی نشان داده و همیشه اسم تصویرگران ایرانی در رقابت‌های بین‌المللی مطرح بوده و درخشیده است، تصویرگران ایرانی غالبا مشاغل دیگری برای امرار معاش خود حفظ کرده‌اند و به کار‌هایی مثل تدریس خصوصی، استادی دانشگاه، تدریس در ورکشاپ‌ها و یا طراحی گرافیک و کار‌هایی از این دست پرداخته‌اند.

تصویرگری، چهل تکه فرهنگی زیبا

مهدوی با اشاره به دشواری تأمین هزینه‌های زندگی از طریق تصویرگری کتاب ادامه داد: تصویرگری و مخصوصا تصویرگری کتاب نمی‌تواند به تنهایی تامین‌کننده‌ی هزینه‌ها باشد و در هر پروژه‌ی تصویرگری کتاب، تصویرگر چندماهی را صرف شناختن و نزدیک شدن به پروژه می‌کند و نتیجه‌ی این تلاش چندماهه در صنعت ایران طوری نیست که هزینه‌ی همان چند ماه را هم تامین کند.

حتی با توجه به این که قرارداد‌های درصدی در ایران زمانی اجرایی شدند - و البته باز هم در موارد بسیاری با توجه به شرایط اقتصادی از حیطه رایج خارج شدند- حق‌الزحمه‌ای که تصویرگر برای کتاب دریافت می‌کند به هیج وجه در حدی نیست که حتی هزینه‌ی همان ماه‌هایی را که درگیر خلق کتاب بوده است، تامین کند. چه برسد به این که تصویرگر در آینده هم منتفع باشد.

تجربه کار دستی و اهمیت خلوص در آفرینش هنری

این تصویرگر در پاسخ به پرسشی درباره گسترش ابزار‌های دیجیتال و اهمیت تجربه کار دستی گفت: زمانی که ابزار‌های دیجیتال گسترش یافتند، من نیز مانند بسیاری از همکارانم، در مقاطعی از این ابزار‌ها استفاده کردم؛ بااین‌حال، همواره نوعی خلوص در تجربه کار دستی وجود داشته است که مرا به سوی تصویرگری سنتی و کار با رنگ، بوم و کاغذ بازگردانده است.

شاید جالب باشد که این موضوع را از منظر تجربه خلوص در فرایند آفرینش هنری ببینیم؛ تجربه‌ای که همواره مرا به کار دستی سوق داده است. شاید بتوان این موضوع را با آرای والتر بنیامین درباره مفهوم «آئورا» یا «هاله» در اثر هنری مرتبط دانست. برای من، ویژگی یگانه و منحصر‌به‌فرد اثر هنری اهمیت بسیاری داشته است. افزون بر این، تجربه زیسته در فرایند خلق اثر و مواجهه با اتفاقاتی که در جریان آفرینش هنری رخ می‌دهند، همواره جذابیت ویژه‌ای برایم داشته است.

او با اشاره به تجربه حضور در یک پروژه فرهنگی مشترک میان ایران و روسیه افزود: اخیراً از یک پروژه فرهنگی مشترک میان ایران و روسیه رونمایی کردیم؛ پروژه‌ای در حوزه تصویرگری کتاب که به قصه‌های عامیانه ایرانی و روسی اختصاص داشت. این کتاب در مسکو و در حاشیه نمایشگاه کتاب این شهر رونمایی شد.

در آن رویداد، یکی از پرسش‌هایی که همتایان و همکاران روس ما و همچنین دانشجویان هنر مطرح می‌کردند، این بود که آیا بیشتر از ابزار‌های دیجیتال استفاده می‌کنیم یا همچنان به ابزار‌های کلاسیک و سنتی وفادار مانده‌ایم؟ در خلال گفت‌و‌گو درباره این موضوع، به این نکته فکر می‌کردم که برای من، حتی بازگشت به سنت‌های قدیمی‌تر تصویرسازی، استفاده از قلم‌مو‌ها و کاغذ‌های سنتی و احیای شیوه‌های پیشین ساخت تصویر، جذابیت فراوانی دارد. حتی روش‌هایی مانند مهره‌کشی و دیگر تکنیک‌های سنتی تصویرسازی نیز برایم ارزشمندند. به بیان دیگر، نه‌تنها همچنان بر ساخت دستی تصویر تأکید دارم، بلکه هرچه بیشتر در این مسیر پیش می‌روم، سنت‌های قدیمی تصویرسازی برایم عزیزتر و گرامی‌تر می‌شوند.

تصویرگری، چهل تکه فرهنگی زیبا

این تصویرگر با تأکید بر اینکه استفاده از ابزار‌های دیجیتال می‌تواند از نظر اقتصادی به‌صرفه باشد، گفت: به‌خوبی می‌توان درک کرد که چرا بسیاری از تصویرگران کتاب به استفاده از ابزار‌های دیجیتال روی می‌آورند. این ابزار‌ها می‌توانند هزینه‌های تولید کتاب را کاهش دهند و از نظر اقتصادی، فرایند تولید را مقرون به‌صرفه‌تر کنند.

از این منظر، گرایش به استفاده از ابزار‌های دیجیتال کاملاً منطقی است. بااین‌حال، نمی‌توانم از جذابیت تجربه کار با رنگ و مواجهه با اتفاقات پیش‌بینی‌ناپذیری که در جریان خلق اثر رخ می‌دهند، چشم‌پوشی کنم؛ اتفاقاتی که بخش مهمی از تجربه شخصی من از آفرینش هنری را شکل می‌دهند. البته من نیز، مانند هر تصویرگر، صنعتگر یا هنرمند دیگری، شگرد‌ها و روش‌های خاص خودم را برای پیش‌برد کار دارم؛ روش‌هایی که کمک می‌کنند فرایند خلق اثر را با کمترین آسیب به کیفیت و اصالت آن طی کنم. از این منظر، استفاده از ابزار‌های دیجیتال، به‌ویژه در فرایند تولید کتاب، می‌تواند از نظر اقتصادی و اجرایی مؤثر و منطقی باشد. با این‌همه، اگر بخواهم از ترجیح شخصی خودم سخن بگویم، باید تأکید کنم که همچنان ابزار‌های دستی را ترجیح می‌دهم.

نگرانی از تأثیر هوش مصنوعی بر تخیل و فرایند خلاقیت

مهدوی با بیان اینکه هوش مصنوعی، برخلاف ابزار‌های دیجیتال، نگرانی‌های دیگری برای او ایجاد می‌کند، درباره تأثیر این فناوری بر فرایند خلق اثر توضیح داد: این نکات را درباره ابزار‌های دیجیتال گفتم؛ اما در مواجهه با هوش مصنوعی، مسئله برای من ابعاد دیگری پیدا می‌کند. می‌دانم که مسیر تحولات فناوری به این سمت پیش رفته است و اکنون هوش مصنوعی نیز به‌عنوان ابزاری در دسترس ما قرار دارد. شاید یکی از رؤیا‌های بسیاری از هنرمندان، از جمله خود من، پیش از ظهور هوش مصنوعی، این بوده است که بتوانیم آنچه را در ذهن تصور می‌کنیم، با سرعت و سهولت بیشتری به تصویر تبدیل کنیم.

همهٔ ما تصاویری در ذهن داریم؛ تصاویری برخاسته از خاطرات گذشته، صحنه‌هایی که در طول زندگی دیده‌ایم یا موقعیت‌هایی که در تخیل خود می‌سازیم و مجسم می‌کنیم. با این‌حال، هنگامی که می‌کوشیم این تصاویر را بر صفحه بیاوریم، معمولاً نمی‌توانیم آنها را با همان سرعت، کیفیت و حالت جادوگونه‌ای که در ذهن داریم، بازآفرینی کنیم. هوش مصنوعی این امکان را فراهم می‌کند که فاصله میان تصور ذهنی و تحقق تصویری آن تا اندازه‌ای کاهش یابد.

او با اشاره به نگرانی خود از وابستگی به این فناوری ادامه داد: با وجود این، در مواجهه با ابزار‌های دیجیتال، می‌توانم آنها را عمدتاً در جایگاه ابزار‌هایی برای تسهیل فرایند کار بپذیرم، اما درباره هوش مصنوعی نگرانی عمیق‌تری دارم. نگرانی من این است که استفاده از این فناوری، به‌تدریج توانایی خیال‌پردازی و پرداخت ایده‌ها را در ما تضعیف کند.

برای مثال، همان‌طور که ممکن است اکنون هنگام نگارش یک متن اداری کمتر به تجربه زیسته، دانش زبانی و حافظه ادبی خود رجوع کنیم، این احتمال نیز وجود دارد که در حوزه هنر به‌تدریج چنین وضعیتی شکل بگیرد. ممکن است به‌جای آنکه برای پرورش یک ایده وقت بگذاریم، آن را در ذهن خود بسط دهیم و از طریق تجربه و آزمون‌وخطا به بیانی شخصی برسیم، تولید تصویر را از همان ابتدا به هوش مصنوعی واگذار کنیم.

این تصویرگر معتقد است که مسئله تنها به استفاده از یک ابزار جدید محدود نمی‌شود، بلکه به نحوه مواجهه هنرمند با فرایند تفکر و تخیل مربوط است. او در این‌باره گفت: چنین وضعیتی، اگر نگوییم خطرناک، دست‌کم تجربه‌ای است که باید با احتیاط فراوان با آن مواجه شد. مسئله صرفاً استفاده از یک فناوری جدید نیست، بلکه نحوه مواجهه ما با فرایند تفکر، تخیل و آفرینش هنری است؛ فرایندی که به باور من، بخش مهمی از هویت هنرمند را شکل می‌دهد.

تصویرگری، چهل تکه فرهنگی زیبا

او با اشاره به رویکرد خود در آموزش و خلق آثار شخصی افزود: پیش‌تر نیز درباره این موضوع صحبت کرده‌ام، اما لازم می‌دانم بار دیگر بر نگرانی خود تأکید کنم. برای مثال، در کلاس‌هایم ممکن است از دانشجویان یا هنرجویان بخواهم یکی از تمرین‌های خلاقیت یا تصویرسازی را با استفاده از هوش مصنوعی انجام دهند.

با این‌حال، با استفاده از هوش مصنوعی به‌عنوان نقطه آغازین فرایند خلاقیت و یکی از گزینه‌های اولیه برای تولید اثر، به‌شدت مخالفم. در مورد آثار خودم نیز، در هیچ‌یک از مراحل خلق اثر تمایلی به استفاده از این ابزار ندارم. به اعتقاد من، ما به‌عنوان هنرمند و تصویرگر بهتر است، فرآیند اندیشیدن، تخیل و پروریش ایده‌ها را به عاملی بیرون از خودمان واگذار نکنیم. ارزش آفرینش هنری، دست‌کم از منظر تجربه شخصی من، تنها به نتیجه نهایی محدود نمی‌شود؛ بلکه مسیری که برای رسیدن به آن طی می‌کنیم نیز اهمیت اساسی دارد.

مهدوی در ادامه، تجربه خالص هنری و پرورش ایده را از مهم‌ترین دلایل خود برای فاصله گرفتن از هوش مصنوعی دانست و گفت: تجربه‌ی خلوصی که در کار با دست احساس می‌کنم و همچنین فرآیند شکل‌گیری، ساخت و پرورش ایده، از مهم‌ترین دلایلی هستند که مرا از گرایش به هوش مصنوعی بازمی‌دارند و باعث می‌شوند تمایل چندانی به استفاده از ابزار‌های دیجیتال نیز نداشته باشم.

 برای من، بخش مهمی از جذابیت هنر در همین مسیر نهفته است؛ در تجربه کردن، اندیشیدن، آزمودن و مواجهه با اتفاقاتی که در جریان خلق اثر رخ می‌دهند و لزوماً نمی‌توان از پیش، آنها را پیش‌بینی یا برنامه‌ریزی کرد. البته تأکید می‌کنم که این دیدگاه، ترجیحی شخصی است و آن را نباید به‌عنوان موضعی الزام‌آور برای دیگران در نظر گرفت. طبیعتاً هر هنرمند آزاد است بر اساس دیدگاه و ذائقه‌ی خود عمل کند و شیوه مناسب خویش را برای مواجهه با ابزار‌های جدید برگزیند.

هوش مصنوعی و اهمیت اندوخته‌های انسانی و فرهنگی

این تصویرگر در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر هوش مصنوعی بر شیوه فکر کردن، تخیل و ایده‌پردازی، گفت: هوش مصنوعی ممکن است نوعی خمودگی به کیفیت فکر کردن اضافه کند و تمایل به فکر کردن، تخیل و ایده‌پردازی را کاهش دهد. با وجود هوش مصنوعی همچنان مهارت‌های فنی و تکنیکال مهم خواهد بود، اما مهم‌تر از آن، چیزی است که همیشه به تصویرگر غنا می‌دهد؛ یعنی خوراک ذهنی تصویرگر که صرفا در خلق اثر و ساخت نهایی تصویر، اهمیت ندارد.

تجربه زیسته ما و تجربه ما در ادبیات، موسیقی، هنر و هنر‌های نمایشی که از فیلتر ذهن ما می‌گذرند به بیانی نو می‌رسند. می‌بینیم که هوش مصنوعی به سوررئالیسم متصل می‌شود و خیلی از حافظه تصویری جهان استفاده می‌کند ولی نمی‌تواند جای ادغام کردن تجربه‌ی انسانی و گنجینه‌ی فرهنگی و ایرانی ما و تجربه ما از طبیعت، عواطف و روابط انسانی را بگیرد. من هم مثل همه می‌خواهم بیشتر درباره فلسفه هوش مصنوعی بدانم، اما به نظرم چیزی که الآن برای تصویرگر ارزشمند است کیفیت انسانی اندیشیدنش و کوله‌باری است که از گنجینه عواطف انسانی و اندوخته‌های بشری دارد.

انتشار کتاب‌های خارجی و کاهش سهم آثار تألیفی

مهدوی درباره استفاده برخی ناشران از تصویرگری کتاب‌های خارجی برای کاهش هزینه‌های تولید اظهار کرد: این مسئله جدید نیست و ناشر‌ها مجبور شدند یا انتخاب کردند با توجه به رکود اقتصادی به این راه‌کار روی آوردند که از کتاب‌های خارجی استفاده کنند و پروژه‌های تالیفی کار نکنند.

با توجه به نبود مسئله کپی‌رایت در ایران این مسیر برای ناشران ارزان‌قیمت محسوب می‌شد و نیازی به پرداخت حق تالیف نبود؛ البته ناشرانی سعی کردند با کسب رضایت مولف خارج از ایران کار را پیش ببرند که ارزشمند است. این مسئله باعث شده است در دوره‌هایی که در ایران می‌توانستیم صنعت نشر قوی‌تری داشته باشیم، سهم نویسنده و تصویرگر ایرانی کاهش پیدا کرده و همین‌طور کودک و نوجوان ایرانی سهم کمتری از کتاب‌های تالیفی متناسب با فرهنگ خود داشته باشند.

تصویرگری فراتر از کتاب کودک؛ اهمیت ذهن خلاق و زبان شخصی

نجلا مهدوی در پاسخ به پرسشی درباره باور‌هایی که درباره تصویرگران وجود دارد و باید در آنها تجدیدنظر شود، به گسترش زمینه‌های فعالیت هنرمندان تصویرگر اشاره کرد و گفت: به این پرسش می‌توان پاسخ‌های متفاوتی داد. در واقع، تصویرگران تا همین سال‌های اخیر، فعالیت حرفه‌ای خود را عمدتاً به تصویرگری کتاب، به‌ویژه کتاب کودک محدود می‌کردند، اما امروز این وضعیت تغییر کرده است.

تصویرگران در حوزه‌های متنوعی از جمله طراحی بازی، طراحی محصولات کاربردی، طراحی بسته‌بندی، خلق آثار هنری مستقل برای ارائه گالری‌ها، تولید تصاویر تک‌فریم با رویکرد‌های هنری و طراحی پترن و ... فعالیت می‌کنند و در بسیاری از این زمینه‌ها نیز به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته‌اند. شاید بتوان گفت تصورِ محدود بودن تصویرگری به تصویرگری کتاب کودک، باوری بوده که تا مدت‌ها در ناخودآگاه جمعی ما ریشه داشته است؛ باوری که نیاز به بازنگری در آن در سال‌های اخیر، بیش از گذشته احساس می‌شود.

او با تأکید بر اهمیت مهارت‌های فنی در کنار توانایی تخیل و خلاقیت ادامه داد: می‌خواهم این موضوع را با احتیاط مطرح کنم؛ چراکه مهارت‌های طراحی و تسلط بر تکنیک‌های اجرایی، بی‌تردید از ارکان مهم تصویرگری هستند و نقش تعیین‌کننده‌ای در کیفیت نهایی اثر دارند. با این‌حال، شاید بتوان گفت آنچه در کنار این مهارت‌ها و گاه حتی فراتر از آنها، به یک تصویرگر امکان می‌دهد به بیانی متمایز و شخصی دست یابد، ذهنی پویا، خلاق و تصویرساز است؛ ذهنی که توانایی خیال‌ورزی، برقراری ارتباط میان تجربه‌های مختلف و تبدیل آنها به تصویر را دارد.

مهدوی با اشاره به ویژگی‌های آثار تصویرگران موفق ایرانی در عرصه‌های بین‌المللی گفت: به گمان من، یکی از ویژگی‌هایی که در آثار تصویرگران موفق ایرانی در عرصه‌های بین‌المللی و همچنین در نمونه‌های برجسته تصویرگری جهان مشاهده می‌کنیم، همین برخورداری از ذهنی مستقل و برخوردار از غنای تصویری است؛ ذهنی که به تقلید صرف بسنده نمی‌کند و می‌تواند جهان شخصی خود را خلق کند. شاید بتوان بخش بزرگی از عوامل موفقیت تصویرگری ایران در جشنواره‌های معتبر بین‌المللی را نیز در همین ویژگی جست‌و‌جو کرد؛ توانایی ارائه نگاهی متفاوت، برخورداری از زبانی شخصی و پرهیز از تکرار آنچه پیش‌تر دیده‌ایم.

او درباره منابع شکل‌گیری این نگاه شخصی افزود: این غنا می‌تواند از سرچشمه‌های گوناگونی تغذیه شود؛ از فرهنگ بومی و قومی، از زیستگاه و خاستگاه هنرمند، از میراث فرهنگی و تجربه‌های زیسته او و از مواجهه‌اش با جهان پیرامون. تصویرگری که بتواند این گنجینه فرهنگی و تجربی را درونی کند و آن را به زبانی تصویری و شخصی برگرداند، ظرفیت آن را دارد که آثاری خلق کند که در عین برخورداری از ریشه‌های فرهنگی مشخص، برای مخاطبانی فراتر از مرز‌های جغرافیایی نیز جذاب و قابل‌درک باشند.

 آنچه به چشم من اهمیت دارد، ذهنی است که از تخیل و خیال‌پردازی بهره می‌گیرد، تجربه‌های زیسته را به عنوان ماده خام آفرینش در برابر می‌گذارد و از دل آنها به جهان‌های تازه‌ای می‌رسد. به نظرم، این ویژگی‌ها هستند که به اثر نهایی یک تصویرگر هویت می‌بخشند و آن را از آثار دیگر متمایز می‌کنند.

این تصویرگر با اشاره به تفاوت توانایی‌های هنرمندان و اهمیت نگاه شخصی در آثارشان گفت: هر تصویرگری ممکن است در زمینه‌ای خاص توانایی برجسته‌ای داشته باشد؛ یکی در شناخت و به‌کارگیری رنگ مهارت بیشتری داشته باشد، دیگری در بازنمایی حالات انسانی یا انتقال عواطف و احساسات موفق‌تر عمل کند. این مهارت‌ها هرکدام ارزشمندند، اما آنچه در نهایت می‌تواند به اثر هنری هویتی منحصر‌به‌فرد ببخشد، همان نگاه شخصی و توانایی هنرمند در خلق بیانی مختص به خود است.

فکر می‌کنم آنچه باید بیش از هر چیز در پی آن باشیم، همین تمایز و خاص‌بودن است؛ اینکه بتوانیم به‌جای تکرار نگاه دیگران، جهان را از دریچه چشم خودمان ببینیم و آن را به تصویر بکشیم. ما با یکدیگر متفاوتیم و این تفاوت، ثروتی بزرگ است؛ ثروتی که می‌تواند با در کنار هم قرار دادن نگاه‌ها، تجربه‌ها و فرهنگ‌های گوناگون، به شکل‌گیری نوعی چهل‌تکه فرهنگی زیبا و رنگارنگ بیانجامد. چهل‌تکه‌ای که زیبایی‌اش نه در یکدستی و شباهت اجزای آن، بلکه در تنوع، تفاوت و هم‌نشینی هماهنگ آنهاست. از این منظر، به گمان من، تفاوت‌های ما در نهایت می‌توانند جذاب‌تر و ارزشمندتر از شباهت‌هایمان باشند.

انتهای خبر/

منبع: ایسنا

کد خبر: ۹۶۴۱۹
۰۶ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۵
save
email
اشتراک گذاری :
ارسال نظر
captcha