استادیار دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران تشریح کرد؛

اثرات اجرای طرح «تورم صفر»

تورم صفر
استادیار گروه حکمرانی توسعه و پایداری دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران با اشاره به اجرای «طرح تورم صفر» و ابعاد اقتصادی و روانشناختی آن گفت: این موضوع احساس امنیت اقتصادی، کنترل بر مخارج زندگی، امکان برنامه‌ریزی و کاهش نگرانی درباره تأمین نیاز‌های پایه را به همراه دارد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ حسین ایمانی، استادیار گروه حکمرانی توسعه و پایداری دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران در گفتگویی درباره اجرای طرح «تورم صفر» اظهار کرد: برای ارزیابی چنین طرحی نباید اثر آن را فقط با میزان تخفیف یا تفاوت قیمت چند قلم کالا بسنجیم. در شرایطی که خانوار برای مدت طولانی با افزایش مستمر قیمت‌ها روبه‌رو بوده، خود «قابل پیش‌بینی شدن بخشی از هزینه‌های زندگی» ارزش مستقلی پیدا می‌کند.

وی با اشاره به اینکه تورم مزمن صرفاً قدرت خرید خانوار را کاهش نمی‌دهد بلکه قدرت برنامه‌ریزی را نیز از خانواده‌ها می‌گیرد، افزود: فرد نمی‌داند کالایی که امروز با یک قیمت تهیه می‌کند، ماه آینده با چه قیمتی مواجه خواهد شد و چه بخشی از درآمدش باید صرف نیاز‌های اولیه شود. این وضعیت به‌مرور احساس ناامنی اقتصادی را وارد زندگی روزمره می‌کند. از این منظر، تثبیت قیمت تعدادی از کالا‌های پرمصرف می‌تواند یک محدوه نسبتاً قابل پیش‌بینی در سبد هزینه خانوار ایجاد کند.

استادیار گروه حکمرانی توسعه و پایداری دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران ادامه داد: ممکن است این محدوده تمام فشار اقتصادی یک خانواده را جبران نکند، اما از نظر روانی اهمیت دارد؛ چون خانواده دست‌کم درباره بخشی از مخارج ضروری خود با یک متغیر ناشناخته کمتر مواجه است. خانوار فقط با «قیمت» زندگی نمی‌کند؛ با «امکان پیش‌بینی قیمت» هم زندگی می‌کند. در ادبیات کیفیت زندگی نیز مسئله اصلی، صرفاً میزان درآمد نیست. احساس امنیت، کنترل بر مخارج زندگی، امکان برنامه‌ریزی و کاهش نگرانی درباره تأمین نیاز‌های پایه، بخشی از تجربه ذهنی کیفیت زندگی نیز شامل می‌شود.

ایمانی بیان کرد: خانواده‌ای که در پایان هر ماه باید دائماً سبد خرید خود را کوچک‌تر کند، بعضی اقلام را حذف کند یا هر بار برای خرید ضروری با یک قیمت تازه مواجه شود، بخشی از انرژی روانی خود را صرف همین تصمیم‌های روزمره می‌کند. تعداد این تصمیم‌ها شاید از بیرون کوچک به نظر برسد، اما در زندگی واقعی انباشته می‌شوند؛ خرید گوشت، برنج، روغن، حبوبات و سایر اقلام پایه، موضوعات فرعی زندگی نیستند. اینها بخش ثابت مدیریت روزمره یک خانواده‌اند.

وی خاطر نشان کرد: نکته مهم دیگر، مسئله «احساس کنترل» است. یکی از پیامد‌های فشار اقتصادی طولانی‌مدت این است که افراد تصور می‌کنند بخش بزرگی از زندگی آنها خارج از کنترلشان قرار گرفته است. درآمد تقریباً مشخص است، اما هزینه‌ها پیوسته حرکت می‌کنند. در چنین فضایی، هر خط مشی عمومی که بتواند بخشی از هزینه‌های ضروری را برای یک دوره مشخص قابل پیش‌بینی کند، می‌تواند مقدار محدودی از این احساس کنترل را به خانواده بازگرداند.

استادیار گروه حکمرانی توسعه و پایداری دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران بیان کرد: این موضوع بعد از دوره‌هایی از نااطمینانی شدید، از جمله تجربه جنگ و تنش‌های اقتصادی ناشی از آن، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. جامعه‌ای که هم‌زمان با چند منبع نااطمینانی مواجه است، بیش از هر چیز به نشانه‌هایی از ثبات نیاز دارد. البته منظور من این نیست که ثابت ماندن قیمت ۱۲ قلم کالا می‌تواند آثار روانی همه این فشار‌ها را برطرف کند. چنین انتظاری غیرواقع‌بینانه است. اثر اصلی طرح در این سطح، ایجاد یک «نقطه ثبات» در بخشی از زندگی اقتصادی خانوار است.

وی با اشاره به اینکه از منظر حکمرانی نیز یک بُعد دیگر اهمیت دارد، گفت: شهروندان عملکرد نهاد‌های عمومی را بیش از آنکه از طریق گزارش‌ها، آمار‌ها و برنامه‌های رسمی ارزیابی کنند، از خلال تجربه روزمره خود می‌سنجند. برای یک شهروند، اینکه بتواند وارد میدان میوه و تره‌بار شود و کالایی را که یک ماه قبل با قیمت مشخصی خریده، همچنان با همان قیمت تهیه کند، یک تجربه عینی از خط مشی عمومی است. این نوع خط مشی‌ها اگر دقیق، پایدار و بدون اختلال اجرا شوند، می‌توانند فاصله میان «اعلام یک خط مشی» و «تجربه آن توسط شهروند» را کاهش دهند.

«قیمت»، «استمرار» و «دسترسی واقعی» سه مؤلفه برای «تورم صفر»

ایمانی یادآور شد: البته همین جا باید یک ملاحظه جدی را اضافه کرد. اثر روانی مثبت این طرح کاملاً وابسته به کیفیت اجراست. اگر قیمت ثابت اعلام شود، اما کالا به اندازه کافی موجود نباشد، کیفیت آن پایین بیاید، دسترسی به مراکز عرضه دشوار باشد یا مردم با صف، محدودیت‌های نامشخص و بی‌نظمی مواجه شوند، بخش مهمی از اثر مثبت طرح از بین می‌رود. حتی ممکن است نتیجه معکوس ایجاد شود؛ چون انتظاری شکل گرفته که در عمل محقق نشده است.

وی تاکید کرد: بنابراین در ارزیابی این خط مشی، سه مؤلفه باید هم‌زمان دیده شود که شامل ثبات قیمت، استمرار عرضه و دسترسی واقعی است. اگر این سه ضلع کنار هم قرار بگیرند، می‌توان انتظار داشت طرح فراتر از یک مداخله قیمتی، تا حدی به کاهش اضطراب معیشتی و افزایش احساس ثبات در زندگی روزمره خانواده‌ها کمک کند. نباید از آن انتظار حل مسئله تورم یا افزایش اساسی رفاه خانوار را داشت، اما در فضای فعلی، همین که بخشی از هزینه‌های ضروری برای چند ماه از نوسان مستمر خارج شود، برای بسیاری از خانواده‌ها موضوع کم‌اهمیتی نیست.

استادیار گروه حکمرانی توسعه و پایداری دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران تصریح کرد: در این طرح بیشترین اثر مستقیم را باید در خانوار‌های کم‌درآمد و بخش‌هایی از طبقه متوسطِ تحت فشار جست‌و‌جو کرد؛ به‌خصوص خانوار‌هایی که سهم خوراک و نیاز‌های ضروری از کل درآمدشان بالاست. من در اینجا تأکید دارم که فقط از «دهک‌های پایین» صحبت نکنیم. طی دوره‌های طولانی تورمی، بخشی از طبقه متوسط نیز از نظر الگوی مصرف و میزان آزادی عمل مالی به وضعیت بسیار محدودتری می‌رسد. ممکن است این خانوار‌ها در طبقه‌بندی‌های رسمی همچنان جزو اقشار بسیار کم‌درآمد محسوب نشوند، اما بعد از پرداخت اجاره یا اقساط مسکن، هزینه آموزش فرزندان، درمان، حمل‌ونقل و سایر مخارج ثابت، بخش کوچکی از درآمد آنها برای مدیریت سایر هزینه‌های زندگی باقی می‌ماند. برای این گروه، تثبیت قیمت اقلام اساسی نیز می‌تواند اثر ملموسی داشته باشد.

ایمانی افزود: علت اینکه تأثیر طرح بر این گروه‌ها بیشتر است، از نظر اقتصادی روشن است. هرچه درآمد خانوار پایین‌تر باشد، سهم نیاز‌های اساسی در بودجه آن بیشتر می‌شود. افزایش قیمت برنج، روغن، گوشت یا حبوبات برای خانواری که بخش بزرگی از درآمد خود را صرف خوراک می‌کند، معنایی متفاوت از همان افزایش قیمت برای خانواری با درآمد بالا دارد. خانوار برخوردار می‌تواند افزایش قیمت را جذب کند، از محل پس‌انداز جبران کند یا ترکیب هزینه‌های غیرضروری خود را تغییر دهد. خانوار کم‌درآمد چنین فضای مانوری ندارد.
در اینجا اثر روانی نیز دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود.

وی گفت: برای خانوار‌های کم‌درآمد، افزایش قیمت کالای اساسی صرفاً به معنی پرداخت مبلغ بیشتر نیست؛ ممکن است به معنی حذف یک کالا، کاهش کیفیت سبد غذایی، قرض گرفتن، به تعویق انداختن یک هزینه دیگر یا ایجاد تعارض درون خانواده بر سر اولویت‌های مالی باشد؛ بنابراین یک خط مشی تثبیت قیمت برای این خانوار می‌تواند زنجیره‌ای از فشار‌های ثانویه را نیز تا حدی کاهش دهد.

استادیار گروه حکمرانی توسعه و پایداری دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران ادامه داد: بخش دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، خانوار‌های دارای درآمد ثابت است؛ بازنشستگان، حقوق‌بگیران، برخی کارکنان و خانواده‌هایی که امکان افزایش سریع درآمد متناسب با تغییر قیمت‌ها را ندارند. مسئله این گروه‌ها شکاف میان سرعت تغییر درآمد و سرعت تغییر هزینه‌هاست. درآمد فرد ممکن است برای ماه‌ها ثابت بماند، در حالی که هزینه زندگی در همان فاصله چند بار تغییر کند. تثبیت بخشی از هزینه‌های ضروری برای چنین خانوارهایی، قدرت برنامه‌ریزی بیشتری ایجاد می‌کند.

ایمانی بیان کرد: در عین حال، نباید طرح را صرفاً یک خط مشی مخصوص اقشار فقیر دانست. ویژگی مراکز عرضه عمومی این است که بخش‌های مختلف شهر می‌توانند از آن استفاده کنند. طبقه متوسط نیز در شرایط فشار اقتصادی فعلی نسبت به قیمت کالا‌های روزمره بسیار حساس‌تر شده است؛ بنابراین دامنه اجتماعی استفاده از این خط مشی می‌تواند گسترده باشد، هرچند «ارزش واقعی» حمایت برای همه یکسان نیست. صرفه‌جویی یک مبلغ مشخص برای خانواری با درآمد بالا ممکن است چندان تعیین‌کننده نباشد، اما همان مبلغ برای خانواده‌ای که دخل و خرجش در مرز توازن قرار دارد، معنا و اهمیت دیگری دارد.

وی خاطر نشان کرد: از منظر خط مشی‌گذاری شهری دسترسی جغرافیایی نیز حائز اهمیت است اگر هدف حمایت از گروه‌هایی است که فشار اقتصادی بیشتری تحمل می‌کنند، بازار‌های عرضه این اقلام در محلات کم‌برخوردار و پرتراکم لازم است که بیشتر در دسترس باشد. فاصله تا مرکز خرید، هزینه رفت‌وآمد، ساعت کاری، امکان خرید غیرحضوری و حتی میزان موجودی شعب مختلف می‌تواند بر بهره‌مندی گروه‌های مختلف اثر بگذارد.

استادیار گروه حکمرانی توسعه و پایداری دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران گفت: در حکمرانی شهری، «برابری در ارائه خدمت» با «عدالت در بهره‌مندی از خدمت» یکسان نیست. ممکن است یک خدمت رسماً برای همه شهروندان ارائه شود، اما گروهی به دلیل موقعیت مکانی، شرایط شغلی یا محدودیت‌های مالی کمتر بتوانند از آن استفاده کنند. اگر شهرداری بتواند علاوه بر تثبیت قیمت، شبکه توزیع را به‌گونه‌ای مدیریت کند که دسترسی در مناطق کم‌برخوردار ساده‌تر و مطمئن‌تر باشد، اثر اجتماعی طرح بسیار جدی‌تر خواهد شد.

ایمانی اظهارکرد: در نهایت، من اثر این طرح را بیشتر در سه گروه می‌بینم شامل خانوار‌های کم‌درآمد، بخش آسیب‌پذیر و تحت فشار طبقه متوسط و خانوار‌های دارای درآمد ثابت. برای این گروه‌ها، مسئله فقط ارزان‌تر خریدن چند کالا نیست؛ مسئله این است که بخشی از زندگی روزمره آنها برای چند ماه قابل پیش‌بینی‌تر شود. در شرایطی که جامعه برای مدتی طولانی با نوسان اقتصادی و نااطمینانی مواجه بوده، خود پیش‌بینی‌پذیری به یک مؤلفه رفاهی تبدیل شده است.

وی گفت: زمانی که خانواده در زندگی روزمره اجرای طرح «تورم صفر» را لمس کند؛ موفقیت حاصل خواهد شد یعنی وقتی فردی برای خرید کالای ضروری مراجعه می‌کند، کالا موجود باشد، قیمت همان باشد که وعده داده شده، کیفیت حفظ شده باشد و این وضعیت نه برای چند روز، بلکه در طول دوره اعلام‌شده ادامه پیدا کند. در این صورت مدیریت شهری توانسته در محدوده اختیارات خود، بخشی از فشار معیشتی را به‌صورت ملموس کاهش دهد.

انتهای خبر/

منبع: سایت شهر

کد خبر: ۹۶۳۹۳
۰۶ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۶
save
email
اشتراک گذاری :
ارسال نظر
captcha