به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ جمشید حقیقتشناس، او درباره تجربه حضور در کارگاههای جشنواره هنرهای تجسمی جوانان میگوید: یکی از مهمترین اتفاقهایی که در این کارگاهها رخ میدهد، تعامل میان افرادی است که با علاقه به هنر نقاشی و با پیشینههای مختلف زیر یک سقف جمع میشوند و با یکدیگر به گفتوگو میپردازند. این گفتمان صرفاً کلامی نیست، بلکه در جریان کار و از طریق آثار هنرجویان نیز شکل میگیرد. طرز تفکر هر هنرمند درباره نقاشی را میتوان در اثر او مشاهده و تحلیل کرد.
او با اشاره به فاصله میان ایده ذهنی هنرمند و آنچه در نهایت در اثر هنری به نمایش درمیآید، ادامه میدهد: از زمانی که یک ایده در ذهن شکل میگیرد تا زمانی که به مرحله اجرا میرسد، فاصله زیادی وجود دارد. ممکن است هنرمندی در ذهن خود رنگ آبی را تصور کند، اما نتیجه کارش به رنگ دیگری، مثلاً بنفش، نزدیک شود. مسئله این است که چگونه میتوان میان آنچه هنرمند در ذهن دارد و آنچه در اثرش نمایان میشود، ارتباط برقرار کرد.
به اعتقاد این هنرمند، یکی از ویژگیهای هنرمند حرفهای توانایی انتقال دقیقتر اندیشه به اثر است. هرچه هنرمند از تجربه بیشتری برخوردار باشد، بهتر میتواند آنچه را در ذهن دارد به مخاطب منتقل کند. حقیقتشناس تأکید میکند که این موضوع به نقاشی محدود نیست و در سایر هنرها نیز اهمیت دارد.
جشنواره هنرهای تجسمی؛ فرصتی برای یادگیری شیوه فکر کردن
حقیقتشناس با تأکید بر اینکه جشنواره هنرهای تجسمی جوانان را نباید صرفاً فضایی آموزشی به معنای متعارف دانست، توضیح میدهد: جشنواره بیشتر فضایی کارگاهی و گفتمانمحور است. قرار نیست فقط مجموعهای از اطلاعات را به هنرجویان منتقل کنیم؛ بلکه میخواهیم به آنها کمک کنیم آثار خودشان را بخوانند و بتوانند آنچه را در ذهن دارند، به شکلی درست در اثر هنری اجرا کنند.
او معتقد است گاهی هنرمند ایدهای را در ذهن میپروراند، اما زبان هنری مناسبی برای بیان آن انتخاب نمیکند. برای مثال، ممکن است ایدهای با منطق ادبیات شکل گرفته باشد، اما هنرمند بخواهد آن را در قالب نقاشی یا موسیقی بیان کند. در چنین شرایطی، شناخت زبان مختص هر هنر اهمیت پیدا میکند.
او ادامه میدهد: هنرمند باید بتواند میان زبان ذهنی خود و زبان تجسمی ارتباط برقرار کند. در کنار آن، آشنایی با شیوههای تفکر متفاوتی که هنرجویان با خود به کارگاه میآورند نیز اهمیت دارد. هر فرد با پیشینه و تجربهای متفاوت وارد این فضا میشود و همین تفاوتها میتواند زمینه شکلگیری گفتوگویی سازنده را فراهم کند.
این داور بخش نقاشی با اشاره به پیچیدگی چنین فرایندی، یادآور میشود که حتی یک اشاره کوتاه در جریان کارگاه میتواند دریچه تازهای به روی هنرمند جوان باز کند؛ دریچهای که مسیر فعالیت او را در سالهای آینده تغییر دهد.
به باور حقیقتشناس، یکی از مهمترین وظایف این رویداد، کمک به هنرجویان برای یادگیری شیوه درست فکر کردن و انتقال اندیشههایشان به هنر است؛ فرایندی که لزوماً در چند روز به نتیجه نهایی نمیرسد، اما میتواند نقطه آغاز مسیری تازه باشد.
تجربه هنری تنها به مهارت فنی محدود نمیشود
حقیقتشناس در ادامه، میان دو حوزه مهم در فعالیت هنری تمایز قائل میشود: شناخت زبان هنر و تسلط بر فنون و ابزارهای اجرایی.
او معتقد است هنرمند علاوه بر شناخت مواد، متریال و تکنیکهای رشته خود، باید زبان مناسب برای انتقال اندیشهاش را نیز بیاموزد. این شناخت از طریق تجربه عملی، بررسی آثار هنرمندان دیگر و مطالعه تاریخ هنر شکل میگیرد.
او با اشاره به نقش تجربه و نوآوری در مسیر هنری میگوید تغییر ابزار، موضوع یا بستری که اثر روی آن خلق میشود، میتواند جهان تازهای پیش روی هنرمند بگشاید. برای مثال، کنار گذاشتن قلممو یا جایگزین کردن بوم با پارچه، صرفاً تغییری در ابزار یا سطح کار نیست؛ چنین انتخابی میتواند بر ذهنیت، شیوه تفکر و نتیجه نهایی اثر نیز تأثیر بگذارد.
از نگاه او، پیشنهادهای تازه در هنر گاهی از دل همین تغییرات شکل میگیرند. هنرمند با عبور از روشهای متعارف و تجربه امکانات متفاوت، میتواند به شیوهای تازه برای بیان ایدههایش دست پیدا کند.
انتقاد از تفکیک رشتههای هنری در کارگاهها
این هنرمند در بخش دیگری از صحبتهایش، یکی از انتقادهای خود به ساختار جشنواره هنرهای تجسمی را مطرح میکند؛ تفکیک کارگاهها بر اساس رشتههای هنری.
حقیقتشناس معتقد است این دستهبندیها میتوانند فرصت تعامل میان هنرمندان رشتههای مختلف را محدود کنند. او در اینباره میگوید: به اعتقاد من، اگر در کارگاه نقاشی هنرمندانی از رشتههای دیگر، مانند سرامیک، خوشنویسی یا مینیاتور هم حضور داشته باشند، فضای کارگاه پربارتر میشود. بهتر است کارگاهها به شکل ترکیبی و تلفیقی برگزار شوند تا زبانهای مختلف هنری بتوانند به یکدیگر کمک کنند.
او با اشاره به ارتباط میان رشتههای هنری، بهویژه نقاشی و معماری، تأکید میکند که شناخت این پیوندها میتواند افقهای تازهای برای هنرمندان جوان ایجاد کند.
حقیقتشناس با اشاره به تغییر رویکردهای رایج در جهان هنر توضیح میدهد که در گذشته، هنرمندان معمولاً از ابتدا یک رشته مشخص را انتخاب میکردند و در همان مسیر به مهارت و استادی میرسیدند؛ اما امروز، در بسیاری از رویکردهای هنری، ابتدا تجربه و هویت هنری شکل میگیرد و سپس هنرمند مسیر تخصصی خود را انتخاب میکند.
از نظر او، برگزاری کارگاههای میانرشتهای میتواند به هنرجویان کمک کند تا پیش از محدود شدن به یک قالب مشخص، ظرفیتهای گوناگون هنر را بشناسند و از تجربههای رشتههای دیگر بهره بگیرند.
«گوش کردن»؛ یکی از مهمترین دستاوردهای جشنواره
حقیقتشناس بر اهمیت شنیدن و پذیرش دیدگاههای متفاوت بهعنوان یکی از مهمترین ظرفیتهای جشنواره تأکید میکند. او معتقد است تعامل سازنده زمانی شکل میگیرد که افراد بتوانند فراتر از باورها و آموختههای پیشین خود، به ایدهها و تجربههای دیگران نیز گوش دهند.
او میگوید: اگر یک جمع یاد بگیرد که به حرفهای یکدیگر گوش کند، میتواند پیشرفت کند. اگر جامعهای گوش شنوا داشته باشد، مسیر پیشرفت برایش هموارتر میشود. در هنر هم همینطور است. باید بتوانیم به هنرمندان کمک کنیم که صداها و دیدگاههای متفاوت را بشنوند.
به اعتقاد این نقاش، شنیدن در هنر تنها به معنای توجه به سخنان دیگران نیست، بلکه شامل درک ارتباط میان هنرها و شناخت ظرفیتهای بیانی متفاوت نیز میشود. او با اشاره به پیوند نقاشی و موسیقی توضیح میدهد که عناصر غیرنقاشانه، از جمله صدا، موسیقی و هارمونی، میتوانند در شکلگیری و درک آثار تجسمی نقش داشته باشند. در مقابل، موسیقی نیز میتواند به خلق تصاویر ذهنی و تجربههای بصری منجر شود.
حقیقتشناس در نهایت، تعامل میان هنرمندان و آشنایی با زبانهای متفاوت هنری را از ظرفیتهای مهم جشنواره هنرهای تجسمی جوانان میداند؛ ظرفیتی که در صورت تقویت، میتواند به شکلگیری تجربههایی عمیقتر و نگاههایی تازهتر در میان هنرمندان جوان منجر شود.
انتهای خبر/
منبع: ایسنا