به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس» به نقل از «دیار آفتاب»؛ جنگ، تنها میدان نبرد و صدای انفجار نیست، گاهی سنگرهای آن جایی شکل میگیرند که بوی آهن، روغن و کار در فضای کارخانه پیچیده است.
در روزهایی که تهدید و ناامنی میتواند چرخ زندگی را از حرکت بازدارد، ایستادن پای دستگاهها، حفظ خطوط تولید و رساندن محصول به دست مردم، خود شکلی از مقاومت است مقاومتی خاموش، بیادعا و کمتر دیدهشده است.
در چنین روزهایی، کارخانههای اراک و شهرکها و واحدهای صنعتی این استان بخشی از یکی از مهمترین روایتهای «مقاومت اقتصادی» کشور شدند روایتی از کارگرانی که نگرانی خانواده را پشت سر گذاشتند، مهندسانی که مسئولیت خطوط تولید را بر دوش کشیدند و مدیرانی که تلاش کردند چراغ کارخانهها روشن بماند.
در همین روزهای جنگ، شرکت صنایع آذراب اراک مورد هجوم جنگندههای دشمن آمریکایی صهیونیستی قرار گرفت و به بخشهایی از این کارخانه خساراتی وارد شد اما مسئله مهم این است که کارکران و کارکنان این مجموعه بدون هیچ ترس و اضطرابی به صورت خودجوش بسیج شدند و برای آواربرداری و تعمیر واحدهای خسارت دیده کوشیدند تا دباره این واحد صنعتی که چشمان دشمن را کور کرده بود مجدد وارد مدار تولید شود.
اراک، شهری است که هویت آن با صنعت گره خورده است. از مجموعههای بزرگ و باسابقهای همچون آلومینیوم ایران، ماشینسازی اراک و صنایع آذراب تا دیگر واحدهای صنعتی استان مرکزی، هزاران نفر زندگی و آینده خود را با چرخ تولید پیوند زدهاند.
در شرایط بحران، استمرار فعالیت این مجموعهها تنها یک مسئله اقتصادی نیست بخشی از زنجیره تأمین، اشتغال و آرامش اجتماعی به ادامه کار آنها وابسته است.
پشت هر دستگاه روشن، یک انسان ایستاده است. کارگری که شاید چند ساعت پیش با خانواده خود درباره خطرات روزهای پیش رو صحبت کرده، اما صبح لباس کار پوشیده و راهی کارخانه شده است. مهندسی که میداند توقف یک خط تولید ممکن است زنجیرهای از مشکلات را به دنبال داشته باشد، اما در محل کار حاضر میشود. مدیری که در کنار نیروی انسانی خود میایستد و تلاش میکند میان ضرورت تولید و دغدغههای امنیتی تعادل برقرار کند.
اینها قهرمانانی هستند که کمتر دیده میشوند نه بر سکوی افتخار، بلکه کنار دستگاهها، در سالنهای تولید و پشت میزهای کنترل. قهرمانی آنان در همین استمرار است؛ در اینکه اجازه نمیدهند ترس، آینده را متوقف کند.
هر کارخانه، دهها و صدها داستان انسانی در دل خود دارد؛ داستان کارگری که در سختترین روزها شیفت خود را ترک نکرد، مهندسی که برای حفظ تجهیزات و استمرار تولید تلاش کرد، یا خانوادهای که با وجود نگرانی، پشتیبان عضو شاغل خود ماند. باید این صداها شنیده و ثبت شوند چراکه تاریخ مقاومت اقتصادی فقط با آمار تولید و میزان محصولات نوشته نمیشود، بلکه با نام و خاطره انسانهایی شکل میگیرد که در روزهای دشوار مسئولیت خود را فراموش نکردند.
از سوی دیگر، استمرار تولید در بحران نیازمند حمایت است. کارگر و کارفرمایی که در شرایط تهدید چراغ تولید را روشن نگه میدارند، نباید پس از عبور از بحران فراموش شوند.
اراک نقطه آغاز چنین حماسهای است حماسهای که دوربین و قلم را از آمار و نمودار فراتر میبرد و به میان آدمها ببرد به سالنهای تولید، اتاقهای کنترل و کنار کارگرانی که با دستهای خود بخشی از اقتصاد کشور را سرپا نگه داشتهاند.
این روایت، روایت «تولید در برابر تهدید» است روایت کسانی که نشان دادند مقاومت همیشه با صدای بلند اتفاق نمیافتد. گاهی مقاومت یعنی صبح زود از خانه بیرون آمدن، لباس کار پوشیدن، کنار همکاران ایستادن و روشن نگه داشتن دستگاهی که محصولش باید به دست مردم برسد.
در روزهای سخت، شاید یکی از امیدبخشترین تصاویر همین باشد چراغ کارخانهای که خاموش نشده است. چراغی که پشت آن، هزاران انسان ایستادهاند و با کار، تعهد و همدلی میگویند آینده هنوز ادامه دارد.
باید این روایتها را ثبت کرد روایت کارخانههای اراک، روایت کارگران و مهندسان و مدیرانی که در دل تهدید، به جای تسلیم شدن، به مسئولیت خود وفادار ماندند. اینها بخشی از حماسهای هستند که صدای بلندی ندارد، اما نبض آن در تپش مداوم چرخهای تولید شنیده میشود.
انتهای خبر/