به گزارش گروه فرهنگ پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ «تهران، کلانشهری با تاریخی کهن و معماریِ در حال گذار، امروز در زیر بارِ سنگینِ تبلیغاتِ محیطی، نفسهایش به شماره افتاده است. منظرِ شهری، آیینه تمامنمایِ فرهنگ و مدیریتِ یک جامعه است؛ و آنچه امروز در سیمای پایتخت دیده میشود، نشان از گسستی عمیق میان نیازهای روانیِ شهروندان و سیاستگذاریهایِ تجاری دارد. زمان آن فرارسیده است تا تهران، پیش از آنکه در میانِ لایههایِ زبر و رنگورورفتهی تبلیغات دفن شود، قامتِ خود را از بندِ این آلودگیِ بصری بازستاند.»
از بیلبوردهای غولآسا در بزرگراهها تا پوسترهای چسبیده به جداره ساختمانها، منظر عمومی پایتخت تحت تأثیر سیاستهای تبلیغاتیِ «کمیتمحور» قرار گرفته است. این گزارش با واکاوی وضعیت فعلی تبلیغات شهری، به انتقادات وارده و راهکارهای کارشناسی برای عبور از این بنبست بصری میپردازد.
تبلیغات شهری؛ از فرصت تا تهدید
سازمان زیباسازی شهرداری تهران متولی اصلی مدیریت منظر شهری است. در سالهای اخیر، استفاده از فضای تبلیغاتی برای تأمین بخشی از درآمدهای پایدار شهرداری، به یک اولویت تبدیل شده است. با این حال، غلبه نگاه اقتصادی بر ملاحظات فرهنگی و زیباییشناسانه، موجب شده تا تهران به «بیلبوردستان» تبدیل شود.
انتقادات اصلی شهروندان و متخصصان شهرسازی حول سه محور میچرخد: حجم و تراکم بیش از حد، عدم هماهنگی با معماری شهر و محتوای تبلیغاتی. در بسیاری از بزرگراههای تهران، بیلبوردها چنان پرتراکم نصب شدهاند که نهتنها دید رانندگان را محدود کرده و خطر تصادف را افزایش میدهند، بلکه عملاً هویت معماری ساختمانها و فضای سبز پشت خود را بلعیدهاند. استفاده از بنرهای غیرمنسجم در پیادهراهها و جدارههای تاریخی شهر، تهران را به شهری فاقد «شخصیت بصری» تبدیل کرده است.
نقد کارشناسان
وقتی سود جای زیبایی را میگیرد
«فرهاد ارجمند»، استاد معماری و منظر شهری، در گفتگو با «تهران پرس»، معتقد است که تبلیغات شهری در تهران از استانداردهای بینالمللی فاصله زیادی دارد.
او میگوید: «در شهرهای پیشرو، تبلیغات شهری باید بخشی از تجربه بصریِ مثبتِ شهروندان باشد، نه یک عامل مزاحم. در تهران، ما با “بمباران تبلیغاتی” روبهرو هستیم. این حجم از بنرها و تابلوها، پیامی جز “مصرفگرایی” ندارند و آرامش بصری شهر را سلب کردهاند.»
از سوی دیگر، کارشناسانِ حوزه «روانشناسی محیطی» نیز نسبت به این وضعیت هشدار میدهند. آنان بر این باورند که تراکم بالای تبلیغات، بهویژه تصاویر پررنگ و غولآسا، منجر به خستگی ذهنی شهروندان، کاهش تمرکز و در نهایت نوعی دلزدگی از فضای عمومی میشود.
یکی از انتقادهای جدی دیگر، «نورپردازیهای آزاردهنده» بیلبوردهای دیجیتال است که در شبها، به آلودگی نوریِ معابر تبدیل شده و آسایش ساکنان ساختمانهای مجاور را مختل کرده است.
تبلیغات محتوایی؛ گسست فرهنگی
بخش دیگری از انتقادات به محتوای تبلیغات بازمیگردد. درحالیکه بخشی از بیلبوردهای تهران به تبلیغات فرهنگی اختصاص یافته، بسیاری از آنها با فرهنگ بصری محلات سنتی و تاریخی تهران همخوانی ندارند. استفاده از تصاویر بیکیفیت یا پیامهای تبلیغاتیِ تکراری و شعارگونه، تأثیرگذاری این پیامها را به حداقل رسانده است. کارشناسان معتقدند شهرداری باید به جای «تعداد تابلوها»، بر «کیفیتِ تجربه محیطی» تمرکز کند.
پیشنهادهایی برای نجات منظر تهران
برای خروج از وضعیت کنونی و بازگرداندن زیبایی به تهران، راهکارهای زیر از سوی صاحبنظران پیشنهاد شده است:
۱. تدوین ضوابط جامع منظر تبلیغاتی: شهرداری باید مقرراتی سختگیرانه برای ابعاد، مکانیابی و نوعِ نورپردازی تبلیغات وضع کند. این ضوابط باید متناسب با بافتِ هر منطقه (مثلاً منطقه تاریخی در مقابل منطقه اداری) تدوین شود.
۲. کاهش تراکم و آزادسازی جدارهها: پاکسازی جدارههای ساختمانها از تبلیغات بیرویه و حذف بیلبوردهای غیرضروری از معابر پرخطر که مانع دیدِ رانندگان میشوند، نخستین گام ضروری است.
۳. تکیه بر تبلیغات هوشمند و دیجیتالِ کنترلشده: استفاده از تابلوهای دیجیتال با قابلیت تنظیم نور در شب و پخش تبلیغاتِ هدفمند، میتواند به کاهش بنرهای چاپی و آلودگی بصری کمک کند.
۴. تلفیق تبلیغات با هنر شهری: شهرداری میتواند بخشی از فضای تبلیغاتی را به هنرمندان اختصاص دهد تا با ترکیب هنر و تبلیغ (Artvertising)، روح تازهای به کالبد شهر ببخشند.
۵. مشارکت عمومی در نظارت: ایجاد سامانهای که شهروندان بتوانند نصب غیرمجاز یا آسیبزننده تابلوها را گزارش دهند، میتواند به مدیریتِ بهتر فضای شهری کمک کند.
سخن پایانی
تهران نیازمند بازنگریِ بنیادین در سیاستهای «زیباسازی» است. تبلیغات شهری نباید به بهایِ قربانی کردنِ آرامش بصری شهروندان و هویتِ کالبدی پایتخت انجام شود. درآمدزاییِ شهرداری اگرچه ضروری است، اما نباید به بهایِ تبدیل تهران به یک «پوسترِ بزرگِ تبلیغاتی» تمام شود. شهر، خانهی مشترک همه ماست و حقِ شهروندان است که در محیطی زندگی کنند که به جایِ آلودگیهای بصری، زیبایی و آرامش را به آنان هدیه دهد. زمان آن رسیده است که متولیان امر، «حق بر شهر» را بر «حقِ انتفاعِ اقتصادیِ صرف» مقدم بدانند.
انتهای خبر/