به گزارش گروه فرهنگ پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ در هندسهی وقایع جهان، کمتر پدیدهای را میتوان یافت که همزمان هم «کمیّت» خیرهکننده داشته باشد و هم «کیفیتی» متعالی؛ پدیدهای که در آن «اعداد» نه تنها محدودکننده نیستند، بلکه خود روایتگر یک حقیقت بزرگترند. پیادهروی اربعین، فراتر از یک آیین سنتی، اکنون به قلبِ تپندهی یک تمدنِ نوین بدل شده است. در عصری که جوامع با بحرانِ گسستِ اجتماعی، سردیِ روابط انسانی و حاکمیتِ سودانگاریِ فردی دستبهگریباناند، این گردهماییِ میلیونی در بیابانهای عراق، تنها یک حضور فیزیکی نیست؛ بلکه فراخوانی است برای بازگشت به اخلاق، ایثار و وحدتی که مرزهای جغرافیایی و تفاوتهای عقیدتی را درنوردیده است.
پیادهروی اربعین، نه تنها به عنوان بزرگترین اجتماع مردمی و صلحآمیز جهان شناخته میشود، بلکه فراتر از یک آیین مذهبی، به نمادی چندوجهی از «وحدت»، «خدمت بیمنت»، «تعالی معنوی» و «مقاومت در برابر هژمونیِ فراموشی» بدل شده است؛ جریانی که تمدنسازان معاصر آن را بازخوانیِ معنای جدیدی از زیست انسانی میدانند.
این گزارش در پی آن است تا با عبور از ظاهرِ پرشورِ این رویداد، ابعاد تمدنی و انسانیِ بزرگترین اجتماع صلحآمیز جهان را از منظری تحلیلی بکاود.
فراتر از عدد؛ مقیاسِ بیسابقه انسانی
اربعین حسینی هر ساله میزبان بیش از ۲۰ میلیون زائر از ملیتها، نژادها و مذاهب مختلف است. این حجم از جمعیت که در یک بازه زمانی کوتاه و در یک جغرافیای محدود گرد هم میآیند، از منظر لجستیک و مدیریت بحران برای بسیاری از اندیشکدههای غربی غیرقابلفهم است. اما آنچه این عدد را معنادار میکند، «خودجوش بودن» آن است. هیچ نهاد دولتی متمرکزی این جمعیت را فرا نمیخواند؛ بلکه این «کششِ درونی» است که میلیونها انسان را به سوی یک نقطه واحد سوق میدهد.
منشور چهارگانه؛ چرا اربعین متمایز است؟
کارشناسان حوزههای اجتماعی و تمدنی، اربعین را بر پایه چهار ستون تحلیل میکنند:
۱. وحدتِ فرامذهبی: اربعین تنها متعلق به شیعیان نیست. حضور پررنگ اهل سنت، مسیحیان و پیروان سایر ادیان که در موکبها به زائران خدمت میکنند، نشان میدهد که حسینبنعلی (ع) به نقطه کانونی برای عدالتخواهان و آزادگان جهان بدل شده است.
۲. خدمتِ بیمنت (اقتصادِ ایثار): در اربعین، نظام اقتصادی مبتنی بر «سرمایه» به «ایثار» تغییر مییابد. موکبداران عراقی که گاه تمام پسانداز سالانه خود را صرف پذیرایی از زائران میکنند، الگویی از اقتصادِ معنوی را ارائه میدهند که در آن «بخشیدن» عینِ «داشتن» است.
۳. تعالیِ معنوی در بستر اجتماع: برخلاف تصور سنتی که معنویت را در خلوت و انزوا میجوید، اربعین «معنویتِ اجتماعی» را ترویج میکند. زائر در این مسیر، آستانه تحمل خود را بالا میبرد، تکبر را در زیر غبار راه میکوبد و در خدمت به دیگران، خودِ متعالیاش را بازمییابد.
۴. مقاومت به مثابه فرهنگ: مقاومت در اربعین، تنها یک شعار سیاسی نیست؛ بلکه ایستادگی در برابر «فراموشی» است. اربعین در واقع یادآوریِ زنده بودنِ آرمانِ آزادگی است که در برابر تلاشهای امپراتوری رسانهای برای بایکوت کردن حقایقِ انسانی، قد علم کرده است.
دیدگاه کارشناسان
سارا مهدوی، جامعهشناس دین در گفتگو با «تهران پرس» عنوان میکند:«اربعین را باید یک پدیده جامعهشناختیِ ضدِ ساختار دانست. در این مسیر، سلسلهمراتبهای دنیوی فرو میریزد؛ مدیر و کارگر، دارا و ندار، همه با پای پیاده در یک مسیر گام برمیدارند. این تمرینِ برابری، بهترین واکسن در برابر ناهنجاریهای اجتماعی و طبقاتی است. اربعین در واقع، بازتولیدِ روحِ جامعه در عصر ماشینزدگی است.»
پروفسور جیمز رابرتسون، پژوهشگر مطالعات فرهنگی از دانشگاه سوربن میگوید:«مشاهدهی میلیونها انسان که بدون هیچگونه تنش امنیتی در چنین مقیاسی کنار هم قرار میگیرند، فرضیاتِ غربی درباره خشونتِ ذاتیِ انسان را به چالش میکشد. اربعین بزرگترین آزمایشگاهِ صلحِ جهانی است که جهانِ غرب هنوز در درکِ عمیقِ سازوکارهایِ آن ناکام مانده است.»
کلام آخر؛ میراثی برای آینده
اربعین تنها یک سفر نیست؛ یک بیانیه است. بیانیهای خطاب به بشریتِ خسته از تضادها که میگوید: «میتوان متفاوت بود و وحدت داشت، میتوان بخشید و رشد کرد». در حالی که برخی جریانها با ترویج پوچگرایی سعی در فروپاشیِ پیوندهای انسانی دارند، جادههای کربلا همچنان با هر گامِ زائران، سندی تازه از احیایِ کرامتِ انسانی را بر پیشانیِ تاریخِ بشر ثبت میکنند. اربعین، آیندهای را ترسیم میکند که در آن «خدمت به دیگری»، کوتاهترین مسیر برای رسیدن به «خدا» است.
انتهای خبر/