به گزارش گروه فرهنگ پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ «قایقسواری در تهران» از همان عنوان، تماشاگر را با یک تناقض مواجه میکند؛ قایق، نماد سیالیت و آزادی، در شهری خشک و متراکم مثل تهران. فیلم با استفاده از این تضاد، جهانی میسازد که در آن شخصیتها مدام در حال پیشرویاند، اما این حرکت بیشتر شبیه دور زدن در یک مدار بسته است.
کارگردان بهجای تکیه بر روایت پرحادثه، بر فضا و حسوحال تمرکز دارد. قابهای بسته، صداهای ممتد شهر و ریتم کند روایت، همگی بر احساس خفگی و تعلیق میافزایند. قایق در این فیلم نه وسیلهای واقعی، بلکه استعارهای است از تلاش برای نجات فردی؛ تلاشی که در دل ساختارهای سخت و تغییرناپذیر شهری بارها ناکام میماند.
از منظر محتوایی، فیلم به شکاف میان خواستههای فردی و واقعیتهای اجتماعی میپردازد. شخصیتها اغلب در حال گفتوگو با خود یا خاطراتشان هستند و ارتباط مستقیم آنها با یکدیگر حداقلی است؛ نکتهای که تنهایی مزمن در زندگی شهری را برجسته میکند.
حضور در جشنواره فجر و واکنش مخاطبان
«قایقسواری در تهران» در جشنواره فیلم فجر با واکنشهای متفاوت، اما قابلتوجهی روبهرو شد. نمایش فیلم در این رویداد، آن را در معرض قضاوت طیف متنوعی از مخاطبان، منتقدان و سینماگران قرار داد و همین مسئله باعث شد فیلم به یکی از آثار بحثبرانگیز جشنواره تبدیل شود.
بخشی از مخاطبان، فیلم را تجربهای متفاوت و جسورانه دانستند که از کلیشههای رایج سینمای اجتماعی فاصله گرفته و سعی دارد زبان بصری و روایی مستقلی برای بیان دغدغههای شهری پیدا کند. این گروه، سکوتها، ریتم کند و فضای تأملی فیلم را نقطه قوت آن ارزیابی کردند.
در مقابل، برخی تماشاگران عامتر، ارتباطگیری با فیلم را دشوار توصیف کردند و معتقد بودند روایت غیرمتعارف و کمحادثه، باعث کاهش همذاتپنداری شده است. با این حال، حتی منتقدان فیلم نیز بر این نکته تأکید داشتند که «قایقسواری در تهران» اثری بیتفاوتکننده نیست و تماشاگر را ناچار به واکنش، موافقت یا مخالفت میکند.
نظر کارشناسان
کارشناسان سینما معتقدند نقطه قوت اصلی «قایقسواری در تهران» در جسارت فرمی آن نهفته است. به باور تحلیلگران، فیلم آگاهانه از جذب مخاطب عام فاصله میگیرد و بیشتر به دنبال ساخت تجربهای ذهنی برای تماشاگر است؛ تجربهای که ممکن است برای برخی خستهکننده و برای برخی دیگر عمیق و تأملبرانگیز باشد.
برخی جامعهشناسان نیز فیلم را بازتابی از وضعیت طبقهای میدانند که در تهران امروز «در حال بقا» ست نه زندگی. از نگاه آنها، قایق نماد راهحلهای موقتی است؛ راهحلهایی که افراد برای فرار از فشارهای اقتصادی، روانی و اجتماعی میسازند، اما این راهها اغلب به ساحل امنی ختم نمیشود.
در مقابل، تعدادی از منتقدان بر این باورند که فیلم میتوانست با پرداخت دقیقتر شخصیتها، ارتباط احساسی عمیقتری با مخاطب برقرار کند. به نظر این گروه، غلبه استعاره بر روایت، در بخشهایی به فاصلهگذاری بیش از حد منجر شده است.
«قایقسواری در تهران» چه در جشنواره فجر و چه در مواجهه با مخاطبان، نشان داد که فیلمی اهل ریسک است؛ اثری که ترجیح میدهد دیده و دربارهاش بحث شود، حتی اگر همه آن را دوست نداشته باشند. این فیلم تماشاگر را دعوت میکند به مکث و بازاندیشی درباره زیستن در شهری که همزمان ما را پیش میبرد و در خود نگه میدارد.
انتهای خبر/