به گزارش گروه فرهنگ پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ در سالهای اخیر، عروسکی به نام لبوبو آرامآرام از دل ویترین فروشگاههای خارجی به دستان کودکان و نوجوانان ایرانی راه یافت. این عروسک که در ظاهر، موجودی میان خیال و ترس است، حالا به یکی از نمادهای فرهنگی نسل تازه تبدیل شده؛ نسلی که کمتر از الگوهای سنتی تبعیت میکند و بیش از هر زمان دیگری، در جستوجوی تمایز است. اما لبوبو فقط یک عروسک نیست؛ نشانهای از سبک مصرف، هویتسازی و حتی وضعیت روانی جامعهای است که درگیر تغییرات سریع فرهنگی و اقتصادی شده است.
از هنگکنگ تا خیابان ولیعصر
لبوبو نخستین بار در سال ۲۰۱۴ در هنگکنگ طراحی شد و سپس توسط شرکت چینی «پاپ مارت» تولید و وارد بازار جهانی شد. چشمان بزرگ، لبخند ترسناک، دندانهای تیز و گوشهای درازش باعث شد تا از همان ابتدا، لبوبو میان کودکان و بزرگسالان متفاوتپسند محبوب شود.
در ایران، نخستین موج ورود این عروسک از سال ۱۴۰۱ آغاز شد. فروشگاههای اسباببازی در تهران، شیراز و اصفهان نسخههای اصلی و تقلبی آن را با اختلاف قیمت چشمگیر به فروش رساندند. در بازار فعلی، قیمت یک لبوبو بین ۸۰۰ هزار تا بیش از ۵ میلیون تومان متغیر است؛ بسته به کمیابی مدل و اصل یا کپی بودن آن.
اما چرا چنین کالایی، با این ظاهر نامعمول، باید تا این اندازه محبوب شود؟
روانشناسی پشت یک چهره ناهنجار
الهام فرهمند، روانشناس کودک و نوجوان، در گفتگو با خبرنگار ما میگوید:«نسل جدید کودکان و نوجوانان، از الگوهای ایدهآلگرای گذشته فاصله گرفتهاند. آنها دیگر فقط به دنبال زیبایی کلاسیک نیستند، بلکه دوست دارند در تفاوت و حتی در زشتی، معنا پیدا کنند. لبوبو به آنها میگوید لازم نیست کامل باشی تا دوستداشتنی باشی.»
به گفتهی او، لبوبو نمادی از پذیرش نقص در فرهنگی است که سالها با مفهوم «کمال» و «ظاهر بینقص» تربیت شده است.
اما فرهمند هشدار میدهد که اگر این روند بدون هدایت والدین پیش برود، ممکن است باعث شکلگیری نوعی «آشفتگی هویتی» در میان نوجوانان شود.
وی ادامه داد:«لبوبو فقط وقتی سالم است که کودک بفهمد نماد تخیل و خلاقیت است، نه معیار ارزش اجتماعی. وقتی کودک از طریق شبکههای اجتماعی میبیند که داشتن لبوبو باعث شهرت یا محبوبیت میشود، دیگر بحث خلاقیت نیست؛ بلکه نوعی رقابت بیمارگونه شکل میگیرد.»
چهره اقتصادی پدیده لبوبو
از سوی دیگر، بازار ایران به سرعت به این موج واکنش نشان داد. عروسکهای تقلبی با بستهبندیهای مشابه نسخه اصلی در بازار پخش شد. واردکنندگان غیررسمی با حذف گمرک و برچسبهای هشدار ایمنی، نسخههایی بیکیفیت را وارد کردند.
حمید قاسمی، کارشناس بازار کالاهای فرهنگی، در گفتگو با خبرنگار ما میگوید:«لبوبو فقط یک اسباببازی نیست، یک کالای لوکس فرهنگی است. بسیاری از خریدارانش کودک نیستند، بلکه جوانان و حتی بزرگسالان کلکسیونرند. این باعث شده بازارش از محدوده اسباببازی خارج و به بازار کالای تزئینی تبدیل شود.»
قاسمی تأکید میکند که ضعف در نظارت باعث شده برخی فروشندگان لبوبو را با قیمتهای غیرواقعی و حتی بهعنوان سرمایهگذاری کلکسیونی تبلیغ کنند.
وی افزود:«در حالیکه هیچ ارزش افزوده واقعی در این کالا وجود ندارد، برخی جوانان گمان میکنند اگر نسخه خاصی از لبوبو را بخرند، بعداً گرانتر میفروشند. این نوع تبلیغات میتواند خطرناک باشد؛ چون نوعی طمع و مصرفگرایی کاذب را ترویج میدهد.»
شبکههای اجتماعی؛ آتش پنهان ترندها
در پلتفرمهایی مانند تیکتاک و اینستاگرام، هشتگ #لبوبو صدها هزار بار تکرار شده است. کاربران و اینفلوئنسرها، ویدیوهایی از «جعبهشانسی» یا باز کردن کورکورانه جعبه لبوبو منتشر میکنند.
مهرداد جلالی، جامعهشناس رسانه، معتقد است که این پدیده به نوعی "رفتار تقلیدی دیجیتال" در میان نوجوانان ایرانی منجر شده است:
«الگوریتمهای شبکههای اجتماعی دقیقاً روی احساس کمبود و هیجان عمل میکنند. نوجوان وقتی میبیند همسالانش با لبوبو عکس میگذارند، احساس میکند اگر او نداشته باشد، از جامعهاش حذف میشود. این همان نقطهای است که ترند تبدیل به فشار روانی میشود.»
جلالی اضافه میکند که پدیدههایی مانند لبوبو باید در چارچوب «اقتصاد توجه» بررسی شوند، نه صرفاً کالای فیزیکی:
«این عروسک بیش از آنکه یک شیء باشد، یک نماد فرهنگی است؛ ابزاری برای دیدهشدن، برای تعلق به جمع، برای گفتن اینکه من هم جزو نسل متفاوتها هستم.»
واکنش والدین و مدارس
والدین بسیاری در گفتگو با خبرنگار ما، نگرانی خود را از افزایش هزینههای غیرضروری ابراز کردهاند.
«مینا رضایی»، مادر یک دختر ۱۰ ساله میگوید:«دخترم از من میخواهد لبوبو بخرم، چون همه دوستانش دارند. اما من نمیتوانم دو میلیون تومان برای یک عروسک پلاستیکی بپردازم. احساس میکنم اگر نخرم، پیش دوستانش احساس کمبود میکند.»
برخی مدارس غیرانتفاعی تهران نیز با ارسال تذکر به والدین، از آوردن عروسکهای گرانقیمت به مدرسه جلوگیری کردهاند.
مدیر یکی از مدارس شمال تهران گفت:«ما متوجه شدیم لبوبو در میان دانشآموزان باعث رقابت و مقایسه شده است. بعضی بچهها حتی به خاطر نداشتنش مسخره میشدند. مجبور شدیم ورود آن را ممنوع کنیم.»
بُعد فرهنگی و بحران هویت جمعی
در لایهای عمیقتر، لبوبو آینهای از وضعیت فرهنگی جامعه ایرانی است؛ جامعهای که میان سنت و مدرنیته در رفتوبرگشت است.
سارا محبی، پژوهشگر فرهنگ معاصر، در اینباره میگوید:«لبوبو محصول فرهنگی شرق آسیاست، اما در ایران بیشتر با منطق تقلید از غربیبودن مصرف میشود. ما در واقع با محصولی مواجهیم که نه متعلق به فرهنگ بومی ماست، نه به معنای واقعی غربی است. نتیجهاش نوعی سرگشتگی فرهنگی در میان جوانان است که با مصرف میخواهند هویت بسازند.»
او تأکید میکند که راهحل، حذف چنین محصولات نیست، بلکه بازتعریف رابطهی نسل جوان با مصرف فرهنگی است.
محبی تصریح میکند:«اگر ما برای نسل جدید فرصت خلق و طراحی عروسکهای خودشان را فراهم کنیم، آنوقت لبوبو تهدید نیست، بلکه یک فرصت آموزشی است.»
از تهدید تا فرصت
کارشناسان معتقدند میتوان از این موج برای توسعهی خلاقیت بومی استفاده کرد. به گفتهی «حمید قاسمی»، وقتی بازار داخلی استعدادهای زیادی دارد:چرا نباید عروسکی ایرانی با داستانی جذاب بسازیم که در شبکههای اجتماعی جهانی دیده شود؟ وقتی جوان ایرانی با تخیل خودش عروسکی خلق کند، احساس مالکیت فرهنگی پیدا میکند و نیاز به تقلید کمتر میشود.»
در همین راستا، چند استارتاپ ایرانی در حال طراحی «عروسکهای مفهومی ایرانی» هستند که از المانهای اسطورههای ایرانی، حیوانات بومی یا کاراکترهای فانتزی بومی الهام گرفتهاند. هرچند مسیر سختی پیشروست، اما کارشناسان بر این باورند که این مسیر، میتواند تعادل میان مصرف و خلاقیت را بازگرداند.
لبوبو، پدیدهای کوچک، اما چندوجهی است؛ از ظاهر متفاوتش تا بازار پرهیاهویش و تأثیر عمیقش بر ذهن نوجوانان. این عروسک بیش از آنکه صرفاً اسباببازی باشد، نشانهای از دگرگونی فرهنگی، اقتصادی و روانی جامعه امروز ایران است.
از سویی، کودکی که لبوبو را در آغوش دارد، شاید فقط به دنبال هیجان یا زیبایی متفاوت باشد؛ اما در سطحی عمیقتر، جامعهای را نشان میدهد که میان مدرنیته و مصرف، میان تخیل و تقلید، هنوز در جستوجوی توازن است.
اگر نگاه مسئولان فرهنگی و والدین از «ممنوعیت» به «هدایت» تغییر کند، لبوبو میتواند فرصتی برای آموزش، خلاقیت و گفتوگوی میان نسلها باشد — نه تهدیدی برای فرهنگ.
انتهای خبر/