به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ در سال ۲۰۱۷، زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت ایالات متحده، قدس را به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخت و دستور انتقال سفارت آمریکا از تلآویو به این شهر را صادر کرد، موجی از واکنشها در سراسر جهان شکل گرفت. اما در میان همه این واکنشها، یک تعبیر عجیب از سوی محافل صهیونیستی و رسانههای غربی بیش از همه جلب توجه کرد؛ آنان ترامپ را «کوروش کبیرِ زمانه» نامیدند.
تعبیری که در ظاهر ریشهای تاریخی و مذهبی دارد، اما در باطن، بیش از آنکه نشانه درک عمیق از تاریخ باشد، بیانگر سوءاستفاده سیاسی از اسطورهها و تاریخ برای مشروعیتبخشی به اشغالگری است.
کوروش در نگاه یهودیان؛ پادشاهی با جایگاه دینی
در متون عهد عتیق، کوروش پادشاه هخامنشی بهعنوان نجاتدهنده قوم یهود معرفی میشود؛ کسی که پس از سقوط بابل، یهودیان را از اسارت آزاد کرد و به آنان اجازه بازگشت به سرزمین خود و بازسازی معبد سلیمان را داد. از همین رو، او در کتاب «اشعیا» حتی به عنوان «مسیح خداوند» (یعنی برگزیده پروردگار) یاد شده است.
این نگاه مثبت، باعث شده است که در ذهنیت دینی یهودیان، کوروش نماد «رهبر نجاتبخش غیر یهودی» باشد؛ اما همین نگاه تاریخی، بعدها به ابزاری در خدمت اهداف سیاسی صهیونیسم تبدیل شد.
از کوروش تاریخی تا ترامپ سیاسی
وقتی ترامپ با حمایت کامل لابیهای صهیونیستی، سفارت آمریکا را به قدس منتقل کرد، رهبران مذهبی و سیاسی اسرائیل، این اقدام را نقطه عطفی در تاریخ معاصر دانستند. آنان گفتند همانگونه که کوروش در ۲۵۰۰ سال پیش اجازه بازگشت یهودیان به سرزمین مقدس را داد، ترامپ نیز «راه بازگشت سیاسی و الهی آنان» را هموار کرده است.
نتانیاهو و برخی خاخامهای افراطی، این تصمیم را نشانه «دست خدا در تاریخ» دانستند. حتی در اسرائیل سکههایی با تصویر ترامپ و کوروش ضرب شد تا این تشبیه را تثبیت کنند. اما واقعیت آن است که ترامپ نه کوروشی آزادکننده، بلکه ابزاری سیاسی در خدمت صهیونیسم جهانی بود.
آمریکا و اسرائیل؛ دو چهره از یک سیاست بیریشه
آمریکا و رژیم صهیونیستی، هر دو نظامهایی هستند که هویتشان بر پایه اشغال، مهاجرت اجباری و حذف ملتهای بومی بنا شده است.
ایالات متحده بر ویرانههای تمدنهای بومی آمریکا شکل گرفت و اسرائیل بر ویرانههای فلسطین. هر دو با تکیه بر قدرت نظامی و تبلیغاتی، تلاش کردهاند برای خود تاریخی جعلی و اسطورهای بسازند تا خلأ ریشه و مشروعیت خود را پر کنند.
نامیدن ترامپ به عنوان «کوروش کبیر زمانه» نیز از همین تلاش برای ساخت اسطورههای دروغین سرچشمه میگیرد؛ تلاشی برای آنکه سیاستهای توسعهطلبانه و مذهبی صهیونیسم، رنگ تقدس به خود بگیرد.
سوءاستفاده از دین برای توجیه اشغال
در اندیشه صهیونیستی، قدس نه فقط یک شهر، بلکه «مقدمه ظهور ماشیح» (منجی یهودیان) است. آنان با تکیه بر همین باور، میکوشند هر اقدام سیاسی یا نظامی در فلسطین را به عنوان «تحقق وعده الهی» جلوه دهند. در این چارچوب، ترامپ تنها یکی از مهرههایی بود که با تصمیماتش، این رؤیای جعلی را تقویت کرد.
اما برخلاف کوروش بزرگ، که سیاست او بر احترام به اقوام و مذاهب و آزادی ملتها استوار بود، سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی بر تحمیل، اشغال، تبعیض و جنگافروزی بنا شده است؛ دو ماهیت کاملاً متضاد که تنها در ظاهرِ نام، به هم پیوند داده شدند.
تشبیه ترامپ به کوروش، نه از سر درک تاریخی یا احترام فرهنگی، بلکه تلاشی آگاهانه برای مشروعیتبخشی به سیاستهای استعماری و مذهبی رژیم صهیونیستی بود.
در حالیکه کوروش در تاریخ، نماد عدالت، مدارا و رهایی ملتهاست، ترامپ در حافظه جهانی بهعنوان چهرهای تفرقهافکن و ابزار قدرتطلبی آمریکا و اسرائیل شناخته میشود.
بهعبارت دیگر، صهیونیسم و سیاستهای آمریکا، برای پوشاندن بیریشگی تاریخی خود، دست به دامن نامهایی میشوند که روزگاری مظهر انسانیت و آزادی بودند؛ اما تاریخ، حقیقت را از تحریف بازمیشناسد.
انتهای خبر/