به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ لاله افتخاری عضو هیات علمی دانشگاه در رشته قرآن و انقلاب اسلامی در یادداشتی نوشت: تاریخ ایران، آینهای است که خیانتها و ضعفهای گذشته را بیرحمانه به تصویر میکشد. یکی از تاریکترین فصلهای این تاریخ، اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰ است؛ زمانی که جریان شبهروشنفکری، با تزریق یأس و ناتوانی، زمینهساز سلطه بیگانه شد. این گروه، که خود را پیشگام و آگاه میپنداشت، به جای برانگیختن حس مقاومت، با تبلیغ وابستگی به قدرتهای خارجی، ملت را به پذیرش اشغال تشویق کرد. آنها با قلم و کلام خود، توان داخلی را تحقیر و قدرت دشمن را بزرگنمایی کردند، گویی ایران جز تسلیم، راهی ندارد.
این رفتار شبهروشنفکران، در امتداد سیاستهای خیانتبار رژیم پهلوی بود. رضاشاه، که خود را نماد میهنپرستی معرفی میکرد، در برابر تهاجم متفقین هیچ مقاومتی نشان نداد. ارتش او، که سالها با تبلیغات پرزرقوبرق ستایش میشد، در کمتر از چند روز فروپاشید. پادگانها بدون شلیک حتی یک گلوله تسلیم شدند و رضاشاه، با فراری ذلتبار به آفریقای جنوبی، ملت را در برابر اشغالگران تنها گذاشت. این خیانت، نهتنها عزت ایران را لگدمال کرد، بلکه کشور را به ابزاری برای تأمین منافع متفقین تبدیل کرد.
پیامدهای این اشغال، زخمهایی عمیق بر پیکره ملت ایران گذاشت. قحطی، فقر و ناامنی، زندگی مردم را به تباهی کشاند. منابع کشور به تاراج رفت و ایران به کریدوری برای تدارکات جنگی متفقین بدل شد. این فاجعه، نتیجه ضعف ساختاری رژیم پهلوی و فقدان پشتوانه مردمی بود. شبهروشنفکران، با توجیه این ضعف و تبلیغ تسلیم، عملاً به بیگانه پرستی دامن زدند و استقلال ایران را قربانی کردند.
امروز، سایه این خیانتها همچنان بر سر کشور سنگینی میکند. برخی جریانهای سیاسی، با تکرار همان الگوهای شبهروشنفکری، تسلیم در برابر فشارهای خارجی را تجویز میکنند. آنها با القای ناتوانی ایران در برابر تحریمها و تهدیدات، به دنبال تضعیف روحیه مقاومت هستند. این گروهها، با ترویج مذاکره به هر قیمت، راه همان شبهروشنفکران دوره پهلوی را میروند که عزت ملی را فدای منافع شخصی و سیاسی کردند.
جریانهای سلطنتطلب و وابسته به غرب، چه در گذشته و چه امروز، ارتباطات پنهانی با دشمنان ایران داشتهاند. در دوره پهلوی، این جریانها با حمایت بیگانگان، منافع ملی را زیر پا گذاشتند و امروز نیز با تبلیغات رسانهای و تحریف تاریخ، سعی در بازسازی همان مسیر خیانتآمیز دارند. آنها با ترویج ناامیدی، میخواهند ملت را از استقلال و عزت خود دور کنند، غافل از اینکه ایران امروز، با پشتوانه انقلاب اسلامی، دیگر آن کشور بیدفاع نیست.
درس بزرگ تاریخ این است که نباید اجازه دهیم این خیانتها تکرار شود. اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، هشداری است برای نسل امروز که هوشیار باشیم و فریب شعارهای توخالی شبهروشنفکران را نخوریم. ملت ایران، که با انقلاب اسلامی عزت و استقلال خود را بازیافت، باید با وحدت و ایمان، در برابر این جریانها بایستد. تجربه تلخ گذشته نشان داد که تنها حکومتی با پشتوانه مردمی و رهبری آگاه میتواند از استقلال کشور دفاع کند. امروز، ایران با اتکا به اراده ملی و باورهای دینی، دژی استوار در برابر دشمنان است. اجازه ندهیم قلمهای مزدور و جریانهای وابسته، بار دیگر عزت این سرزمین را به بازی بگیرند.
شبهروشنفکران امروز، در لباس تحلیلگر و مدافع اصلاحات، همان نقش تخریبی گذشته را دنبال میکنند. آنها با بزرگنمایی ضعفها و کوچک شمردن توانمندیهای داخلی، ملت را به پذیرش سیاستهای تحمیلی خارجی تشویق میکنند. رسانهها و شبکههای اجتماعی، ابزار اصلی آنهاست؛ جایی که با برجسته کردن مشکلات اقتصادی و سیاسی، حس ناامیدی و سرخوردگی را در جامعه تقویت میکنند. این گروه، با تبلیغ گفتگو و مصالحه بیحدوحصر، استقلال تصمیمگیری کشور را تضعیف میکنند و هویت ملی را تهدید مینمایند. هوشیاری و آگاهی عمومی، تنها سپر در برابر این موج تکراری است.