به گزارش خبرنگار تهران پرس، مهدی خورسند کارشناس مسائل اوراسیا در سیزدهمین جلسه هیئت فرهنگی مذهبی شهید آرمان علیوردی (محفل معنوی اهالی رسانه و فضای مجازی) که با موضوع تحولات اخیر روسیه برگزار شد، اظهار داشت: دوران گذار نظم بین المللی، ادبیاتی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در سیر سیاسی کشورمان بیش از ۱۰ سال است که از آن به پیچ تاریخی یاد میکنند و باید گفت که دوران گذار نظم بین المللی با افول هژمون وقت همراه است، یعنی هژمونی قدرت میگیرد و هژمون قبلی را کنار میزند و مدتی در قدرت باقی میماند؛ سپس افول آن آغاز میشود و آن هژمون جایگزین، دوران صعود خود را طی میکند.
وی با اشاره به کتاب «هنری کیسینجر» کارشناس آمریکایی با موضوع خیزش چین افزود: چین به عنوان یک قدرت در حال خیزش است و هژمونی است که هژمون امریکا را به چالش خواهد کشید و با توجه به دوران گذار نظم بین المللی ما با دو صحنه در این گذار روبرو هستیم؛ صلح بزرگ و جنگ بزرگ که معمولا با جنگ بزرگ رو به رو بودیم؛ مانند دو جنگ جهانی اول و دوم.
این کارشناس اوراسیا خاطرنشان کرد: در گذشته، اروپا قبل از آمریکا مهد صنعت و قدرت بود و بعد از جنگ جهانی اول و دوم این قدرت، توسعه و هژمونی از اروپا به آمریکا منتقل شد. ما نیز فروپاشی جماهیر شوروی را در گذشته داشتیم که این فروپاشی آمریکاییها را سرمست کرد، اما آمریکاییها در قرن ۲۱ متوجه مسئلهای میشوند که یک شبکهای از قدرت در حال شکل گیری است که در مقابل ابزارهای هژمونی ساز آمریکایی یعنی دلار و نهادهای بین المللی در حال ایستادگی و انجام اقداماتی است که این دو ابزار را به چالش بکشد.
وی با اشاره به ایجاد نهادهای منطقهای توسط چین و روسیه گفت: امریکا بعد از اینکه متوجه شد نهادهای منطقهای در مقابل نهادسازی بینالمللیاش ایجاد میشود که این نهادسازی با سازمان همکاری شاهنگهای رقم میخورد و در نتیجه امریکاییها برای کنترل این مسئله به افغانستان حمله میکنند، زیرا افغانستان نزدیکترین ژئوپلیتیک به چین و ایران و در کنار حیاط خلوت روسیه است و این باعث میشود امریکاییها تقاضای رسمی برای پیوستن به سازمان همکاری شانگهای دهند که اعضای این سازمان مخالفت کردند و اینجاست که امریکا متوجه یک سیر خزنده در دنیا شد.
خورسند مطرح کرد: از سال ۲۰۱۴ به بعد، غیر از ایجاد نهادهای منطقهای که در مقابل نهادهای بین المللی آمریکا قرار داشت، چین و روسیه ارزهای ملی را جایگزین ارز بین المللی دلار میکنند؛ در این میان، روسیه پیشگام میشود و درنتیجه امریکا جنگ اول اکراین را با توجه به این شرایط با کودتایی در اوکراین رقم میزند و رئیس جمهور روسگرای این کشور را برکنار میکند و سیستمی را در اوکراین حاکم کرده (نزدیکی به ناتو) که خط قرمز روسیه در ابتدای قرن ۲۱ ام به بعد بود که همواره باعث نگرانی روسها بود.
وی بیان کرد: جنگ روسیه و اوکراین حتمی بود، زیرا آمریکاییها دوران افول خود را که سرعت و شدت گرفته را با خروج دلار از صحنه بین المللی نزدیک میدیدند، در نتیجه میخواهند قدرتهای نوظهور را درگیر تنشهای ژئوپلیتیک در محیط پیرامونی خود کنند تا از اقدامات هماهنگ سه قدرت ایران و روسیه و چین علیه نظم آمریکایی جلوگیری کند.
این کارشناس ارواسیا تصریح کرد: روسیه به دلیل درخواست اوکراین برای پیوستن به ناتو درگیر جنگ با اوکراین میشود تا مانع ورود ناتو به پشت مرزهای روسیه شود. پیوستن کشوری به ناتو دارای شروطی مانند عدم وجود جنگ فعال داخلی و خارجی در نتیجه روسیه پیشدستی کرده و اقدام به حمله به مواضع اوکراین میکند که در دام ناتو نیفتند.
وی ادامه داد: امریکا با دادن سلاحهاو کمکهای مالی و اطلاعاتی به اوکراین، روسیه را درگیر مسائل ژئوپلیتیکی میکند تا روسیه که یک بال حمایتی برای چین است به دلیل ضعف کنار بکشد و چین تنها با یک بازیگر یعنی آمریکا روبرو باشد.
خورسند با اشاره به موازین «دفاع از خود» توسط روسیه اظهار داشت: نوع سرزمین گیری روسیه در اوکراین بیانگر ایجاد هلالی با یک عرضی مطمئن برای جلوگیری از همسایگی همیشگی به وسیله اوکراین با ناتو است؛ بنابراین فضای جنگی روسیه مسیر پیشروی نیست بلکه دفاع از مواضع ضمیمه شده است.
این کارشناس اوراسیا با اشاره به اتفاقات اخیر در روسیه افزود: این اتفاقات اخرین فرصتی است که غرب برای جبهه اوکراین داده تا این ضدحملات را انجام بدهد و روسیه را تا جایی که میتواند به عقب براند تا در این فضا بتواند بعدها با روسیه وارد مذاکره شود؛ که این اتفاق چه رخ بدهد و چه ندهد، اوکراین مجبور به مذاکره با روسیه خواهد بود و اگر این اتفاق در ماههای اینده منجر به حتی حفظ این سرزمینها هم بشود، اوکراینیها به دلیل عدم حمایتی که اروپا و امریکا از آنها خواهند کرد، مجبور به مذاکره با پوتین خواهند بود.
وی خاطرنشان کرد: در ماههای گذشته روسیه در سه جبهه و سه ابزار با اوکراین در حال جنگیدن بود؛ ارتش روسیه، قدیروف و نیروهای چچنی و در نهایت واگنرها.
خورسند با اشاره به شخصی بودن مسئله واگنرها با پوتین گفت: قرار بود رهبر فعلی گروه واگنر یا خودش یا فردی که معرفی میکند به عنوان وزیر دفاع یا رئیس نیروهای مسلح روسیه منصوب شود که پوتین از این جا به جایی منصرف میشود و این مسئله باعث میشود رهبر واگنر به دلیل سهم خواهی اینگونه عمل کند، اما مذاکره رهبر واگنر نشاندهنده عدم مخالفت جنگ با اوکراین است و این تنها یک سو تفاهمو سهم خواهی شخصی بین رهبر واگنر و پوتین بود و حتی غرب نیز از آن مطلع نبود، ولی اگر ادامه مییافت قطعا غرب از این فرصت برای رسیدن به منافع خود استفاده میکرد.
وی در پایان با بیان اینکه پوتین میداند این جنگ در نهایت خاتمه پیدا میکند و این حمایت غرب از اوکراین تمام خواهد شد، افزود: پوتین حتی میداند ثمره مقاومتش ایجاد حائلی به صورت دائم از همسایگی با ناتو است. با توجه به خبری هم که در هفته گذشته درستاد مشترک ارتش و ستاد مشترک جنگ روسیه بدون هماهنگی پوتین منتشر شد، مشخص است که جنگ اوکراین و روسیه تا ۲،۳ ماه آینده در حال پایان یافتن است.
انتهای پیام/خ