
احمد درهوشت برادر شهید محمود درهوشت در گفتگو با خبرنگار
تهران پرس درباره خاطرات برادر شهیدش در انقلاب و دوران هشت سال دفاع مقدس گفت: پدرم حاج اکبر درهوشت از شاگردان شهید نواب صفوی و از دوستان مرحوم طیب رضایی بود و در بازار تهران در کار تجاری چای بود. محمود سال ۱۳۴۰ در میدان خراسان به دنیا آمد و ۱۰ سال بعد، ما به محله نارمک آمدیم. ۵ خواهر و برادر بودیم و محمود برادر سوم ما بود.
وی در ادامه به بیان برخی ویژگی های اخلاقی برادر شهید خود پرداخت و گفت : محمود بچه ای صبور و بی اغراق، مظلومترین و باگذشت ترین عضو خانواده ما بود. از ۱۴ سالگی به دنبال ورزش کونگ فو رفت، قبل از انقلاب ورزش کونگ فو یک ورزش ممنوعه برای عام و فقط مختص نیروهای پلیس و ساواک بود، در چهارراه تلفنخانه یک باشگاه زیرزمینی بود که استاد غلامرضا عقیلی به طور گزینشی و محرمانه تعدادی شاگرد جذب می کرد و آموزش کونگ فو می داد. استاد عقیلی محمود را پذیرش کرد. محمود نیز به مرور زیر دست استاد به استادی رسید به طوریکه بعد از انقلاب در چند مسجد و ورزشگاه به جوان های محل رایگان آموزش می داد.
احمد درهوشت افزود: برادرم از هنرستان کارآموز خیابان سمنگان دیپلم برق صنعتی گرفت. سالهای آخر دبیرستان وی با انقلاب مصادف شده بود، خانوادهی ما در بطن انقلاب بود. محمود هم در این فضا در پخش اعلامیه در نارمک و حضور در جلسات سخنرانی استاد فخرالدین حجازی فعال بود. یادم می آید اول جنگ زمانی که مهرآباد را بمباران کردند، از سی متری نارمک تا میدان آزادی را دویدیم تا شاید کمکی از دستمان برآید. فردای همان روز محمود به کردستان رفت و در مدتی کوتاه مسئول گروه ضربت جوانرود شده بود، بعدها به عنوان پاسدار وظیفه به خاش رفت و همانجا بود که چندین بار در مسابقات تیراندازی نیروهای مسلح رتبه اول تیراندازی را به دست آورد. گویا برای محمود مقام دومی در کار نبود و همیشه اول بود. محمود به تناوب به جبهه می رود و با ۳۲ ترکش برمی گردد.
وی بیان کرد: محمود با وجود آنکه با دوستانش قرار سفر به مشهد مقدس داشت، با شروع عملیات مرصاد راهی جبهه می شود. محمود آرپیجیزن بود و تا آخرین لحظه و توان جنگید و لحظات آخر هم کار به جنگ تن به تن کشیده شده بود. محمود در این عملیات بوسیله نارنجک به شهادت می رسد . اما چون پلاکش را از خود جدا کرده بود، ده روز پس از شهادتش توانستیم پیکر او را شناسایی کنیم.
درهوشت درباره وضعیت زندگی در قبل و بعد از انقلاب به خبرنگار
تهران پرس گفت: الان مشکل مردم نداشتن جای پارک است اما قبل از انقلاب مشکل، نداشتن ماشین بود، قبل از انقلاب با پشتیبانیهایی که از طرف ابر قدرتها به کشور و دولتمان می شد اما فقر زیادی بود تا جایی که مردم نمی توانستند لباس نو بخرند و اکثرا لباسها و چادرها وصله و پینه داشت. پدران برای فرزندان لباسهای با چند سایز بزرگتر می گرفتند که سالهای بعد مجبور به خرید لباس نشوند اما اکنون با تمام فشارهای که از دشمنان و تحریم های بعد از انقلاب بر ملت و کشور ما بوده و هست، وضعیت خیلی بهتر است و اکثر مردم مسکن و ماشین دارند و از خوراک و پوشاک خوب برخوردار هستند. البته انکار نمی کنم که فشارهای اقتصادی نیست اما این دلیل نمی شود ما نعمتی را که قبلتر نداشتیم و اکنون داریم را نادیده بگیریم.
وی ادامه داد: قبل از انقلاب کشورمان پر شده بود از پزشکان خارجی که گاها دانش بالایی نیز نداشتند اما بعد از انقلاب با پیشرفتی که در حوزه علمی داشتیم اکنون نه تنها در کشور ما بلکه در کشورهای دیگر پزشکان ایران حماسه آفرین بوده و بهترین و کاربردی ترین ابداعات و اختراعات را در حوزه علمی دارند.
درهوشت درباره فعالیت خود در زمان انقلاب به خبرنگار
تهران پرس گفت: ساواک حاج آقا طیب را به شهادت رساند و پدرم را گرفت و به زندان قصر برد و مورد شکنجه قرار داد. در آن زمان من محصل بودم. در حین ورود به دانشگاه وارد مسائل سیاسی شدم و شروع به پخش اعلامیه ها و دیوار نویسی کردم. در دانشگاه اساتید دانش سیاسی ما را برای انجام فعالیتهای سیاسی بیشتر می کردند البته این افزایش دانش به صورت پنهانی و سری بود زیرا به راحتی نمی شد فعالیتهای سیاسی کرد، برای تکمیل تحصیلات به هندوستان رفتم وقتی برگشتم جنگ شروع شد و پشت سنگر مدتها مشغول به خدمت رسانی بودم و بعد از شهادت برادرم با خود عهد کردم تا راه او را ادامه دهم و برای خدمت و کمک به مردم کشورم کوتاهی نکنم.
وی ادامه داد: پس از جنگ و اتمام تحصیلات فعالیتم را در هلال احمر شروع کردم تا به عنوان پزشک خیر به مناطق محروم اطراف تهران سفر و بیماران نیازمند را درمان کنم و خودم را وقف خدمت به نیازمندان کردم تا بتوانم گوشه ای از مشکلاتشان را حل کنم و هر هفته دو بیمار نیازمند را درمان می کردم و هر ماه برای معاینه و درمان دانش آموزان نیازمند راهی یکی از مدارس منطقه می شدم. انجام این کارها باعث می شد احساس کنم شرمنده برادر شهیدم و دیگر شهدا نیستم.
وی در پایان خاطرنشان کرد: هر کدام از ما در مقابل شهدا وظیفه ای داریم و امروز وظیفه من است که اجازه ندهم مردم کشورم به خاطر نداشتن هزینه درمان درد بکشند.
انتهای پیام/خرد