قاب خاطره

چهل پنجاه متر دورتر، پشت یک خاک‌ریز رفتیم و داخل گل‌ولای پناه گرفتیم. مدام سرمان را بالا می‌آوردیم و منتظر بودیم که هرلحظه ماشین منفجر شود. حدود بیست دقیقه همین‌طور گذشت و اتفاقی نیفتاد به بچه‌ها گفتم: شما همین‌جا بشینین، من آروم میرم سمت ماشین.
کد خبر: ۷۲۳۰۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۱/۲۸

درنشست «قاب ویژه جنگ» عنوان شد:
نشست «قاب ویژه جنگ» با واکاوی روایت‌هایی از تصویر دفاع مقدس در قاب ادبیات با نگاهی به کتاب «حاج جلال» خاطرات حاج جلال حاجی بابایی به قلم لیلا نظری گیلانده در تماشاخانه ماه برگزار شد.
کد خبر: ۷۱۳۰۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۱۱/۰۱

کد خبر: ۸۶۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۵/۰۷