گواهی‌های انسانی؛

مقاومت در خانه‌ها

خانه
خانه‌ها و ساختمان‌ها با تولید خورشیدی و ذخیره مشترک می‌توانند بخشی از برق مصرفی خود را تأمین کنند و در زمان عادی، مازاد آن را به شبکه بدهند. اما نباید در برق متوقف ماند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ کوروش علیانی، فعال فرهنگی در یادداشتی نوشت: جنگ فقط تأسیسات را تهدید نمی‌کند؛ زندگی روزمره را هم نشانه می‌گیرد. وقتی برق یک منطقه قطع می‌شود، ممکن است پمپ آب، ارتباطات، فروشگاه‌ها، و حتی بخشی از خدمات درمانی هم از کار بیفتند. مسئله فقط قدرت تخریب دشمن نیست؛ معماری خدمات ما هم اهمیت دارد. اگر میلیون‌ها نفر برای رفع نیاز‌های اولیه به چند مرکز بزرگ و زنجیره‌های بلند تأمین وابسته باشند، آسیب به یک حلقه می‌تواند زندگی جمع بزرگی را مختل کند. در ایرانِ در حال جنگ در برابر دشمنان خبیثش، حفاظت از زیرساخت‌ها لازم است، اما کافی نیست. برای دوام زندگی باید راه‌های جایگزین محلی را هم ساخت.

راه‌حل، ساختن دو زنجیره تأمین در کنار یکدیگر است. زنجیره نخست همان شبکه متمرکز، سراسری و عمدتاً دولتی است که توان تولید انبوه، انتقال گسترده، و تأمین نیاز‌های بزرگ را دارد. زنجیره دوم کوتاه، محلی و غیرمتمرکز است؛ شبکه‌ای از خانه‌ها، مجتمع‌ها، تعاونی‌ها، و نهاد‌های محلی که بخشی از نیاز‌های خود و اطرافیانشان را تأمین می‌کنند. این دو زنجیره قرار نیست با هم رقابت کنند یا یکی جای دیگری را بگیرد. وقتی زنجیره بزرگ آسیب می‌بیند، ظرفیت محلی اجازه نمی‌دهد زندگی متوقف شود؛ وقتی امکانات محلی کفایت نمی‌کند، شبکه‌ی سراسری به کمک می‌آید. تاب‌آوری دقیقاً از همین پشتیبانی دوطرفه به دست می‌آید.
‌
می‌توان از برق آغاز کرد. خانه‌ها و ساختمان‌ها با تولید خورشیدی و ذخیره مشترک می‌توانند بخشی از برق مصرفی خود را تأمین کنند و در زمان عادی، مازاد آن را به شبکه بدهند. اما نباید در برق متوقف ماند. مخازن ایمن آب در مجتمع‌ها، ظرفیت محلی تصفیه و بازچرخانی، تعاونی‌های توزیع کالا‌های ضروری، امکانات ارتباطی اضطراری، و مراکز کوچک ارائه خدمات درمانی می‌توانند حلقه‌های دیگر این زنجیره باشند. البته مقیاس هر خدمت متفاوت است. تولید برق شاید در یک خانه ممکن باشد؛ نگهداری آب یا توزیع کالا ممکن است در سطح ساختمان یا محله بهتر کار کند. قرار نیست هر خانه یک کشور کوچک شود؛ قرار است هیچ محله‌ای با اختلال یک مرکز، یکباره از زندگی بازنماند.

چنین طرحی بدون نقش فعال حاکمیت و دولت مرکزی به نتیجه نمی‌رسد. تمرکززدایی به معنای شانه خالی کردن حاکمیت از مسئولیت خدمات عمومی نیست. دولت باید استاندارد‌ها را تعیین کند، سرمایه و آموزش فراهم آورد، اتصال شبکه‌های محلی به شبکه‌ی سراسری را ممکن کند، و با دقت کافی برای مناطق کم‌برخوردار سهم بیشتری از حمایت بگذارد. وگرنه خانواده ثروتمند برای خودش برق و آب فراهم می‌کند و خانواده کم‌درآمد در تاریکی می‌ماند. شهرداری‌ها، دهیاری‌ها، و تعاونی‌ها می‌توانند واسطه‌ی این سامان‌دهی باشند؛ نه جانشین مسئولیت عمومی، بلکه بازوی اجرایی آن.

حاصل این تغییر فقط دوام آوردن در برابر جنگ نیست. زنجیره‌های کوتاه می‌توانند فرصت‌های اقتصادی تازه بسازند، هزینه برخی اختلال‌ها را کاهش دهند، و به مردم امکان دهند در اداره زندگی مشترک خود سهمی واقعی داشته باشند. از سوی دیگر، شبکه‌ی بزرگ نیز با تکیه بر ظرفیت‌های پراکنده نفسی تازه می‌کند. کشوری که خدماتش فقط از یک مسیر به مردم می‌رسد، با بسته شدن آن مسیر زمین‌گیر می‌شود. اما کشوری که راه‌های متعدد و به‌هم‌پیوسته دارد، حتی زیر فشار جنگ نیز می‌تواند زندگی را ادامه دهد.

انتهای خبر/

منبع: مهر

کد خبر: ۹۶۶۲۱
۱۱ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۳
save
email
اشتراک گذاری :
ارسال نظر
captcha