به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ ۳۱ اکتبر هر سال، برابر با نهم یا دهم آبانماه، به عنوان «روز جهانی شهرها» نامگذاری شده است؛ مناسبتی که با هدف جلب توجه دولتها، سازمانهای بینالمللی و جامعه مدنی به توسعه پایدار شهری برگزار میشود. شهرها در کنار نقش اقتصادی، اجتماعی و تاریخی خود، جایگاه مهمی در ادبیات نیز دارند؛ گاه محل وقوع حوادث داستانیاند و گاه چنان با شخصیتها، خاطرات و سرنوشت آنها پیوند میخورند که به یکی از عناصر اصلی روایت تبدیل میشوند.
خیابانها، میدانها، محلهها، بناها و حتی مناسبات اجتماعی شهروندان، در بسیاری از آثار ادبی حضوری فراتر از یک پسزمینه جغرافیایی دارند. نویسندگان با انتخاب شهرهای واقعی یا خلق مکانهای خیالی، از زندگی شهری، تنهایی، نابرابری، خاطره، هویت و دگرگونیهای اجتماعی سخن گفتهاند. در برخی آثار، شهر خود به شخصیت اصلی روایت تبدیل و در برخی دیگر، شناخت یک شهر از مسیر تجربه و سرگذشت ساکنان آن امکانپذیر میشود.
شهرهایی در مرز واقعیت و خیال
یکی از شاخصترین آثار ادبی در پرداختن به مفهوم شهر، «شهرهای نامرئی»، نوشته ایتالو کالوینو، نویسنده ایتالیایی است. در این کتاب، مارکو پولو برای گوبلای خان از ۵۵ شهر خیالی سخن میگوید؛ شهرهایی که هر یک ویژگیها، ساختارها و جهان مستقلی دارند. این شهرها در عین خیالی بودن، بازتابی از خاطره، آرزو، ترس و تجربه انسانی هستند. کالوینو در این اثر، شهر را به موضوعی برای تأمل درباره ماهیت زندگی تبدیل میکند.
در «شهر شیشهای» پل آستر نیز نیویورک به فضایی رازآلود و پیچیده تبدیل میشود. شخصیت اصلی داستان، نویسندهای است که به دنبال دریافت یک تماس تلفنی اشتباه وارد ماجرایی معمایی میشود. خیابانها و فضای شهری نیویورک در این رمان با سردرگمی و بحران هویت شخصیت اصلی پیوند میخورند و شهر به بخشی از ساختار معمایی داستان تبدیل میشود.
در ادبیات نوجوان نیز شهرها گاه با تخیل و تجربه کشف جهان پیوند میخورد. «شهر ارواح»، اثر ویکتوریا شواب نیز خواننده را به ادینبرو میبرد؛ شهری که در آن جهان زندگان و مردگان به یکدیگر نزدیک شدهاند. نویسنده با بهرهگیری از پیشینه تاریخی و فضای رازآلود این شهر، روایتی فانتزی درباره ارواح، خاطرات و مواجهه با ناشناختهها شکل میدهد.
شهر، حافظه تاریخی و هویت فرهنگی
برخی نویسندگان از شهر به عنوان راهی برای روایت تاریخ، خاطرات شخصی و تحولات اجتماعی استفاده کردهاند. در این آثار، شناخت یک مکان با شناخت زندگی مردمی پیوند میخورد که در آن زیستهاند.
«استانبول: خاطرات و شهر»، نوشته اورهان پاموک، نمونهای برجسته از این رویکرد است. پاموک در این کتاب، خاطرات کودکی و جوانی خود را با تاریخ و تحولات استانبول درهم میآمیزد. معماری، محلهها، تنگه بسفر و فضای فرهنگی شهر در کنار تجربههای شخصی نویسنده، تصویری از هویت تاریخی و حالوهوای استانبول ارائه میکند.
«پاریس جشن بیکران»، اثر ارنست همینگوی نیز از مسیر خاطرات نویسنده، تصویری از پاریس دهه ۱۹۲۰ ارائه میدهد. همینگوی در این کتاب از کافهها، خیابانها، محافل ادبی و دیدارهای خود با نویسندگان و هنرمندان سخن میگوید. پاریس در این روایت، علاوه بر یک مکان جغرافیایی، بخشی از تجربه زیسته نسل نویسندگان و هنرمندان آن دوره است.
در کتاب «مرگ در ونیز»، نوشته توماس مان، شهر نقشی تعیینکننده در شکلگیری فضای داستان دارد. گوستاو فون آشنباخ، نویسندهای سالخورده، برای استراحت به ونیز سفر میکند و در آنجا با زیبایی، دلبستگی و زوال روبهرو میشود. فضای شهر، کانالها، معماری و شرایط خاص آن، با تحولات درونی شخصیت اصلی پیوند میخورند و به تدریج بر حالوهوای تراژدی داستان تاثیر میگذارند.
«برلین الکساندرپلاتس»، اثر آلفرد دوبلین نیز از آثار مهم ادبیات مدرن است که زندگی شهری در برلین دوران جمهوری وایمار را بازتاب میدهد. دوبلین با استفاده از روایت چندلایه، گفتوگوهای خیابانی، اخبار، صداها و تصاویر پراکنده شهر، تجربه زندگی در کلانشهر مدرن را به ساختار اصلی رمان تبدیل میکند.
در ادبیات روسیه، «پطرزبورگ»، اثر آندری بیهلی، نمونه دیگری از پیوند شهر و روایت است. سنپترزبورگ در این رمان تنها محل وقوع حوادث نیست، بلکه با فضای سیاسی و اجتماعی روسیه و بحرانهای شخصیتها درهم میآمیزد. نویسنده با بهرهگیری از ساختاری پیچیده و روایتی مدرن، تصویری از شهری ارائه میکند که در آن مناسبات قدرت، هویت و زندگی فردی در تقابل قرار میگیرند.
«دوبلینیها»، اثر جیمز جویس نیز مجموعهای از ۱۵ داستان کوتاه درباره زندگی مردم دوبلین در آغاز قرن بیستم است. جویس در این مجموعه، از زندگی روزمره، روابط خانوادگی، محدودیتهای اجتماعی و تجربههای فردی سخن میگوید. دوبلین در این داستانها به بستری برای نمایش وضعیت جامعهای تبدیل میشود که میان سنت و تغییر در حرکت است.
شهر و زندگی فرودستان؛ ادبیات و روایت نابرابری
بخش مهمی از آثار ادبی و اجتماعی به زندگی کسانی میپردازند که در حاشیه شهرها و در شرایط دشوار اقتصادی روزگار میگذرانند. این آثار با نزدیک شدن به زندگی کارگران، بیخانمانها و تهیدستان، چهره دیگری از شهرهای بزرگ را نشان میدهند.
کتاب «آس و پاس در پاریس و لندن»، نوشته جورج اورول، از نمونههای شناختهشده این رویکرد است. اورول در این کتاب، تجربه زندگی در فقر و کار در مشاغل دشوار را روایت میکند. او در پاریس مدتی به عنوان ظرفشور در رستورانها کار کرد و پس از بازگشت به انگلستان، مدتی را در میان بیخانمانها و تهیدستان گذراند. حاصل این تجربه، روایتی از شرایط دشوار کار، بیثباتی اقتصادی و زندگی کسانی است که در زیرساخت اجتماعی دو شهر بزرگ اروپایی کمتر دیده میشوند.
اورول در «جاده به سوی اسکله ویگان» نیز به مناطق صنعتی شمال انگلستان سفر میکند و با مشاهده زندگی کارگران معدن و خانوادههای آنان، شرایط دشوار کار، بیکاری و فقر را روایت میکند. این کتاب، تصویری از زندگی طبقه کارگر در جامعه صنعتی انگلستان ارائه میدهد و از تجربههای مهم نویسنده در پرداختن به نابرابری اجتماعی به شمار میرود.
شهر در میانه جنگ و بحران
در برخی آثار ادبی معاصر، شهر با جنگ، خشونت و بحرانهای سیاسی شناخته میشود. در این روایتها، فضای شهری بازتابی از وضعیت جامعه و پیامدهای رویدادهای تاریخی است.
«فرانکشتاین در بغداد» نوشته احمد سعداوی، یکی از نمونههای شاخص این روایت است. داستان در بغداد پس از حمله آمریکا به عراق میگذرد و درباره مردی است که از بقایای اجساد قربانیان انفجارها موجودی عجیب میسازد. این موجود که از اجزای بدن قربانیان تشکیل شده، به نمادی از خشونت، انتقام و چرخه بیپایان مرگ در جامعه عراق تبدیل میشود. سعداوی با استفاده از عناصر فانتزی و فراواقعی، تصویری از شهری ارائه میدهد که جنگ و ناامنی، زندگی روزمره ساکنان آن را دگرگون کرده است.
«مسکو ۲۰۴۲» اثر ولادیمیر واینوویچ نیز با نگاهی طنزآمیز و انتقادی، آیندهای فرضی از پایتخت روسیه را ترسیم میکند. نویسنده در این رمان علمیتخیلی، جامعهای خیالی را به تصویر میکشد که ساختارهای سیاسی و اجتماعی آن در معرض نقد قرار میگیرند. مسکو در این روایت، بستری برای طرح پرسشهایی درباره قدرت، ایدئولوژی و آینده است.
شهر در ادبیات داستانی ایران
در ادبیات داستانی ایران نیز شهرهای مختلف، از تهران تا اهواز و آبادان، به بستری برای روایت دگرگونیهای اجتماعی و تجربههای انسانی تبدیل شدهاند. نویسندگان ایرانی با پرداختن به محلهها، زندگی طبقات مختلف اجتماعی و تحولات تاریخی، چهرهای از شهرها ارائه کردهاند که بازتابی از وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه است.
«تهران، شهر بیآسمان»، نوشته امیرحسن چهلتن، یکی از نمونههای شاخص بازنمایی پایتخت در ادبیات داستانی معاصر است. این رمان با محوریت زندگی کرامت، شخصیت اصلی داستان، تصویری از تهران در دورهای پرآشوب از تاریخ معاصر ایران ارائه میدهد.
«همسایهها»، نوشته احمد محمود، یکی از نمونههای برجسته بازنمایی شهر و زندگی محلهای در ادبیات معاصر ایران است. داستان در اهواز و در سالهای ملی شدن صنعت نفت میگذرد و زندگی نوجوانی به نام خالد را دنبال میکند که در محلهای فرودست، با تجربههای خانوادگی، عاطفی و سیاسی روبهرو میشود. محمود با توصیف خانهها، همسایگان، خیابانها و روابط اجتماعی، تصویری زنده از زندگی مردم جنوب ایران ارائه میدهد. در این رمان، محله و مناسبات همسایگی نقشی اساسی در شکلگیری تجربههای شخصیت اصلی دارند.
«داستان یک شهر»، اثر دیگر محمود نیز از رمانهایی است که زندگی در جنوب ایران را با تجربههای سیاسی و اجتماعی پیوند میدهد. این کتاب ادامهای بر «همسایهها» و خالد است که پس از حوادث کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به بندر لنگه تبعید میشود.
فضای بندر، زندگی مردم، مناسبات اجتماعی و تجربه دوری از محیط آشنای زندگی، در شکلگیری روایت نقش دارند. محمود با پرداختن به محیط جغرافیایی و زندگی روزمره ساکنان، تصویری از جامعه جنوب ایران در سالهای پرتنش سیاسی ارائه میکند.
«زمین سوخته»، کتاب دیگر احمد محمود، به اهواز در روزهای آغازین جنگ ایران و عراق میپردازد. نویسنده با تمرکز بر زندگی مردم عادی، اضطراب ناشی از جنگ، مهاجرت و تغییر مناسبات شهری را روایت میکند.
در «چراغها را من خاموش میکنم»، نوشته زویا پیرزاد، آبادان دهه ۱۳۴۰ در مرکز روایت قرار دارد. داستان زندگی کلاریس، زنی ارمنی و خانهدار، در محلهای از خانوادههای کارمندان شرکت نفت میگذرد. فضای خانهها، روابط همسایگی، رفتوآمدها و تفاوتهای فرهنگی ساکنان، تصویری از جامعه چندفرهنگی آبادان و سبک زندگی طبقه متوسط شهری در آن دوره به دست میدهد.
ادبیات؛ راهی برای شناخت شهرها
در ادبیات، آنچه به شهرها هویت میدهد، خاطرات، روابط انسانی، تحولات تاریخی و تجربه زندگی است. از استانبول و دوبلین تا بغداد و برلین، از محلههای فقیرنشین لندن تا خیابانهای پاریس، نویسندگان با روایتهای خود چهرههایی متفاوت از شهرها را پیش روی خواننده قرار دادهاند.
برخی آثار با خلق شهرهای خیالی، امکان تازهای برای اندیشیدن به زندگی شهری فراهم میکنند و برخی دیگر با ثبت خاطرات و تجربههای انسانی، تصویری از گذشته و حال شهرهای واقعی، خلق میکنند، این گونه میتوان ادبیات را یکی از راههای شناخت شهرها دانست، راهی که به شهر معنا میبخشند.
انتهای خبر/
منبع: ایرنا