رابط جهادی شهرداری منطقه ۴ تهران خبر داد:

ایجاد ۳۷ کارگاه جهادی ساخت شیشه در تهران

جهادی
رابط جهادی شهرداری منطقه ۴ تهران با تشریح ابعاد فعالیت گروه‌های جهادی در جریان جنگ تحمیلی اخیر از ایجاد ۳۷ کارگاه جهادی ساخت شیشه در پایتخت خبر داد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ جنگ تحمیلی سوم برای تهران تنها به معنای حملات موشکی و آثار ویرانگر آن نبود؛ در کنار نیرو‌های امدادی و دستگاه‌های خدماتی، گروه‌هایی از مردم نیز از نخستین دقایق وقوع حوادث در محل حاضر شدند؛ گروه‌هایی که بخشی از آنها از مناطق مختلف کشور خود را به پایتخت رسانده بودند و بخشی دیگر از ساکنان همان محلات بودند.

پاکسازی محل اصابت، جمع‌آوری شیشه‌های شکسته، آواربرداری، انتقال وسایل منازل، تعمیر پنجره‌ها و حتی ارائه خدمات تخصصی از سوی مهندسان، پزشکان و نیرو‌های فنی، بخشی از فعالیت‌هایی بود که به گفته مسئولان جهادی منطقه ۴ در آن روز‌ها انجام شد.

قاسم نادری، رابط جهادی شهرداری منطقه ۴ تهران، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار مهر تشریح این اقدامات، از حضور نیرو‌های جهادی از شهر‌های مختلف کشور در تهران، راه‌اندازی کارگاه‌های شیشه برای منازل آسیب‌دیده و شکل‌گیری یک شبکه سازمان‌یافته برای واکنش سریع در شرایط بحرانی سخن گفت.

در ادامه، متن این گفت‌و‌گو را می‌خوانید:

* در جریان جنگ تحمیلی سوم در منطقه چهار تهران چه تعداد از گروه‌های جهادی وارد میدان شدند و از چه مناطقی در این فعالیت‌ها مشارکت داشتند؟

در جریان جنگ تحمیلی سوم، گروه‌های جهادی از نقاط مختلف کشور خود را به منطقه ۴ تهران رساندند. نیرو‌هایی از خراسان رضوی، کاشان، قم، اصفهان، کرمان، خوزستان، رشت، ساری، تبریز، زنجان، قزوین، کرج، سمنان و دیگر مناطق کشور در کنار گروه‌های جهادی منطقه حضور داشتند.

در زمان وقوع اصابت‌ها، گاهی تنها چند لحظه کافی بود تا نیرو‌های جهادی خود را به محل برسانند. آنها بلافاصله کار را آغاز می‌کردند؛ از جمع‌آوری شیشه‌ها و پاکسازی منازل گرفته تا آواربرداری، جمع‌آوری نخاله، انتقال وسایل مردم، کمک به نیرو‌های امدادی و تسهیل رفت‌وآمد.

این نیرو‌ها در واقع از زندگی و کار خود گذشته بودند تا در کنار مردم باشند.

* آیا حضور این نیرو‌ها در محل‌های حادثه بدون خطر نبود؟

قطعاً خطر وجود داشت و به همین دلیل امکان تجمع تعداد زیادی از نیرو‌ها در یک نقطه وجود نداشت. برای حفظ جان خود جهادگران، آنها را در گروه‌های کوچک و در نقاط مختلف اسکان می‌دادیم.

حتی تعدادی از نیرو‌های جهادی در جریان امدادرسانی مجروح شدند، اما بسیاری از آنها با وجود آسیب‌دیدگی به فعالیت خود ادامه دادند.

ما نیرو‌هایی داشتیم که از کیلومتر‌ها دورتر خودشان را به تهران رسانده بودند. دو جوان از خوزستان را داشتیم که از ابتدای جنگ به تهران آمدند و حتی پس از پایان جنگ نیز در بازسازی مناطق آسیب‌دیده ماندند و به فعالیت ادامه دادند.

یک طلبه ۱۹ ساله از قم نیز با تنها وسیله‌ای که در اختیار داشت، یعنی موتورسیکلتش، خودش را به تهران رسانده بود. او با همان موتور از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب تهران رفت و در هر نقطه‌ای که نیاز بود، امدادرسانی می‌کرد.

* نمونه‌ای از این حضور مردمی که برای شما ماندگار شده است، به یاد دارید؟

بله؛ یکی از صحنه‌های ماندگار مربوط به یک کشاورز کرمانی بود. در جریان جنگ، پسر این کشاورز با او تماس گرفته بود و گفته بود زمان آبیاری زمین‌های کشاورزی فرا رسیده و باید برای رسیدگی به زمین‌ها برگردند.

پدر به او گفته بود چند روز دیگر باید در تهران بمانند و به مردم کمک کنند و خودش تلاش می‌کند بعداً به آنها ملحق شود.

این خانواده از کار و زندگی خود گذشته بودند تا در تهران حضور داشته باشند. نگاهشان این بود که پایتخت کشور در شرایط جنگی قرار دارد و باید برای کمک به مردم آن پای کار بود.

اینها نمونه‌هایی از روحیه‌ای است که در میان نیرو‌های جهادی وجود داشت.

* یکی از نیاز‌های فوری پس از حملات، تعمیر منازل بود. گروه‌های جهادی در این بخش چه کردند؟

یکی از اقدامات مهم، راه‌اندازی کارگاه‌های شیشه بود. در مجموع ۳۷ کارگاه شیشه در سطح تهران برای رسیدگی به منازل آسیب‌دیده ایجاد شد که ۱۲ کارگاه آن در منطقه ۴ قرار داشت.

در این کارگاه‌ها شیشه‌های بزرگ برش داده می‌شد. نیرو‌های جهادی ابتدا به منازل مردم مراجعه می‌کردند، شیشه‌های آسیب‌دیده را خارج می‌کردند، محل را پاکسازی و اندازه‌گیری می‌کردند و مشخصات هر واحد را ثبت می‌کردند.

سپس اطلاعات در اختیار شیشه‌بر‌های جهادی قرار می‌گرفت، شیشه‌ها بر اساس اندازه و مشخصات هر منزل برش می‌خورد و نیرو‌ها مجدداً برای نصب به محل مراجعه می‌کردند.

کار فقط به شیشه محدود نبود. اگر چارچوب پنجره آسیب دیده بود، نیرو‌های فنی وارد عمل می‌شدند. در میان گروه‌های جهادی، بنا، گچ‌کار، سیمان‌کار، دیوارچین و نیرو‌های فنی مختلف حضور داشتند و آسیب‌های جزئی همان‌جا برطرف می‌شد.

حتی در مواردی که آسانسور، در‌های چوبی، کمد، صندلی یا مبلمان آسیب دیده بود، تلاش می‌شد تعمیرات لازم انجام شود.

* این خدمات تا چه زمانی ادامه داشت؟

برخی گروه‌ها به صورت دوره‌ای فعالیت می‌کردند؛ برای مثال تعدادی از گروه‌ها هر هفت روز جای خود را به نیرو‌های تازه‌نفس می‌دادند.

گروه‌های تهرانی نیز مدت طولانی در منطقه باقی ماندند و حتی پس از پایان جنگ، کار تعمیر و تعویض شیشه و سایر خدمات را ادامه دادند.

گروه‌های دانشجویی از دانشگاه‌های مختلف نیز در این فعالیت‌ها حضور داشتند؛ از دانشگاه امام حسین (ع) و علم و صنعت گرفته تا دانشگاه تهران، دانشگاه شهید شمسی‌پور، دانشگاه صداوسیما و دانشگاه شهید عباسپور.

این گروه‌ها در کنار نیرو‌های مردمی فعالیت می‌کردند و هدف اصلی همه آنها کمک به مردم بود.

* واکنش مردم به حضور گروه‌های جهادی چگونه بود؟

طبیعی بود که در شرایط جنگ و بعد از وقوع اصابت، مردم دچار اضطراب و فشار روحی باشند. گاهی افرادی که شناختی از جهادگران نداشتند، در ابتدا واکنش‌های تندی نشان می‌دادند؛ اما وقتی متوجه می‌شدند این افراد بدون هیچ چشم‌داشتی و صرفاً برای کمک آمده‌اند، نگاهشان تغییر می‌کرد.

یک مورد را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. به منزل پیرمردی برای کمک رفته بودیم. او بعد‌ها به ما گفت سال‌ها در آمریکا و اروپا زندگی کرده و کشور‌های مختلفی را دیده است، اما چیزی شبیه این حضور مردمی مشاهده نکرده است.

می‌گفت در اثر اصابت، از خواب بیدار شده و هنوز فرصت نکرده بود حتی لباس مناسبی بپوشد که گروه‌های جهادی وارد خانه شدند و از او پرسیدند کدام قسمت خانه آسیب دیده و از کجا باید کار را شروع کنند.

این واکنش مردم برای جهادگران بسیار ارزشمند بود و نشان می‌داد حضور بی‌منت مردم در کنار یکدیگر در شرایط بحران می‌تواند امید و اعتماد ایجاد کند.

* آیا فعالیت‌های جهادی تنها به منازل مسکونی محدود بود؟

خیر. تلاش کردیم به تدریج واحد‌های صنعتی و تجاری آسیب‌دیده را نیز پوشش دهیم. همچنین با هماهنگی مسئولان، شیشه‌های آسیب‌دیده برخی شهرک‌های نظامی نیز تعمیر و تعویض شد.

گروه‌های جهادی تا پایان این مرحله پای کار ماندند و تلاش کردند خدمات مورد نیاز مردم و مجموعه‌های آسیب‌دیده را ارائه دهند.

در واقع، تلاش ما این بود که خانواده‌ها پس از حادثه، هرچه سریع‌تر به شرایط عادی زندگی بازگردند.

* آیا این تجربه پس از پایان جنگ هم ادامه پیدا کرده است؟

بله. در منطقه ۴، قرارگاه مردمی خدمات شهری با استفاده از ظرفیت گروه‌های جهادی محلات شکل گرفته و نیرو‌های مختلف در آن سازماندهی شده‌اند.

بخش قابل توجهی از اعضای این گروه‌ها را جوانان تشکیل می‌دهند، اما در کنار آنها افراد دارای تخصص‌های مختلف نیز حضور دارند؛ از معمار و مهندس عمران گرفته تا پزشک، جراح و متخصصان حوزه‌های فنی.

هر فردی که احساس مسئولیت کرده، اعلام کرده است در حوزه تخصصی خود می‌تواند بخشی از وقتش را در اختیار مردم قرار دهد.

در همین چارچوب، گروه‌های واکنش سریع نیز از میان نیرو‌های جهادی تشکیل شده‌اند و آموزش‌های تخصصی برای آنها در نظر گرفته شده است؛ از امداد و نجات و آواربرداری گرفته تا آموزش‌های مرتبط با اورژانس و آتش‌نشانی.

حدود هزار نفر از مردم منطقه ۴ برای عضویت در این گروه‌ها اعلام آمادگی کرده‌اند و برای حضور در شرایط اضطراری آماده هستند.

گروه‌های پشتیبان از شهرستان‌های مختلف نیز اعلام آمادگی کرده‌اند که اگر در آینده شرایط اضطراری دیگری ایجاد شد، بتوانند در کوتاه‌ترین زمان خود را به تهران برسانند.

* نقش شهرداری تهران و منطقه ۴ در پشتیبانی از این فعالیت‌ها چگونه بود؟

شهرداری تهران در جریان جنگ تحمیلی تلاش کرد خدمات شهری را متوقف نکند و همزمان با مدیریت شرایط اضطراری، امور روزمره شهر نیز ادامه داشت.

با وجود شرایط جنگی و وقوع حملات، خدمات شهری برقرار بود و حتی در آستانه نوروز، فعالیت‌های مربوط به آماده‌سازی شهر نیز دنبال می‌شد.

در منطقه ۴ نیز شهرداران نواحی و مجموعه مدیریت شهری در تسریع امور و رفع موانع پیش روی گروه‌های جهادی همکاری کردند.

یکی از نکات قابل توجه، سرعت عملیات پس از وقوع اصابت بود. در مواردی، محل حادثه در کمتر از پنج ساعت پاکسازی، آواربرداری و تخلیه می‌شد و شرایط محل تا حد امکان به وضعیت عادی بازمی‌گشت.

این همکاری میان مدیریت شهری و گروه‌های جهادی، روند خدمت‌رسانی به مردم را سرعت بخشید.

* به نظر شما مهم‌ترین سرمایه کشور در شرایط بحران چیست؟

نادری: به اعتقاد من، مردم اصلی‌ترین سرمایه و یکی از ارکان قدرت کشور هستند و گروه‌های جهادی نیز برخاسته از همین مردم‌اند.

در جنگ تحمیلی اخیر، صحنه‌های زیادی دیدیم که نشان می‌داد مردم چگونه از زندگی خود می‌گذرند تا به دیگران کمک کنند.

نیرو‌هایی بودند که هفته‌ها و حتی مدت طولانی از خانواده‌های خود دور ماندند و تأکیدشان این بود که ابتدا باید کار مردم را انجام دهند و بعد به سراغ خانواده خود بروند.

در کنار این صحنه‌ها، تلخی‌های زیادی هم وجود داشت. ما دوستان و نیرو‌های نزدیک خود را از دست دادیم و شاهد صحنه‌های بسیار سنگینی بودیم. اما همین شرایط، روحیه ایثار و خدمت را در میان نیرو‌های جهادی بیشتر کرد.

آنچه در این روز‌ها دیده شد، این بود که مردم در سخت‌ترین شرایط نیز می‌توانند یکدیگر را تنها نگذارند.

* با توجه به تجربه جنگ تحمیلی اخیر، آینده فعالیت‌های جهادی را چگونه می‌بینید؟

جهاد خدمت‌رسانی با پایان جنگ تمام نمی‌شود. تا زمانی که مردم احساس مسئولیت اجتماعی داشته باشند، این حرکت ادامه خواهد داشت.

امروز نیز گروه‌های جهادی منطقه ۴ فعال هستند و کار‌های خدماتی و اجتماعی خود را دنبال می‌کنند. مهم این است که این ظرفیت در روز‌های آرام نیز حفظ شود تا اگر بار دیگر شرایط بحرانی ایجاد شد، نیرو‌ها آموزش‌دیده، سازمان‌یافته و آماده خدمت باشند.

تجربه جنگ تحمیلی اخیر نشان داد که سرمایه اجتماعی را باید در زمان آرامش تقویت کرد، نه اینکه منتظر وقوع بحران بمانیم.

جنگ تحمیلی اخیر، در کنار خسارت‌ها و تلخی‌های خود، بار دیگر ظرفیت شبکه‌های مردمی برای حضور در شرایط بحرانی را به نمایش گذاشت؛ ظرفیتی که در منطقه ۴ تهران از حضور نیرو‌هایی از شهر‌های مختلف کشور در نخستین ساعات حوادث آغاز شد و در ادامه به تعمیر منازل، ایجاد کارگاه‌های شیشه، خدمات فنی و تشکیل گروه‌های واکنش سریع رسید.

روایت قاسم نادری نشان می‌دهد بخش مهمی از این تجربه اکنون در قالب یک شبکه سازمان‌یافته‌تر دنبال می‌شود؛ شبکه‌ای که قرار است با آموزش نیرو‌های مردمی و تشکیل گروه‌های واکنش سریع، آمادگی محلات را برای مواجهه با حوادث احتمالی افزایش دهد. تجربه‌ای که اگر از سطح واکنش به بحران فراتر رود و به یک سازوکار پایدار برای مشارکت اجتماعی تبدیل شود، می‌تواند یکی از مهم‌ترین دستاورد‌های اجتماعی روز‌های سخت جنگ باشد.

انتهای خبر/

منبع: مهر

کد خبر: ۹۳۵۸۹
۰۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۲
برچسب ها: شیشه تهران جهادی
save
email
اشتراک گذاری :
ارسال نظر
captcha