به گزارش خبرنگار سرویس مناطق پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»، در میان خیابانها و محلههای پرتردد پایتخت، محدودههایی وجود دارند که گذشته تهران را در دل زندگی امروز زنده نگه داشتهاند. محله مختاری در منطقه ۱۱ شهرداری تهران، از جمله همین محدودههاست؛ محلهای با کوچههای قدیمی، مغازههای باسابقه، ساختمانهایی متعلق به دورههای مختلف و خاطراتی که در زندگی روزمره اهالی جریان دارند.
علی اصغر گنجی از اهالی قدیمی این محدوده و چند کسبه دیگر در گفتگو با خبرنگار «تهران پرس»، به بررسی تاریخچه محله مختاری پرداختند. این محله در بخش مرکزی و جنوبی تهران قرار گرفته و به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، با بخشهایی از بافت تاریخی پایتخت ارتباط دارد. مختاری را نمیتوان تنها محدودهای مسکونی در میان خیابانهای شلوغ شهر دانست؛ زیرا تاریخ شکلگیری آن، نامهای برجایمانده از گذشته، حضور کسبه قدیمی و ارتباط میان نسلهای مختلف، هرکدام بخشی از هویت اجتماعی و شهری این محدوده را تشکیل میدهند.
از باغهای قدیمی تا شکلگیری محله مختاری
برای شناخت پیشینه خیابان مختاری، باید به روزگار قاجار بازگشت؛ زمانی که این بخش از تهران هنوز سیمای امروزی خود را پیدا نکرده بود و باغها، عمارتها و زمینهای گسترده، بخشهایی از محدوده جنوبی شهر را در بر میگرفتند.
در روایتهای تاریخی، نام کریمخان مختارالسلطنه، وزیر نظمیه تهران در دوره قاجار، با این محدوده پیوند خورده است. باغ و عمارتهای متعلق به او در این بخش قرار داشتند و همین موضوع، نام خانواده مختاری را در تاریخ محلی تهران ماندگار کرد.
مختارالسلطنه از چهرههایی بود که به دلیل برخورد با گرانفروشی و تقلب برخی کسبه شناخته میشد. روایت مشهور «ماستت را کیسه کن» نیز به اقدامات منتسب به او در مقابله با فروش ماست تقلبی و کمکیفیت بازمیگردد؛ حکایتی که در حافظه فرهنگی مردم تهران باقی مانده است.
با گذشت زمان و تغییر ساختار شهر، این محدوده نیز از شکل باغی و کمتراکم فاصله گرفت و بهتدریج در مسیر گسترش شهری قرار گرفت. شکلگیری معابر، افزایش ساختوساز و توسعه فعالیتهای تجاری، زمینه را برای تبدیل این بخش به یکی از محدودههای شناختهشده مرکز تهران فراهم کرد.

نام مختاری؛ روایتی از تاریخ پرتناقض تهران
نام خیابان مختاری با یکی از بحثهای تاریخی درباره نامگذاری معابر پایتخت نیز ارتباط دارد. برخی روایتها، نام این خیابان را به رکنالدین مختاری، معروف به سرپاس مختاری، رئیس شهربانی دوره رضاشاه، نسبت میدهند؛ شخصیتی که زندگی او ترکیبی از فعالیتهای هنری و مسئولیتهای سیاسی و امنیتی بود.
رکنالدین مختاری در موسیقی ایرانی، بهویژه نوازندگی ویولن و آهنگسازی، توانایی قابل توجهی داشت و آثاری از او در تاریخ موسیقی کشور باقی مانده است. با این حال، دوران ریاست او بر شهربانی با سرکوب مخالفان سیاسی و برخوردهای خشن همراه بود و نامش در خاطرات شماری از زندانیان سیاسی و روایتهای تاریخی با عملکرد سختگیرانه دستگاه امنیتی آن زمان گره خورده است.
در کنار این دیدگاه، برخی تهرانشناسان معتقدند که نام خیابان در اصل به مختارالسلطنه، پدر رکنالدین مختاری، بازمیگردد. از نگاه این گروه، ارتباط خانواده مختاری با باغها و املاک این محدوده و شهرت اقدامات مختارالسلطنه در دوره قاجار، میتواند توضیحدهنده نامگذاری آن باشد.
در مقابل، گروهی دیگر با استناد به حضور خانواده مختاری در این محدوده و خاطرات مرتبط با زندگی رکنالدین مختاری، نام خیابان را مرتبط با پسر میدانند. این اختلاف نظر نشان میدهد که حتی نام یک خیابان قدیمی نیز میتواند روایتهای متفاوتی را در تاریخ تهران به همراه داشته باشد.

مختاری؛ روایت صدساله تهران در قاب پلاکهای قدیمی
از طهران تا تهران را ورق میزنیم؛ این بار در کوچههای محله مختاری، جایی که هر پلاک قدیمی، هر مغازه و هر گذر، بخشی از حافظه تاریخی پایتخت را در خود جای داده است؛ محلهای که هنوز میتوان در گوشهوکنار آن، ردپای تهران قدیم را میان هیاهوی زندگی امروز پیدا کرد.
محله مختاری در منطقه ۱۱ شهرداری تهران، از محلههای قدیمی مرکز پایتخت به شمار میرود؛ محدودهای با بازارچههای تاریخی، مشاغل سنتی و کوچههایی که سالها شاهد رفتوآمد نسلهای مختلف بودهاند. اینجا تاریخ تنها در کتابها و اسناد باقی نمانده، بلکه در سردر مغازهها، پلاکهای قدیمی و خاطرات اهالی ریشه دوانده است.
علیاصغر گنجی، از اهالی قدیمی محله مختاری، در گفتگو با تهرانپرس، از خاطرات و پیشینه تاریخی این محله روایت میکند؛ از روزهایی که خیابان ولیعصر هنوز امیریه نام داشت تا بازارچههایی که بیش از یک قرن از عمرشان میگذرد.
او با یادآوری سالهای جوانی خود میگوید: «از سال ۱۳۳۷ در خیابان ولیعصر، که آن زمان امیریه نام داشت، شاگرد پیراهندوزی بودم. آن روزها مغازههای پیراهندوزی در این محدوده رونق داشتند و بسیاری از کسبه، سالهای طولانی از عمر خود را در همین محله گذراندند.»
گنجی که از سال ۱۳۴۸ به استخدام راهآهن درآمده است، با اشاره به یکی از عبارتهای ماندگار آن روزگار، از سردر راهآهن یاد میکند که روی آن نوشته شده بود: «راهآهن دولتی ایران، شریان حیاتی کشور است»؛ عبارتی که برای او یادآور روزگاری است که تهران با شتابی متفاوت، مسیر گسترش و دگرگونی را طی میکرد.
بازارچههایی که قصههای یک قرن را در دل دارند
در میان گذرهای قدیمی این محدوده، بازارچه شاپور جایگاه ویژهای دارد؛ بازاری که به گفته گنجی، بیش از صد سال قدمت دارد. بازارچه وزیر دفتر نیز از دیگر نشانههای هویت تاریخی این بخش از تهران است؛ جایی که خاطرات کسبه و اهالی، با تاریخ کوچهها و مغازهها گره خورده است.
روایتهای قدیمی محله تنها به کسبوکار و بازار محدود نمیشود. گنجی از زمستانهایی میگوید که آب در معابر جمع میشد و عبورومرور مردم را دشوار میکرد. در آن روزگار، یکی از اهالی برای کمک به همسایهها و رهگذران، پلی چوبی به طول تقریبی دو متر و نیم روی مسیر آب قرار میداد تا مردم بتوانند از آن عبور کنند.
او این خاطره را نشانهای از همدلی و همسایگی در تهران قدیم میداند؛ روزگاری که گاهی یک پل ساده، بهانهای برای دعای خیر مردم و نشانی از مهربانی میان اهالی میشد.
مسجد ایروانی؛ پناه خاطرات مذهبی محله
در میان بناهای قدیمی مختاری، مسجد ایروانی نیز بخشی از حافظه تاریخی و مذهبی محله را شکل میدهد. گنجی با اشاره به پیشینه این مسجد، از سال ۱۳۲۲ خورشیدی یاد میکند و میگوید آیتالله ایروانی سالیان طولانی امامت جماعت این مسجد را برعهده داشته است. پس از درگذشت او نیز روحانیون دیگری، از جمله حاجآقا رضایی، به فعالیت در این مسجد ادامه دادند.
مسجد ایروانی در کنار بازارچهها و مغازههای قدیمی، یادآور پیوند دیرینه زندگی اجتماعی، مناسبات مذهبی و روابط همسایگی در محله مختاری است؛ پیوندی که در گذر زمان، با وجود تغییرات گسترده شهری، همچنان بخشی از هویت محله به شمار میرود.

از حصار ناصری تا خیابانهای امروز
تاریخ مختاری را نمیتوان جدا از گذشته تهران بررسی کرد. به روایت گنجی، محدوده میان چهارراه مختاری تا خیابان سپه، که امروز خیابان امام خمینی نام دارد، در گذشته در محدوده حصار ناصری قرار میگرفت؛ حصاری که در دوره ناصرالدینشاه قاجار، مرز شهر تهران را مشخص میکرد.
در آن روزگار، تهران شهری با محدودهای کوچکتر از امروز بود و دروازهها و حصارهای آن، مرز میان شهر و بیرون از شهر را نشان میدادند. امروز اما از آن تهران، نشانههایی در میان بافت شهری باقی مانده است؛ نشانههایی که با شناخت آنها میتوان مسیر دگرگونی پایتخت را از شهری محصور به کلانشهری گسترده دنبال کرد.
نجاری و درودگری؛ حرفهای ریشهدار در محله
یکی دیگر از بخشهای کمتر روایتشده تاریخ مختاری، پیشینه مشاغل سنتی آن است. گنجی با اشاره به فعالیتهای مرتبط با درودگری و نجاری در این محدوده، از کارگاههایی یاد میکند که روزگاری محل فعالیت شمار زیادی از کارگران بودند.
به گفته او، در دورهای حدود ۳۰ نفر در این مجموعه به کارهایی مانند نجاری، رنگکاری، تعمیر مبلمان و رویهکوبی اشتغال داشتند. این کارگاهها علاوه بر تأمین نیازهای مردم، زمینه آموزش حرفهای و پرورش نیروهای ماهر را نیز فراهم میکردند؛ بهگونهای که شماری از فعالان شناختهشده صنف درودگری، فعالیت خود را از همین محدوده آغاز کردند.
کارگاههای قدیمی، با ابزارها و مهارتهایی که نسلبهنسل منتقل میشدند، بخشی از اقتصاد محله را شکل میدادند. در روزگاری که بسیاری از خدمات به شیوه سنتی انجام میشد، این مشاغل نهتنها منبع درآمد خانوادهها، بلکه بخشی از هویت اجتماعی مختاری بودند.
پلاکهایی که بهاندازه یک کتاب تاریخ دارند
در میان روایتهای گنجی، پلاکهای قدیمی مغازهها جایگاهی متفاوت دارند؛ نشانههایی که از نگاه او، تاریخ یک واحد صنفی و بخشی از گذشته تهران را در خود ثبت کردهاند.
او با اشاره به نمونههایی از این پلاکها، از تفاوت شمارهها و جنس آنها در دورههای مختلف میگوید و توضیح میدهد که چگونه تغییر شماره یک واحد صنفی در طول دههها، میتواند بخشی از روند دگرگونی محله را آشکار کند.
گنجی معتقد است کنار هم قرار گرفتن این پلاکها، تصویری فشرده از تاریخ تهران ارائه میدهد؛ تاریخی که تنها به ساختمانها و خیابانها محدود نیست، بلکه در جزئیاتی مانند شماره مغازهها، شیوه ساخت پلاکها و اسناد قدیمی نیز جریان دارد.
در کنار این نشانهها، او برگهای از وزارت دارایی با تاریخ ۱۳۳۵ خورشیدی را نیز به نمایش میگذارد؛ سندی که یادآور شیوههای اداری و مالیاتی گذشته است. در آن سالها، امور مالیاتی بهصورت دستی انجام میشد و خبری از سامانههای رایانهای و فرایندهای الکترونیکی امروزی نبود.
این اسناد و پلاکها، در کنار خاطرات شفاهی اهالی، ارزش ویژهای دارند؛ چراکه جزئیاتی از زندگی روزمره، شیوه کسبوکار و ساختار اداری تهران را ثبت کردهاند که شاید در روایتهای رسمی تاریخ کمتر به چشم بیایند.
مختاری؛ محلهای که هنوز روایت میکند
محله مختاری امروز در دل تهران بزرگ قرار گرفته است؛ شهری که خیابانها و محلههایش پیوسته در حال تغییرند. بااینحال، در میان مغازههای قدیمی، بازارچههای تاریخی و پلاکهایی که سالها بر سردر واحدهای صنفی ماندهاند، هنوز میتوان نشانههایی از تهران دیروز را دید.
روایت علیاصغر گنجی، فراتر از مرور خاطرات شخصی، پنجرهای به زندگی اجتماعی و اقتصادی محلهای قدیمی است؛ روایتی از مردمی که در گذر سالها، با کار، همدلی و ماندگاری، بخشی از هویت تهران را ساختهاند.

در مختاری، تاریخ همیشه در بنایی بزرگ یا رویدادی مشهور خلاصه نمیشود؛ گاهی روی پلاکی فلزی، در سندی قدیمی، در خاطره پلی بر فراز آبهای زمستانی یا در قصه یک مغازه پیراهندوزی باقی میماند. همین نشانههای کوچکاند که گذشته را به امروز پیوند میزنند و اجازه نمیدهند تهران قدیم، زیر سایه شهر مدرن، به فراموشی سپرده شود.
کوچههایی که خاطرات نسلهای مختلف را حفظ کردهاند
یکی از ویژگیهای قابل مشاهده محله مختاری، همنشینی ساختمانهای قدیمی با بناهای جدیدتر است. در برخی گذرها هنوز میتوان نشانههایی از ساختار محلههای قدیمی تهران را مشاهده کرد؛ در حالی که بخشهای دیگری از محدوده، در اثر تغییرات ساختمانی و نیازهای جدید شهری، چهره متفاوتی پیدا کردهاند.
مغازههای کوچک، واحدهای خدماتی و کسبوکارهای باسابقه نیز از عناصر مهم زندگی روزمره در این محله به شمار میروند. این واحدها علاوه بر تأمین بخشی از نیازهای ساکنان، در شکلگیری ارتباطات اجتماعی و حفظ پیوند میان اهالی نقش دارند.
در محلههای قدیمی، آشنایی میان همسایهها و خاطرات مشترک خانوادههایی که سالها در یک محدوده زندگی کردهاند، بخشی از سرمایه اجتماعی محله محسوب میشود. مختاری نیز در کنار تغییرات کالبدی، از همین روابط و تجربههای مشترک تأثیر پذیرفته است.
البته حضور خانوادههای جدید و افزایش رفتوآمد در محدوده مرکزی تهران، بهتدریج ترکیب اجتماعی محله را تغییر داده است. امروز زندگی در مختاری، آمیزهای از تجربه نسلهای قدیمی و نیازهای شهروندانی است که در فضای متراکم و پرتحرک مرکز پایتخت زندگی یا فعالیت میکنند.

دسترسی به خیابانهای اصلی؛ پیوند مختاری با مرکز شهر
موقعیت جغرافیایی مختاری، یکی از عوامل مؤثر در شکلگیری جایگاه شهری آن به شمار میرود. این خیابان در محدوده جنوبی تهران، میان خیابانهای کارگر جنوبی و خیام قرار دارد و در نزدیکی محورهایی همچون خانیآباد، وحدت اسلامی و محدوده میدان راهآهن واقع شده است.
ارتباط با این معابر، امکان دسترسی به بخشهای مختلف مرکز شهر را فراهم میکند. نزدیکی به مسیرهای اصلی و شبکه حملونقل عمومی نیز برای ساکنانی که به محل کار، مراکز تجاری و خدمات شهری رفتوآمد دارند، اهمیت دارد.
قرار گرفتن در محدوده مرکزی تهران، سبب شده است که فعالیتهای محله تنها به زندگی ساکنان محدود نباشد. در طول روز، افراد مختلف برای خرید، دریافت خدمات یا عبور از مسیرهای ارتباطی این محدوده تردد میکنند؛ موضوعی که به پویایی اقتصادی و اجتماعی آن میافزاید.
در عین حال، قرار گرفتن در مرکز شهر میتواند با چالشهایی مانند افزایش ترافیک، تراکم فعالیتهای تجاری و نیاز به نگهداری مستمر معابر همراه باشد. توجه به کیفیت فضاهای عمومی، ایمنی پیادهروها، نظافت محیط و حفظ بناهای ارزشمند، از جمله موضوعاتی است که در مدیریت چنین محلههایی اهمیت دارد.

نشانههای تاریخی در همسایگی زندگی امروز
در معرفی پیشینه خیابان مختاری، نمیتوان از ارتباط آن با شخصیتها و مکانهای تاریخی غافل شد. خانه حاج سید هاشم قندی از جمله مکانهایی است که در شمار بناهای قدیمی مرتبط با این محدوده نام برده میشود.
همچنین نام غلامرضا تختی، کشتیگیر نامدار ایران، با این خیابان پیوند خورده است. زندگی او در خیابان مختاری، بخشی از خاطرات تاریخی این محدوده را تشکیل میدهد؛ خاطراتی که فراتر از ساختمانها و معابر، به شخصیتهایی مربوط میشود که در حافظه جمعی مردم جایگاه ویژهای دارند.
چنین نشانههایی به محله مختاری ارزشی فراتر از یک محدوده جغرافیایی میبخشند. این محله بخشی از تاریخ اجتماعی تهران را در خود جای داده است؛ تاریخی که از زندگی روزمره مردم، فعالیت کسبه، سکونت خانوادهها و حضور شخصیتهای فرهنگی و اجتماعی شکل گرفته است.
حفظ این پیشینه، نیازمند توجه به هویت محلی و ثبت روایتهای شفاهی سالمندان و ساکنان باسابقه است. این روایتها میتوانند جزئیاتی از شیوه زندگی، شکلگیری گذرها و تغییرات اجتماعی را روشن کنند که گاه در اسناد رسمی کمتر به آنها پرداخته شده است.

دستاوردهای انقلاب اسلامی و ضرورت توجه به محلههای قدیمی
پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، آغاز دورهای تازه در ساختار سیاسی، اجتماعی و مدیریتی کشور بود. در دهههای پس از انقلاب، توسعه خدمات عمومی، گسترش زیرساختهای شهری و افزایش توجه به نیازهای محلهای، از محورهای مهم برنامهریزی در شهرهای بزرگ، از جمله تهران، بوده است.
در محدودههایی مانند مختاری، برخورداری از شبکه معابر شهری، دسترسی به خدمات عمومی و امکان ارتباط با بخشهای مختلف پایتخت، بخشی از ظرفیتهایی است که در زندگی امروز شهروندان اهمیت دارد. توسعه شبکه حملونقل عمومی در تهران نیز در مقیاس شهری، امکان جابهجایی شهروندان میان مناطق مختلف را افزایش داده است؛ هرچند ارزیابی میزان بهرهمندی مستقیم هر محله از پروژههای مشخص، نیازمند اطلاعات دقیق و مستند درباره همان محدوده است.
یکی از موضوعات مهم در مدیریت شهری پس از انقلاب، توجه به ارتقای کیفیت زندگی شهروندان در کنار توسعه کالبدی شهر بوده است. در محلههای قدیمی، این هدف زمانی بهتر محقق میشود که نگهداری معابر، بهبود خدمات شهری، ایمنسازی فضاهای عمومی و رسیدگی به نیازهای ساکنان با حفظ هویت تاریخی همراه باشد.
در این میان، محله مختاری نیز میتواند از رویکردهایی بهرهمند شود که به حفظ بافت ارزشمند، تقویت کسبوکارهای محلی و افزایش کیفیت محیط زندگی توجه دارند. البته معرفی پروژههای اجرایی یا دستاوردهای مشخص در این محدوده، مستلزم ارائه اطلاعات مستند از اقدامات انجامشده در منطقه ۱۱ است و نمیتوان بدون شواهد، طرح یا نتیجهای را به این محله نسبت داد.

مختاری؛ پیوند گذشته با آینده پایتخت
محله مختاری امروز بخشی از سیمای متنوع مرکز تهران است؛ محدودهای که در آن نشانههای تاریخی، ساختمانهای متعلق به دورههای مختلف، مغازههای محلی و جریان زندگی شهری در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
پیشینه نامگذاری خیابان، روایتهای مرتبط با خانواده مختاری، خاطره حضور غلامرضا تختی و ارتباط این محدوده با بافت قدیمی پایتخت، هرکدام بخشی از هویت تاریخی آن را شکل میدهند.
شناخت مختاری تنها به معرفی موقعیت جغرافیایی یا مسیرهای دسترسی آن محدود نمیشود؛ بلکه توجه به خاطرات جمعی، زندگی کسبه، روابط همسایگی و نشانههای باقیمانده از گذشته نیز در بازشناسی هویت این محله اهمیت دارد.
در مسیر توسعه تهران، محلههای قدیمی زمانی میتوانند جایگاه خود را حفظ کنند که نیازهای زندگی امروز در کنار ارزشهای تاریخی و اجتماعی آنها مورد توجه قرار گیرد. مختاری نیز با برخورداری از چنین پیشینهای، بخشی از روایت ماندگار پایتخت را در خود جای داده است؛ روایتی که از کوچهها آغاز میشود و در خاطرات و زندگی روزمره شهروندان ادامه پیدا میکند.
انتهای خبر/