به گزارش گروه اقتصاد پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ در چهل روزِ پرتنشِ «جنگ رمضان» (۱۴۰۵ خورشیدی)، تهران شهری بود که برای بقا، علاوه بر سربازان، به «تولیدکنندگانِ دانشبنیان» نیاز داشت. در کیلومترهای انتهایی جاده مخصوص، جایی که لرزشهای زمین و آژیرهای ممتد به بخشی از روتینِ کاری تبدیل شده بود، شرکت داروسازی «رازک» در یک چرخشِ استراتژیک، از یک تولیدکننده معمولِ دارو به یک «نقطه اتکایِ حیاتی» در سیستمِ سلامتِ کشور بدل شد. این گزارش، روایتی از چگونگیِ عبورِ رازک از این بحرانِ بزرگ با تکیه بر مدیریتِ تخصصی و تابآوریِ عملیاتی است.
استراتژیِ «سبدِ ضروری»
بزرگترین چالشِ داروسازی رازک در آغازِ بحران، پیچیدگیِ خطوط تولیدِ تخصصیاش بود. برخلافِ تولیدکنندگانِ عمومی، رازک در تولیدِ داروهایِ انسانیِ تخصصی و محصولاتِ دامپزشکی سرآمد است. با شروعِ جنگ، مدیرانِ این شرکت با یک دوراهیِ تاریخی به نام «ادامه تولیدِ معمول» یا «تمرکز بر اقلامِ راهبردی»روبهرو شدند. انتخابِ آنها تخلیهیِ انبارها از اقلامِ غیراورژانسی و تغییرِ حداکثریِ ظرفیتِ خطوط برای تولیدِ آنتیبیوتیکها و داروهایِ ضدِعفونت بود.
کامران سهرابی، کارشناسِ سیاستگذاریِ دارویی، درباره این تغییرِ ریل به خبرنگار «تهران پرس» میگوید: «رازک در آن چهل روز، بهترین درسِ مدیریتِ بحران را به صنعتِ ایران داد. آنها متوجه شدند که در شرایطِ جنگی، جامعه به مکملهایِ دارویی نیاز ندارد، بلکه به «داروهایِ نجاتبخش» نیاز دارد. آنها با حذفِ محصولاتِ حاشیهای، خطوطِ تولیدِ آنتیبیوتیکِ خود را به حداکثرِ ظرفیتِ شبانهروزی رساندند.»
وی افزود: «این تصمیم، ریسکِ اقتصادیِ بزرگی بود، اما از نظرِ پدافندی، یک «تصمیمِ طلایی» محسوب میشد که مانع از بروزِ بحرانِ عفونتهایِ ثانویه در بیمارستانهایِ مملو از مجروحِ تهران شد.»
حلقه گمشده؛ نقشِ کلیدیِ دامپزشکی
نکتهای که در تحلیلهایِ جنگی کمتر به آن توجه شد، نقشِ «داروسازیِ دامیِ رازک» در تأمینِ امنیتِ غذاییِ پایتخت بود. در شرایطی که زنجیره تأمینِ موادِ پروتئینی در تهران تحتِ فشارِ شدید بود، سلامتِ دامداریهایِ اطرافِ تهران به یک اولویتِ ملی تبدیل شد. اگر رازک تولیدِ داروهایِ دامپزشکی را متوقف میکرد، احتمالِ شیوعِ بیماریهایِ دامی و در نتیجه نابودیِ منابعِ محدودِ گوشت و لبنیاتِ شهر وجود داشت.
نسترن راد، متخصصِ امنیتِ غذایی، در گفتگو با «تهران پرس» معتقد است: «بسیاری تصور میکردند رازک فقط یک داروسازیِ انسانی است. اما پایداریِ تولیدِ محصولاتِ دامپزشکی در آن ۴۰ روز، اجازه نداد که یک بحرانِ اپیدمیولوژیک در دامداریهایِ حاشیه تهران رخ دهد.»
وی افزود: «آنها با هماهنگیِ ستادِ بحران، محمولههایِ اضطراریِ واکسن و داروهایِ دامی را به واحدهایِ تولیدیِ اطرافِ تهران رساندند. این یعنی رازک عملاً در تأمینِ پروتئینِ تهران در زمانِ جنگ، نقشِ غیرمستقیم، اما تعیینکنندهای ایفا کرد.»
تولید در سایهیِ پدافند؛ انعطافِ زیرساختی
تولیدِ دارو نیازمندِ پایداریِ بالایِ انرژی است. دستگاههایِ پرکن و خطوطِ استریلیزاسیون به نوساناتِ برق بسیار حساساند. رازک برای غلبه بر این چالش، سیستم «توزیعِ بارِ هوشمند» را پیاده کرد. در این مدل، مصرفِ انرژیِ کارخانه به صورتِ لحظهای با شبکه برقِ تهران «سینک» میشد؛ یعنی در ساعاتِ اوجِ فشار به شبکه شهری، فعالیتهایِ سنگینِ دستگاهی متوقف و در ساعاتِ خلوتتر (نیمهشب)، تولیدِ انبوه انجام میشد.
علاوه بر این، حضورِ پرسنل در کارخانه یک چالشِ لجستیکی بود. رازک با ایجادِ سایتهایِ اسکانِ موقتِ درونکارخانهای، توانست پیوستگیِ حضورِ کادرِ فنی را تضمین کند. این «فرهنگِ قرارگاهی»، چیزی بود که پیش از جنگ در این مجموعه به ندرت دیده میشد، اما در طولِ جنگ به هویتِ اصلیِ رازک تبدیل شد.
درسهایی برای آینده؛ تخصص در خدمتِ امنیت
تجربهیِ «رازک» در جنگ رمضان، یک حقیقتِ بزرگ را اثبات کرد که«تولیدِ تخصصی، پاشنه آشیلِ امنیتِ ملی است.»
اگر شرکتی مانند رازک نمیتوانست خطوطِ تولیدِ تخصصیاش را با شرایطِ بحرانی تطبیق دهد، هزینهیِ نهایی آن را نه کارخانه، بلکه سیستمِ بهداشت و درمانِ پایتخت با جانِ شهروندان میپرداخت.
در پایانِ آن ۴۰ روز، رازک ثابت کرد که «تابآوری»، فقط به معنایِ مقاومت در برابرِ ضربه نیست؛ بلکه به معنایِ تغییرِ شکلِ هوشمندانه در میانه بحران است. آنها نشان دادند که یک داروسازیِ مدرن، در زمانِ صلح ابزاری برایِ سودآوری و در زمانِ جنگ، بازویی برایِ دفاعِ بیولوژیک از شهر است. کارکنانِ رازک، فارغ از هیاهویِ جادههایِ پرترافیکِ منتهی به تهران، در سنگرِ سفیدِ خود در کیلومترهایِ جاده مخصوص، اجازه ندادند «نبودِ دارو»، به یکی از دغدغههایِ اصلیِ مردم در آن جنگِ نفسگیر تبدیل شود.
انتهای خبر/