به گزارش گروه اقتصاد پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ تهران در چهل روزِ «جنگ رمضان»، شهری بود که گویی در وضعیت تعلیق به سر میبرد؛ اما در کیلومتر ۱۰ جاده مخصوص کرج، روایتی متفاوت جریان داشت. در حالی که لرزههای ناشی از حملات پدافندی و انفجارهای شهری، خواب را از چشم پایتختنشینان ربوده بود، سالنهای تولید در مجتمع صنعتی «مینو» شاهد یک عملیات پیچیده لجستیکی بودند. این گزارش، روایتی است از آنچه در قلبِ یکی از مهمترین مراکز تولیدی تهران گذشت و چگونه این واحد توانست برخلاف بسیاری از بنگاههای اقتصادی دیگر، چرخ تولید را در اوج بحران متوقف نکند.
محصولات اصلی گروه صنعتی مینو که در سناریوی بحران به دلیل ویژگی «ماندگاری بالا» و «قابلیت مصرف فوری» نقشی حیاتی ایفا کردند، شامل موارد زیر است:
بیسکویت و ویفر: (مانند برند تکتک) که اصلیترین جیره انرژیزا و جایگزینِ نان در شرایط اختلال زنجیره تأمین بودند.
شکلات و تنقلات: (برند باراکا) جهت تأمین قند و انرژی سریع برای نیروهای امدادی و مردم.
اسنک، کیک و کلوچه: (از جمله پفک نمکی) که به دلیل ماهیت «آمادهمصرف» و عدم نیاز به طبخ، در توزیع اضطراریِ پناهگاهی اولویت داشتند.
«مینو» با تغییرِ خطوط تولیدِ لوکس به سمت این محصولاتِ پایه، عملاً به تأمینکننده کالریِ اضطراری تهران تبدیل شده بود.
تغییر استراتژی؛ از تنوع به ضرورت
در روزهای نخست جنگ، مدیریت کارخانه مینو با چالشی دوگانه روبهرو بود: حفظ امنیت نیروی انسانی و تأمین مواد اولیه در شرایطی که زنجیرههای تأمین بهشدت ناپایدار شده بودند. بر اساس گزارشهای میدانی از داخل کارخانه، مینو در هفته دوم جنگ، ساختار تولیدی خود را بازتعریف کرد. تولید بسیاری از محصولات غیرضروری متوقف شد و تمرکزِ تمام خطوط روی محصولاتی با ماندگاری بالا، کالری زیاد و قابلیت حمل آسان قرار گرفت؛ محصولاتی که حکم «جیره اضطراری» را برای شهروندان ایفا میکردند.
فرهاد صالحی، کارشناس لجستیک صنعتی، درباره این تغییر مدل میگوید: «مینو در آن دوران از استراتژی “تولیدِ نقطه به نقطه” استفاده کرد. یعنی به جای انبارداریهای طولانیمدت که در شرایط بمباران خطرِ تخریب داشتند، آنها سیستمِ تولید-توزیعِ سریع را فعال کردند.»
وی افزود: «موقعیت جغرافیایی این کارخانه در جاده مخصوص کرج، اگرچه در نگاه اول یک نقطه آسیبپذیر بود، اما به دلیل دسترسی مستقیم به شریانهای اصلی توزیعِ داخل تهران، عملاً به یک مزیت استراتژیک تبدیل شد. آنها نیاز به حملونقلِ جادهایِ طولانی نداشتند و مستقیماً بارها را به مرکز توزیع پایتخت منتقل میکردند.»
نبردِ خاموشی؛ خودکفایی در انرژی
یکی از نقاط عطف فعالیت مینو در جنگ ۴۰ روزه، مدیریت مصرف انرژی بود. با قطع شدنهای مکرر برق شهری ناشی از فشار بر شبکه سراسری و آسیبهای احتمالی به پستهای توزیع، بسیاری از کارخانههای اطراف جاده مخصوص ناچار به تعطیلی شدند. اما مینو با بهرهگیری از زیرساختهای تولید انرژی مستقل (دیزلژنراتورهای سنگین که پیش از این برای شرایط بحران تعبیه شده بودند)، توانست بخشهای حیاتیِ خط تولید را روشن نگه دارد.
هدی محمدی، متخصص تابآوری شهری، با تأکید بر این موضوع میگوید: «آنچه مینو را نجات داد، نه فقط منابع مالی، بلکه پیشبینیهای پدافندی بود. این واحد صنعتی، مدلِ “جزیره انرژی” را پیاده کرد؛ یعنی توانست فارغ از نوسانات شبکه برق پایتخت، دمای کورهها و سیستمهای بستهبندی را ثابت نگه دارد.»
وی افزود: «مدیران این واحد با تغییر شیفتهای کاری به ساعاتِ کمخطر (عموماً سپیدهدم و نیمهشب)، نهتنها از حملات هوایی مصون ماندند، بلکه بارِ شبکه برق شهر را در ساعات پیک کاهش دادند. این یک هماهنگیِ نانوشته، اما هوشمندانه با مدیریت بحرانِ شهر بود.»
درسهایی برای آینده
اگر امروز از فعالانِ حوزه صنعت در تهران درباره دوران جنگ ۴۰ روزه بپرسید، مینو را نه بهعنوان یک شرکتِ تولیدیِ عادی، بلکه بهعنوان یک «نمونه موردی از تابآوری» یاد میکنند. نکته قابل توجه در این روایت، نه قدرتِ ماشینآلات، بلکه انعطافپذیریِ منابع انسانی و مدیریتِ بحرانِ مجموعه است. کارگرانی که در آن ۴۰ روز، در سختترین شرایط امنیتی، داوطلبانه به سرِ کار حاضر شدند تا جریانِ عرضه کالاهای اساسی قطع نشود.
با این حال، این موفقیت خالی از چالش نبود. گزارشهای داخلی نشان میدهد که کمبود قطعات یدکی به دلیل مسدود بودن مبادی ورودی کالا، بزرگترین تهدید برای این کارخانه بود. راهکار مدیران، «مهندسی معکوسِ سریع» قطعات در کارگاههای کوچکِ داخلیِ خودِ مجموعه بود؛ اقدامی که باعث شد وابستگی به خارج از مجموعه به حداقل برسد.
نتیجهگیری
تجربه مینو در جنگ رمضان، سندِ زندهای است که ثابت میکند در شهرهای مدرن و پرمخاطرهای مانند تهران، «صنعتِ تابآور» تنها صنعتی است که در بحرانها زنده میماند. اگر قرار است پایتخت در آینده در برابر بحرانهای مشابهی تاب بیاورد، مدلِ این کارخانه یعنی: ۱. خودکفایی انرژی، ۲. انعطاف در خط تولید و ۳. نزدیکیِ استراتژیک به بازار مصرف باید به الگویِ سایر واحدهای صنعتی در تهران تبدیل شود. مینو نه فقط مواد غذایی، که «امید به تداومِ زندگی» را در جاده مخصوص کرج زنده نگاه داشت.
انتهای خبر/