تهران پرس گزارش می‌دهد؛

فرمولِ «عبیدی» برای حفظ امنیتِ داروییِ پایتخت

جنگ رمضان
تهران، بهار ۱۴۰۵؛ شهر زیر سایه‌ی سنگین آژیر‌ها و دلهره‌ی چهل روزِ «جنگ رمضان» نفس می‌کشید. در روز‌هایی که هر لحظه ممکن بود نظمِ جاریِ کلان‌شهر در هم بشکند، خیابان‌ها و جاده‌های اطراف پایتخت روایتگر تصویری دیگر بودند. در کیلومتر ۸ جاده مخصوص کرج، نبردی برای حفظِ حیاتی‌ترین جریانِ جاری یعنی دارو در رگ‌های شهر بود.

به گزارش گروه اقتصاد پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ داروسازی دکتر عبیدی در سال ۱۳۲۵ توسط دکتر غلامعلی عبیدی به عنوان نخستین شرکت داروسازی ایران بنیان نهاده شد. این مجموعه که کار خود را با یک آزمایشگاه کوچک آغاز کرد، با گذشت هشت دهه، به نماد نوآوری و کیفیت در صنعت داروی کشور بدل شده است. عبیدی با گذار از مسیرهای پرفراز و نشیبِ تاریخی و پیوند زدن دانشِ جهانی به استانداردهای ملی، همواره نقشی محوری در تأمین داروهای ضروری و ارتقای سلامت عمومی جامعه ایفا کرده و از یک پیشگامِ کوچک، به قطب صنعتیِ مدرن و مورد اعتمادِ امروزِ ایران تبدیل شده است.

در روز‌های بحرانی جنگ رمضان، داروسازی «دکتر عبیدی» فراتر از یک بنگاه اقتصادی عمل کرد؛ این مجتمع به «سنگر سفیدی» بدل شد که وظیفه‌ی صیانت از امنیتِ پزشکیِ تهران را بر دوش کشید. این، روایتِ استراتژیِ تاب‌آوریِ تیمی است که اجازه نداد نبضِ حیاتِ بیمارانِ پایتخت از حرکت بایستد.

۱. سنگرِ اول: تدبیر در سکوتِ پیش از طوفان

بزرگ‌ترین کابوس صنعت داروسازی در هنگام بحران، قطع شدن شریانِ واردات و تأمین مواد اولیه است. اما عبیدی پیش از شلیکِ نخستین نشانه‌های تنش، با رصد دقیق روند‌های ژئوپلیتیک، دست به کار شده بود و اجرای استراتژیِ «موجودیِ پیش‌دستانه» به دادِ این مجموعه رسید.

 به گفته‌ی آرش پارسا (کارشناس مدیریت زنجیره تأمین):«موفقیت عبیدی تصادفی نبود. آنها با مدل مدیریت موجودیِ استراتژیک، انبار‌ها را از ماده موثره پر کردند. در شرایطی که وابستگی لجستیکی، بسیاری از صنایع را فلج کرده بود، عبیدی با استفاده از این ذخایر، خط تولید دارو‌های حیاتی به ویژه قلبی و دیابت را روشن نگه داشت.»

موقعیت کارخانه در جاده مخصوص، شمشیری دو لبه بود؛ اما مدیریت هوشمندانه، این شاهراهِ لجستیکی را به کانالی امن برای توزیع اضطراریِ دارو به بیمارستان‌های ملتهبِ تهران مبدل ساخت.

۲. سنگرِ دوم: رقصِ خط تولید با ریتمِ پدافند

استریل نگه‌داشتن محیط و ثبات دمای دستگاه‌ها، نیازمند انرژیِ پایدار است. با شروع نوسانات شدید برق شبکه سراسری، خطر بزرگی خطوط تولید را تهدید می‌کرد.

 راهکار چه بود؟ «انرژی جزیره‌ای».

عبیدی با به‌کارگیری دیزل‌ژنراتور‌های اضطراری و جابه‌جایی هوشمندانه‌ی شیفت‌های کاری به ساعاتِ امن‌تر پس از نیمه‌شب، تولید را بی‌وقفه ادامه داد.

مریم راد (متخصص تاب‌آوریِ سلامتِ شهری) در تحلیل این اقدام می‌گوید:«دارو یک کالای عمومی نیست، کالایی استراتژیک است. عبیدی ثابت کرد کارخانه مدرن در بحران باید تصمیم‌گیری غیرمتمرکز داشته باشد. آنها مکمل‌های لوکس را کنار گذاشتند و تمام ظرفیت را روی دارو‌های حیات‌بخش متمرکز کردند؛ دقیقاً همان چیزی که نظام سلامتِ تهران به آن نیاز داشت.»

۳. سنگرِ سوم: انسان‌هایی از جنسِ استقامت

پشت این ماشین‌آلات روشن و خطوط فعال، انسان‌هایی ایستاده بودند که کار کردن در مسیرِ لجستیکِ پدافندی، ریسکِ هر روزه‌شان بود. با این حال، کمترین میزان غیبتِ پرسنل در کلِ جاده مخصوص، به نامِ عبیدی ثبت شد. دلیل ساده بود، ایجاد اسکانِ موقت در داخل سایت کارخانه برای پرسنل کلیدی، زنجیره‌ی انسانیِ تولید را پیوسته و استوار نگه داشت.

پایان‌بندی: درس‌هایی برای فردای پایتخت

چهل روزِ «جنگ رمضان» به پایان رسید، اما الگویی که داروسازی دکتر عبیدی از خود به یادگار گذاشت، فراتر از یک تجربه‌ی سازمانی است؛ این یک «مانوئلِ تاب‌آوری دارویی» برای روز‌های سخت است:

ذخیره‌سازی پیش‌دستانه به‌جای اتکای شکننده به وارداتِ روزمره.

انعطاف‌پذیری زیرساختی و پدافندی در مدیریت زمان و انرژی.

تمرکز مطلق بر سبدِ دارو‌های حیاتی و حذف حاشیه‌ها.

در روز‌هایی که دلهره، مهمان خانه‌های تهرانی بود، داروسازی دکتر عبیدی نشان داد که امنیتِ دارویی، محصول اتاق‌های مدیران نیست؛ بلکه در سالن‌های تولید و با اراده‌ی انسان‌هایی ساخته می‌شود که معنای تعهد را معنایی دوباره بخشیدند. آنها در آن چهل روز سخت، نه فقط دارو، که «آرامشِ خاطر» را به خانه‌های شهر هدیه دادند.

انتهای خبر/

کد خبر: ۹۴۰۷۶
۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۱
save
email
اشتراک گذاری :
ارسال نظر
captcha