به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ «قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص)»، نه تنها گسستهای عملیاتی میان ارتش و سپاه را ترمیم کرد، بلکه الگوی منحصربهفردی از «وحدت فرماندهی» را در تاریخ نظامی ایران ثبت نمود. این گزارش به واکاوی چرایی تشکیل این قرارگاه و نقش سرنوشتساز آن در تحولات راهبردی جبههها میپردازد.
روزهای ابتدایی جنگ، اگرچه سرشار از شور انقلابی و مقاومت مردمی بود، اما در سطوح کلانِ عملیاتی، فقدان یک ستاد مرکزیِ هماهنگکننده میان ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران، گاه به ناهماهنگی در بهرهگیری از توان لجستیکی و عملیاتی منجر میشد. با تداوم «جنگ ۴۰روزه رمضان»، لزوم عبور از نگاههای جزیرهای به نبرد، بیش از پیش نمایان شد. تشکیل قرارگاه خاتمالانبیا (ص) نقطه عطفی بود که نقطه تلاقیِ «دانش کلاسیک» ارتشیان و «جسارت عملیاتی» سپاهیان را رقم زد.
منصور وثوقی، تحلیلگر مسائل راهبردی، در گفتوگو با «تهران پرس»، معتقد است که تاسیس این قرارگاه صرفاً یک جابهجایی اداری نبود، بلکه تولد یک «مغز متفکر» برای جنگ بود.
وی افزود: «تا پیش از تشکیل این قرارگاه، ما شاهد مدلهای موازی در طراحی عملیات بودیم. قرارگاه خاتمالانبیا با ایجاد یک اتاق فکر مشترک، توانست ظرفیتهای آتش ارتش را با توان نفوذی و نیروی انسانیِ سپاه گره بزند. در واقع، این قرارگاه توانست دو ساختار متفاوت با دکترینهای گوناگون را زیر یک چترِ عملیاتی واحد جمع کند که نتیجهاش، افزایش چشمگیر بهرهوری در عملیاتهای سرنوشتساز پس از سال ۶۱ بود.»
این قرارگاه که از بدو تاسیس، هدایت عملیاتهای پیچیده را بر عهده گرفت، به تدریج به نهادی تبدیل شد که حتی در دورههای پس از جنگ نیز نقش ستون فقراتِ راهبردی نیروهای مسلح را ایفا کرد.
نقش «قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص)» در جنگ رمضان
احمد عظیمی، پژوهشگر تاریخ نظامی، با اشاره به نقش این نهاد در «جنگ ۴۰روزه رمضان» میگوید: «نکته مغفول مانده در روایتهای تاریخی، قدرتِ لجستیکی و آمایشی این قرارگاه بود. این قرارگاه موفق شد با ایجاد شبکهای از اطلاعات و عملیات، وضعیت جبههها را از یک منازعه فرسایشی به یک جنگ هوشمندانه تبدیل کند.
وی افزود: فرماندهیِ متمرکز در قرارگاه خاتم، اجازه نداد که پراکندگی نیروها، فرصتهای طلایی پیروزی را از دست کشور خارج کند.»
از دیدگاه کارشناسان، اهمیت قرارگاه خاتم تنها به مسائل رزمی محدود نمیشد؛ بلکه این نهاد به نوعی «دیپلماسی نظامی» را نیز درون ساختار دفاعی کشور مدیریت میکرد. در شرایطی که تامین قطعات و تسلیحات به دلیل تحریمهای بینالمللی با دشواری روبهرو بود، تمرکزِ قرارگاه بر استفاده حداکثری از توانمندیهای داخلی و بهرهگیری از نیروهای متخصصِ جوان، مسیر «خودکفایی نظامی» را هموار کرد.
با این حال، برخی منتقدانِ ساختار نظامی نیز معتقدند که چالشِ «ادغامِ دو ساختارِ متفاوت» در سالهای ابتدایی، بدون تنش نبود. اما خروجیِ کار، یعنی پیروزی در عملیاتهای کلیدی و حفظ تمامیت ارضی، نشان داد که قرارگاه خاتمالانبیا (ص) توانسته است تضادهای موجود را به نفع یک هدف عالیتر – یعنی صیانت از کشور – به حداقل برساند.
امروز، با گذشت سالها از آن دوران، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) همچنان به عنوان نمادِ «وحدت در کثرت» در ادبیات دفاعی کشور مطرح است. درسِ اصلیِ تشکیل این قرارگاه برای نسلهای آینده مدیران و فرماندهان، این است که در سایه «فرماندهی واحد»، حتی پیچیدهترین بحرانهای نظامی نیز قابل مدیریت هستند. به باور تحلیلگران، میراث آن قرارگاه برای «جنگ ۴۰روزه رمضان»، نه فقط پیروزیهای عملیاتی، که ایجاد مدلی از حکمرانی نظامی بود که هماکنون نیز در دکترینهای دفاعی کشور، به عنوان یک اصل خدشهناپذیر، خودنمایی میکند.
در نهایت، بازخوانیِ تشکیل این نهادِ عالی، یادآور این حقیقت است که توسعه و پیروزی، در گروِ گذار از موازیکاریها به سمتِ همافزاییِ ساختاری است؛ درسی که همچنان در فضایِ اداری و مدیریتی امروزِ کشور، نیازمندِ بازخوانیِ جدی است.
انتهای خبر/