به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ در بخش دوم گفتگویی با فرزانه فرشیدنیک، هنرمند، نقاش و پژوهشگر حوزه هنر، فرهنگ و مطالعات اجتماعی، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات به نقش و جایگاه اجتماعی هنرمندان در «سند ملی هنر و بحران»، جایگاه ثبت و مستندسازی بحران، و کاربرد واقعی این سند در مواقع حساس پرداخته شده است که در ادامه آن را میخوانیم.
بخش اول مصاحبه با فرشیدنیک را با عنوان جایگاه هنر در ساختار رسمی مدیریت بحران تعریف نشده است را اینجا بخوانید.
فرشیدنیک در مورد تعریف نقش و جایگاه اجتماعی هنرمندان در «سند ملی هنر و بحران» گفت: هنرمندان دارای توانایی ویژهای در شناخت، بازنمایی و ارتباط با تجربههای انسانی هستند و به عنوان یکی از گروههای موثر اجتماعی در تمامی مراحل مختلف بحران میتوانند نقشی موثر ایفا کنند.
وی افزود: بنابراین در برنامهریزی و مدیریت بحران و در تمامی ابعاد، نقش و جایگاه آنها باید با دقت تعریف، تحکیم و نهادینه شود. در حال حاضر نقش هنرمندانِ کشورمان در قالب فعالیتهای مقطعیِ پسابحران و عمدتا فعالیت در عرصه جمعآوری کمکهای مالی و مردمی محدود و خلاصه شده است و پتانسیل عظیم این گروه مرجع، در مراحل پیش و حین بحران و نیز در روند التیام، درمان و بازسازی هویت جمعی، تقریبا نادیده گرفته شده است.
به گفته این پژوهشگر، در بسیاری از بحرانها، افراد آسیبدیده نیاز دارند تجربیات خود را بیان و احساس کنند که دیده و شنیده میشوند. هنرمندان میتوانند با ایجاد فضاهای مشارکتی و تولید آثار مرتبط با تجربه مردم، به این فرآیند کمک کنند. در این رویکرد، نقش هنرمندان صرفاً به تولید اثر محدود نمیشود، بلکه هدف اصلیِ آنان، ایجاد ارتباط اجتماعی و کمک به «بازسازی معنا» در شرایط دشوار است.
فرشیدنیک ادامه داد: وجود هنرمندان در حوزههای مختلف میتواند یک سرمایه اجتماعی مهم برای مدیریت بحران باشد، اما استفاده از این ظرفیت نیازمند برنامهریزی، آموزش، هماهنگیِ نهادی و تعریف جایگاه مشخص برای هنرمندان در ساختار مدیریت بحران است.
وی تصریح کرد: بنابراین، در سند ملی «هنر و بحران» باید نقش هنرمندان از یک حضور واکنشی و مناسبتی، به یک نقش برنامهریزی شده و سازمان یافته تغییر یابد. همچنین ایجاد شبکه همکاری میان هنرمندان، نهادهای فرهنگی، مدیریت بحران، دانشگاهها و جوامع محلی، امکان استفاده موثرتر از ظرفیتهای هنر را در شرایط بحرانی فراهم میکند.
بخش دوم
بحران بخشی از تجربه جوامع است
فرشیدنیک درباره جایگاه ثبت و مستندسازی بحران در سند ملی «هنر و بحران» به ایرنا توضیح داد: بحرانها بخشی از تجربه تاریخی و اجتماعی جوامع هستند و ثبت آنها به شناخت بهتر گذشته، انتقال تجربه به نسلهای آینده و افزایش آمادگی جامعه برای مواجهه با بحرانهای بعدی کمک میکند، از اینرو، ثبت و مستندسازی بحران، یکی از کارکردهای مهم هنر است.
نویسنده کتاب «هنر و بحران» افزود: هنر برخلاف گزارشهای صرفا آماری و فنی، قادر است تا ابعاد انسانی بحران را نیز ثبت کند. یک اثر هنری میتواند احساسات، خاطرات، رنجها، امیدها و تجربههای زیسته افراد را منتقل کند، ابعادی که به طور معمول در گزارشهای رسمی کمتر دیده میشوند.
فرشیدنیک ادامه داد: در بررسی تجربه ایران، نمونههایی مانند آثار هنری از جمله آثار سینمایی مرتبط با زلزله رودبار و بم (ساختههای عباس کیارستمی و کیانوش عیاری)، آثار تجسمیِ خلق شده پس از سیلابهای گسترده سال ۱۳۹۸ (ازجمله پوسترهای بهزاد شیشهگران و نقاشیهای محمد تاتاری) وجود دارد. این آثار علاوه بر بازنمایی حادثه، به ثبت تجربه اجتماعی مردم و حفظ حافظه جمعی کمک میکنند و نشان میدهند که هنر میتواند پس از گذشت سالها همچنان حامل روایت یک بحران برای جامعه باشد.
وی خاطرنشان کرد:، اما این ظرفیت بیشتر در سطح تولید آثار هنری باقی مانده و به یک نظام پایدار برای استفاده از هنر در مدیریت بحران تبدیل نشده است. در تجربه کشورهای موفق نیز مستندسازی هنری، بخش مهمی از فرآیند مواجهه با بحران بوده که به ثبت تجربه جمعی یاری میرساند. این آثار هنری نشان میدهند که بحران تنها مجموعهای از خسارتها نیست، بلکه مجموعهای از روایتهای انسانی است که باید حفظ شود.
به گفته این هنرمند، مستندسازی بحران از طریق هنر همچنین میتواند نقش آموزشی داشته باشد. جامعهای که تجربیات بحرانهای گذشته خود را میشناسد، آمادگی بیشتری برای مواجهه با بحرانهای آینده خواهد داشت. بنابراین، ثبت هنری بحران نه فقط اقدامی فرهنگی، بلکه بخشی از فرآیند افزایش تابآوری اجتماعی محسوب میشود.
فرشیدنیک اضافه کرد: بر این اساس، سند ملی «هنر و بحران» باید سازوکاری برای حمایت از تولید و نگهداری آثار هنری مرتبط با بحران ایجاد کند. این امر میتواند شامل حمایت از آثار سینمایی، هنرهای تجسمی، نمایش، موسیقی، ادبیات و سایر شکلهای هنری باشد. همچنین زمینههای حمایت و برگزاری آموزشهای مواجهه با بحران از طریق هنر و متولیان آن را شناسایی، فراهم و تثبیت نماید.
بحران پدیدهای چند بُعدی است
این استاد دانشگاه در مورد چگونگی طراحی و عملیاتی شدن الگوی حکمرانی و سازوکارهای نهادی اجرای سند ملی «هنر و بحران»، اظهار کرد: بحران، پدیدهای چند بعدی است و مدیریت آن نیازمند همکاری میان مجموعهای از نهادهای دولتی، اجتماعی، فرهنگی و مردمی است، بنابراین اجرای سند ملی هنر و بحران نمیتواند بر عهده یک نهاد واحد باشد.
فرشیدنیک افزود: تجربه دیگر کشورها نیز نشان میدهد که موفقیت برنامههای هنری در مواجهه با بحران زمانی حاصل میشود که میان نهادهای مختلف، هماهنگی و انسجام وجود داشته باشد و هر بخش، به درستی به ایفای نقش خود بپردازد.
وی ادامه داد: در ایران سازمان مدیریت بحران کشور، زیرمجموعه وزارت کشور است، متولی هماهنگی، سیاستگذاری، برنامهریزی و نظارت در حوزه مدیریت بحرانهای کشور (مانند زلزله، سیل، حوادث طبیعی و سوانح) محسوب میشود. اما درباره برنامههای هنری و به ویژه اجرای «سند ملی هنر و بحران» وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دلیل مسئولیت در حوزه سیاستگذاری فرهنگی و ارتباط با جامعه هنری، میتواند یکی از نهادهای اصلی در اجرای این سند باشد، اما نقش آن در ارتباط با سایر نهادها باید تعریف شود.
فرشیدنیک توضیح داد: سازمان مدیریت بحران کشور، وزارتخانههای بهداشت، علوم و آموزش و پرورش، سازمانهای محلی، دانشگاهها، سازمانهای مردمنهاد، مراکز فرهنگی و هنرمندان همگی باید در یک شبکه همکاری قرار گیرند. همچنین بر اساس تجربیات دیگر کشورها باید توجه کرد ساختار مدیریت بحران در کشور نباید تنها به دولت محدود شود.
استفاده از ظرفیتهای محلی در اجرا
وی افزود: شورای مرکزی مدیریت بحران، در سطح ملی سیاستگذاری میکند، اما ظرفیتهای محلی و شهروندان نیز نقش مهمی در اجرا دارند. این ساختار باعث میشود پاسخها، متناسب با شرایط هر منطقه طراحی شوند. در واقع همکاری میان سطوح مختلف دولت، سازمانهای محلی و گروههای اجتماعی یکی از عوامل موفقیت مدیریت بحران است. جوامع محلی نقش مهمی در اجرای برنامهها دارند و اقدامات فرهنگی و هنری نیز با مشارکت همین گروهها باید شکل گیرد.
فرشیدنیک اضافه کرد: همچنین تاکید بر ایجاد ارتباط میان پژوهش و اجرا نیز ضروری است. دانشگاهها و مراکز پژوهشی باید در ارزیابی نیازها، طراحی برنامهها و بررسی نتایج فعالیتهای هنری نقش داشته باشند تا اقدامات انجام شده صرفا واکنشی و تجربی نباشند. بنابراین، اجرای سند ملی هنر و بحران نیازمند یک ساختار مشارکتی است که در آن وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیریت بحران، نهادهای محلی، سازمانهای مدنی، دانشگاهها و جامعه هنری در کنار یکدیگر فعالیت کنند.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: در نتیجه، اجرای سند ملی هنر و بحران باید دارای ساختاری چندسطحی باشد. در سطح ملی، سیاستگذاری و تعیین چارچوبهای کلی انجام شود. در سطح استانی، برنامهها با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی هر منطقه تنظیم شوند و در سطح محلی، هنرمندان، گروههای مردمی و نهادهای اجتماعی در اجرای پروژهها مشارکت کنند.
هنر از ابزارهای موثر مواجه با بحران جنگ
فرشیدنیک با اشاره به اینکه آیا «سند ملی هنر و بحران» در شرایط جنگ و بحرانهای اجتماعی نیز میتواند کاربرد داشته باشد، به ایرنا گفت: یادآوری این نکته ضروری است که نقش هنر محدود به بحرانهای طبیعی نیست، بلکه در بحرانهای اجتماعی، جنگها و شرایط دشوار انسانی نیز همواره کارکردهای مهمی داشته است. بحرانهای اجتماعی و جنگ، علاوه بر آسیبهای مستقیم، پیامدهای روانی و اجتماعی گستردهای ایجاد میکنند و هنر از دیرباز یکی از ابزارهای موثر در مواجهه جامعه با این پیامدها بوده است.
وی افزود: یکی از مهمترین کارکردهای هنر در شرایط بحران، فراهم کردن امکان بیان تجربههای انسانی است. در شرایط جنگ و بحران، بسیاری از افراد با احساساتی مانند ترس، فقدان، اضطراب و عدم اطمینان مواجه میشوند. هنر میتواند این تجربهها را ثبت و بازنمایی کند و به جامعه امکان دهد درباره آنچه تجربه کرده است، گفتوگو کند.
فرشیدنیک تصریح کرد: تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که آثار هنری تولیدشده در شرایط بحران، علاوه بر ارزش زیباییشناختی، دارای ارزش اجتماعی و تاریخی نیز هستند، این آثار میتوانند روایت مردم از بحران را حفظ کنند و مانع از فراموش شدن تجربههای جمعی شوند.
وی ادامه داد: هنر علاوه بر آنکه میتواند نقش مهمی در ثبت رنجها، خاطرات و تجربیات مردم داشته باشد، نقش موثری در تقویت پیوندهای اجتماعی و هویت جمعی و افزایش تابآوری ایفا و به جامعه کمک میکند تا تجربه بحران را پردازش و مسیر بازسازی را طی کند.
وی افزود: بنابراین، در شرایط جنگ و بحرانهای اجتماعی نیز هنر بهعنوان ابزاری مهم و موثر برای تقویت همبستگی اجتماعی، حفظ حافظه جمعی، کاهش آسیبهای روانی و ایجاد امکان گفتوگو مورد استفاده قرار میگیرد. سند ملی «هنر و بحران» باید این ظرفیت را به رسمیت بشناسد و جایگاه هنر را در مواجهه با انواع بحرانها مشخص کند.
بخش دوم
مدیریت جامع بحران کمک به بازسازی جامعه است
این پژوهشگر با اشاره به تاثیر تدوین سند ملی هنر و بحران بر آینده سیاستگذاری و مدیریت بحران در ایران، توضیح داد: این موضوع میتواند موجب تحول در سیاستگذاری و مدیریت بحران در ایران، از رویکردهای مقطعی و واکنشی به سمت یک نظام جامع، پایدار و مبتنی بر تابآوری اجتماعی شود. این سند مسلما موجب تغییر رویکرد به بحران و نحوه مواجهه با آن در ایران خواهد شد، تغییری که در آن بحران تنها بهعنوان یک مسئله فنی، امدادی یا عمرانی دیده نشود، بلکه بهعنوان پدیدهای اجتماعی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد.
فرشیدنیک افزود: جوامعی که توانستهاند بحران را به شکل جامع مدیریت کنند، تنها بر کاهش خسارتهای اولیه تمرکز نکردهاند، بلکه به فرآیند بازسازی جامعه پس از حادثه نیز توجه داشتهاند. در این فرآیند، هنر توانسته است نقش مهمی در ترمیم آسیبهای روانی، تقویت ارتباطات اجتماعی، حفظ خاطرات جمعی و بازسازی هویت جامعه ایفا کند.
وی تصریح کرد: برای ایران، تدوین چنین سندی میتواند باعث شود که ظرفیتهای گسترده فرهنگی و هنری کشور در شرایط بحرانی به شکل هدفمند مورد استفاده قرار گیرد. ایران دارای پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی، تنوع گسترده هنرهای بومی و جامعه هنری فعال است، اما نبود یک چارچوب مشخص باعث شده است بسیاری از این ظرفیتها در زمان بحران به شکل پراکنده مورد استفاده قرار گیرند.
فرشیدنیک ادامه داد: هنر در کنار سایر ابزارهای مدیریت بحران، به افزایش تابآوری جامعه کمک میکند. این امر بهویژه در شرایطی اهمیت دارد که بحرانهای امروز تنها به حوادث طبیعی محدود نیستند و جوامع با بحرانهای اجتماعی، اقتصادی، جنگها و فشارهای روانی نیز مواجهاند.
به گفته وی، سند ملی هنر و بحران میتواند زمینهای ایجاد کند که هنر از یک اقدام نمادین و مقطعی پس از بحران، به بخشی از برنامهریزی رسمی کشور تبدیل شود. چنین سندی مسیر همکاری میان دولت، هنرمندان، نهادهای اجتماعی و مردم را مشخص میکند و امکان استفاده پایدار از هنر برای مواجهه با بحرانها را فراهم آورد.
این پژوهشگر افزود: در نهایت، تدوین سند ملی «هنر و بحران» میتواند زمینه شکلگیری رویکردی جدید در مدیریت بحران ایران را فراهم کند؛ رویکردی که در آن هنر نه بهعنوان فعالیتی حاشیهای، بلکه بهعنوان یکی از ابزارهای مهم برای بازسازی انسانی، تقویت همبستگی اجتماعی و افزایش تابآوری جامعه شناخته شود.
انتهای خبر/
منبع: ایرنا