به بهانه اول شهریور سال‌مرگ پرویز ناتل‌خانلری؛

نسل امروز نباید تنها به کتاب‌های درسی قناعت کند

نسل امروز
یاد پرویز ناتل‌خانلری در اول شهریور ماه، یادآور این ضرورت است که نسل امروز نیز نباید تنها به کتاب‌های درسی قناعت کند، بلکه باید با تاسی به همت بلند آن کاروان‌سالار سخن، گستره مطالعات و پژوهش‌های خود را به سود فرهنگ این مرز و بوم توسعه دهد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ اول شهریور ماه هر سال، برای من که سالیان دراز از عمر خود را در هوای مطبوع ادبیات فارسی نفس کشیده‌ام، یادآور خاطره‌ای اندوه‌بار و در عین حال تامل‌برانگیز است؛ روز کوچ ابدی استاد بزرگم، دکتر پرویز ناتل‌خانلری. برای من که افتخار داشتم در دوره‌های فوق‌لیسانس و دکتری در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مستقیما زانوی ادب در پیشگاه ایشان به زمین بزنم، این مناسبت همواره مجالی است برای اندیشیدن به عظمت و منش منحصر‌به‌فرد مردی که فرهنگ معاصر ایران وام‌دار ابتکارات اوست.

نخستین دیدار غیردانشجویی من با ایشان به زمان وزارت فرهنگ بازمی‌گردد، اما پیوند عمیق و علمی ما در کلاس‌های درس دانشگاهی شکل گرفت؛ جایی که ایشان تدریس دو درس بسیار کلیدی یعنی «تاریخ زبان» و «دستور تاریخی» را بر عهده داشتند. در همان کلاس‌ها بود که من با روش علمی بی‌بدیل و منش والای اخلاقی او آشنا شدم. خانلری مردی بسیار مبتکر بود و بزرگ‌ترین ممیزه او این بود که همواره پیش از آغاز هر پژوهش یا طرحی، ضرورت حیاتی وجود آن کار را در بدنه فرهنگ ایران با تمام وجود احساس می‌کرد و سپس گام در راه می‌نهاد.

حضور در کلاس‌های درس دکتر خانلری، تجربه‌ای متفاوت از کلاس‌های سنتی آن روزگار بود. او بر تمام مباحثی که تدریس می‌کرد اشرافی کامل و همه‌جانبه داشت. این تسلط شگفت‌انگیز نشان‌دهنده آن بود که او نه تنها با متون کهن مانوس بود، بلکه مطالعات روزآمد جهانی را نیز به دقت دنبال می‌کرد و منابع مختلف فرنگی را به خوبی می‌شناخت. ایشان علاوه بر زبان فرانسه، به زبان انگلیسی نیز در حد استفاده کامل علمی تسلط داشت، اما از آنجا که تحصیل‌کرده فرانسه بود، روش زبان‌شناسی و تدریس تاریخ زبان او کاملا بر پایه متدولوژی علمی و روشمند فرانسوی‌ها استوار بود.

ایشان ما دانشجویان را به سوی کار‌های پژوهشی عمیق در زمینه زبان‌شناسی و دستور زبان سوق می‌داد. شاهکار گران‌بهای او یعنی کتاب چهارجلدی تاریخ زبان فارسی، به عنوان اولین اثر ساختاریافته در این قلمرو، نمونه بارزی از همین تفکر روشمند و نوین بود که راه را برای پژوهش‌های بعدی هموار کرد.

بنیاد فرهنگ ایران و گستره فرامرزی نشر کتاب‌های بی‌غلط

یکی از بزرگ‌ترین و درخشان‌ترین ایستگاه‌های خدمات فرهنگی استاد، تاسیس و هدایت «بنیاد فرهنگ ایران» بود. این بنیاد تحت نظارت مستقیم ایشان حدود ۲۵۰ کتاب ارزشمند را به چاپ رساند که هرکدام از آنها جزء آثار ناب و ماندگار زبان فارسی به شمار می‌روند. اما آنچه نگاه فراملی و وطن‌دوستانه خانلری را نشان می‌داد، این تصمیم بزرگ بود که از هر کتاب منتشرشده، لااقل هزار نسخه با قیمت ارزان‌تر یا با جلدی سبک‌تر برای کشور‌های هم‌زبان یعنی تاجیکستان و افغانستان فرستاده می‌شد تا پیوند فرهنگی ایران با همسایگانش همواره برقرار بماند.

من به واسطه دوستانی که در بنیاد فرهنگ کارمند بودند، از نزدیک در جریان کارشکنی‌ها و سختی‌های کار قرار می‌گرفتم و در آنجا متوجه دقت وسواس‌گونه استاد شدم. ما همواره پژوهش‌های دانشجویی خود را نزد استادانی، چون خانلری، ذبیح‌الله صفا و محمدجعفر محجوب می‌بردیم و می‌دیدیم که چگونه خط به خط کار را می‌خوانند و حاشیه می‌نویسند؛ اما در بنیاد فرهنگ، کار از این هم فراتر بود. همکاران بنیاد برای من فاش کردند که دکتر خانلری شخصاً فرم‌های چاپی تمام ۲۵۰ کتاب منتشرشده بنیاد را پیش از فرستادن به چاپخانه، واژه به واژه می‌خواند و تصحیح می‌کرد. در روزگاری که خبری از کامپیوتر نبود و کار‌ها به شیوه حروف‌چینی دستی انجام می‌شد، این دقت شگفت‌انگیز باعث شد که در آثار بنیاد فرهنگ به ندرت بتوان غلط چاپی پیدا کرد؛ امری که نشان‌دهنده احساس مسئولیت اخلاقی و علمی فوق‌العاده او بود.

ذهن پویا و منتقد دکتر خانلری همواره فراتر از زمانه خود حرکت می‌کرد. او در حوزه نثر معاصر، اشراف کاملی بر سفرنامه‌ها، داستان‌ها و کار‌های نویی داشت که از پیش از مشروطیت آغاز شده بود. یادم می‌آید که ایشان در سال ۱۳۲۳ سخنرانی بسیار مهمی درباره نثر معاصر فارسی ایراد کردند که ما آن را همیشه به عنوان یک الگو و پیش‌بینی جالب در نویسندگی به دانشجویان خود ارائه می‌دادیم. ایشان در آن تاریخ که جلال‌آل‌احمد عملاً یک روزنامه‌نگار ساده بود و هنوز هیچ‌کدام از داستان‌های بلند و معروفش را چاپ نکرده بود، با جرات علمی بالا پیش‌بینی کرد که آل‌احمد در آینده یکی از نویسندگان صاحب‌سبک و بزرگ ایران خواهد شد؛ پیش‌گویی شگفت‌انگیزی که زمان صحت آن را به اثبات رساند.

در عرصه شعر نیز، گرچه او آثار فراوانی نداشت، اما مثنوی بلند و فاخر «عقاب» او که آن را پس از مرگ دوست صمیمی‌اش، صادق هدایت، سرود، نمونه‌ای از شعر روان، جذاب و تاثیرگذار بود که فرم داستانی و روایت‌گری خاصی را به ادبیات فارسی پیشنهاد داد. افزون بر این، کارنامه‌اش در حوزه ادبیات عامیانه، مثل‌ها و اشعار عامه بسیار درخشان بود و مقالات متعددی که در این باب نگاشت، تبدیل به الگو و سرمشقی علمی برای کسانی شد که بعد‌ها در حوزه ادبیات کودک و نوجوان کار کردند.

پایداری جریانی مجله سخن و پویایی در میان نسل نوین

نوگرایی و پویایی علمی دکتر خانلری مسلم بر هم‌نسلان و استادان پیرامونش اثرگذار بود. او با اینکه از بزرگانی، چون ذبیح‌الله صفا و دکتر جعفر شهیدی جوان‌تر بود، اما روحیه نوجویی بیشتری داشت و توانست این پویایی را به دیگران منتقل کند. پافشاری خستگی‌ناپذیر او در انتشار منظم «مجله سخن» که در ابتدا متعلق به دکتر صفا بود و سپس خانلری آن را گرفت و نزدیک به ۳۰ سال ادامه داد، جریانی عمیق در ادبیات ما ایجاد کرد. این پایداری چنان الگو شد که مدیران مجلات بیرون از دانشگاه، مانند حبیب یغمایی مدیر «مجله یغما» نیز از آن تاثیر پذیرفتند و مجله خود را برای ۳۰ سال سرپا نگاه داشتند تا محفلی برای بحث‌های جدی استادان و ادیبان باشد.

خانلری در مجله سخن و مقالات اجتماعی‌اش همواره نسل جوان را مخاطب قرار می‌داد و به آنها اصول ارجاع علمی و مقاله‌نویسی را می‌آموخت. او در کنار بزرگانی، چون بدیع‌الزمان فروزانفر، بدیع‌الزمانی کردستانی، دکتر زریاب خویی، دکتر شهیدی و دکتر ستوده، که همگی در رشته‌های خود مجتهد و جامع‌الاطراف بودند، نسلی را ساختند که متاسفانه با رفتنشان جای خالی‌شان هرگز پر نشد. یاد استاد فقیدم دکتر خانلری در اول شهریور ماه، یادآور این ضرورت است که نسل امروز ما نیز نباید تنها به کتاب‌های درسی قناعت کند، بلکه باید با تاسی به همت بلند آن کاروان‌سالار سخن، گستره مطالعات و پژوهش‌های خود را به سود فرهنگ این مرز و بوم توسعه دهد.

محمدرضا راشدمحصل در سال ۱۳۱۵ به دنیا آمد. او نویسنده، پژوهشگر، شاهنامه‌شناس، استاد پیشکسوت زبان و ادبیات فارسی، عضویت در هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، تدریس در دانشگاه‌های تبریز و اهواز، دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه بیرجند، همکاری با فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، شورای کتاب کودک، تدوین دایره‌المعارف (قاموس)، مرکزخراسان شناسی، عضویت در قطب فردوسی‌شناسی و عضویت در هیات مدیره فرهنگ‌سرای فردوسی بود و در سال ۱۴۰۲ش درگذشت. این یادداشت از راشدمحصل تا به امروز منتشر نشده بود.

انتهای خبر/

منبع: ایرنا

کد خبر: ۹۳۵۱۱
۰۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۱
save
email
اشتراک گذاری :
ارسال نظر
captcha