به گزارش گروه جامعه پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ تهران، کلانشهری که هرگز نمیخوابد و گویی هرگز از ساخته شدن باز نمیایستد، با چهرهای متفاوت از توسعه روبهروست؛ چهرهای که نه در نمایِ شیشهای آسمانخراشها، بلکه در دلِ آوارِ برآمده از تخریبِ بناهای قدیمی نهفته است. روزانه ۱۲۰ تن نخاله ساختمانی، حاصلِ این نبضِ تندِ نوسازی، در حالی از پیکرهی پایتخت جدا میشود که مدیریتِ اصولی آن، به یکی از بزرگترین چالشهای زیستمحیطی قرن اخیر در این شهر بدل شده است.
در حالی که دنیا به سمت «اقتصاد چرخشی» و بازگشتِ ضایعات به چرخه تولید گام برمیدارد، پرسش اساسی این است که آیا این کوه روزانه از آوار، فرصتی برای بازیابی منابع است یا باری مضاعف بر دوشِ اکوسیستمِ خسته و نیمهجانِ پایتخت؟ این گزارش، روایتِ عبور از نگاهِ سنتی به «خاک و بتن» و گذار به سوی ضرورتِ مدیریت هوشمندِ ضایعات در کلانشهری است که دیگر مجالی برای خطاهای زیستمحیطی ندارد.
آمارها نشان میدهد که تهران و حومه آن، روزانه با حجم خیرهکنندهای از نخاله (شامل بتن، آجر، سنگ، ماسه و بقایای فلزی) روبهرو هستند. عدد ۱۲۰ تن نخاله در هر روز، تنها یک رقم آماری نیست؛ بلکه نشاندهنده حجم عظیمی از فعالیتهای تخریب است که ردپایی عمیق بر بافت شهری بر جای میگذارد. بخش بزرگی از این نخالهها، به جای رفتن به چرخه بازیافت صنعتی، به عنوان «ضایعات بیارزش» در حاشیه شهرها، لکههای سیاه روی پهنه سبز زمین ایجاد میکنند.
نگاه کارشناسان؛ بحران در چرخه بازیافت
آریا مهدوی، کارشناس مدیریت پسماند و مهندسی عمران، در گفتگو با خبرنگار ما بر ابعاد پنهان این بحران تاکید میکند و میگوید:«مسئله اصلی ما در تهران، نبودِ “تفکیک در مبدأ” برای پسماندهای ساختمانی است. وقتی ۱۲۰ تن نخاله در روز تولید میشود، اگر این حجم در محل تخریب به تفکیک (آجر، فلز، چوب و بتن) نرسد، فرآیند بازیافت آن به شدت هزینهبر و ناکارآمد میشود. در واقع، ما به جای بازیافت، در حال “مدیریت انباشت” هستیم. بسیاری از این نخالهها با مخلوط شدن با خاک و مواد آلی، به پسماندهای غیرقابل بازیافت تبدیل میشوند که عملاً زنجیره اقتصاد چرخشی را قطع میکند.»
او در ادامه به جنبه زیستمحیطی اشاره میکند: «گرد و غبار ناشی از این حجم عظیم تخریب، یکی از اصلیترین عوامل افزایش ذرات معلق (PM۲.۵) در هوای تهران است. این نخالهها نه تنها فضای سبز را میبلعند، بلکه با نفوذ ناپذیری خود، در برابر آب باران سد ایجاد کرده و باعث تغییر در سیستم زهکشی طبیعی زمین میشوند.»
اکوسیستم در خطر؛ از خاک تا هوا
سارا فرهمند، پژوهشگر علوم محیطزیست، در گفتگو با «تهران پرس»، نسبت به پیامدهای بلندمدت این حجم از پسماند هشدار میدهد و میافزاید:«بازیافت ۱۲۰ تن نخاله، اگر طبق استانداردهای جهانی انجام نشود، میتواند فاجعهبار باشد. وقتی نخالهها به صورت غیرقانونی در اراضی کشاورزی یا حاشیه مناطق جنگلی تخلیه میشوند، خاک را با مواد شیمیایی موجود در رنگها، چسبها و سایر مصالح ساختمانی آلوده میکنند. این یعنی ما داریم با زهرِ آهسته به کشاورزی و اکوسیستمهای اطراف پایتخت آسیب میزنیم.»
وی همچنین میگوید: «بحران اصلی، کمبود تکنولوژی بازیافت در کشور است. ما باید از بتنهای بازیافتی برای روسازی جادهها یا تولید بلوکهای ساختمانی سبک استفاده کنیم، اما فعلاً مدل رایج در تهران، انتقال ضایعات از مرکز به حاشیه است که در واقع فقط جابهجایی بحران است، نه حل آن.»
اقتصاد چرخشی؛ راه نجات یا شعار
برای تبدیل این ۱۲۰ تن نخاله از یک بار محیطزیستی به یک فرصت اقتصادی، متخصصان بر چند محور تأکید دارند:
ایجاد ایستگاههای تفکیک منطقهای: الزام پیمانکاران به تفکیک مصالح در محل پروژه.
حمایت از صنایع بازیافت: ایجاد مشوقهای مالی برای کارخانههایی که از سنگدانه بازیافتی در تولید مصالح استفاده میکنند.
بایگانی دیجیتال تخریب: ایجاد سامانهای برای ثبت دقیق حجم و نوع نخالههای تولیدی در هر منطقه شهری.
جمعبندی: مسئولیت مشترک
بحران ۱۲۰ تن نخاله روزانه، تنها تقصیر مدیریت شهری نیست؛ این یک چالش ساختاری است که در آن از سازنده و پیمانکار گرفته تا مصرفکننده نهایی، همگی سهم دارند. اگر زنجیره بازیافت از منبع تولید (محل تخریب) شروع نشود، هر چقدر هم که در انتهای مسیر تلاش کنیم، باز هم با تلی از خاک و بتن روبهرو خواهیم بود که نفسهای شهر را در گلو میگیرد.
تهران در میانهی یک نوسازی بیامان، نیاز دارد که یاد بگیرد چگونه «با هوشمندی تخریب کند» تا بتواند «با پایداری بسازد».
این گزارش بخشی از تلاش برای پایش سلامت شهری و آگاهیبخشی در مورد پیامدهای پنهان توسعههای سریع است.
انتهای خبر/