به گزارش گروه جامعه پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ «تهران، کلانشهری است که گویی در محاصرهی تنفسهای ممتدِ سربی گرفتار شده است. هر صبح، میلیونها خودرو به امید گریز از کلافِ سردرگم خیابانها به حرکت درمیآیند، اما در واقع، تنها بر گرههای کورِ ترافیک میافزایند. در این میان، پدیده «خودروهای تکسرنشین» نه فقط یک انتخاب شخصی، که به یک سبک زندگیِ هزینهزا تبدیل شده است؛ عادتی که روزانه هزاران تن آلاینده را به ریههای شهر تزریق میکند. آیا پایتختنشینان در این مسابقه بیسرانجام به سمت بنبست آلودگی، راهی برای تغییر مسیر دارند یا همچنان باید نظارهگر افول تدریجی کیفیت زندگی در سایهی غبارِ خاکستری باشند؟ این گزارش به کالبدشکافیِ یکی از بزرگترین چالشهای اجتماعی-زیستمحیطی تهران میپردازد.»
بوقهای ممتد، ترافیکهای قفلسده در ساعات اوج و چهرههای کلافهای که پشت فرمان خودروهای تکسرنشین نشستهاند؛ این تصویر روزمره تهران است. اما فراتر از اتلاف وقت و فشارهای عصبی، یک واقعیت تلخ در حال بلعیدن سلامت شهروندان است: خودروهای شخصی که بیش از ۶۰ درصد از بار ترافیکی شهر را دوش میکشند، سهمی ۷۰ درصدی در تولید آلایندههای متحرک دارند.
کارشناسان معتقدند بحران آلودگی هوای تهران، بیش از آنکه فنی باشد، ریشهای رفتاری و مدیریتی دارد. آیا زمان آن نرسیده است که «فرهنگ مالکیت خودرو» جای خود را به «فرهنگ حملونقل اشتراکی» بدهد؟
نگاه کارشناسان: وقتی مدیریت دچار روزمرگی میشود
مریم رادمنش، کارشناس ارشد برنامهریزی شهری، در گفتگو با «تهران پرس»، معتقد است که ما با یک «پارادوکس حملونقل» روبهرو هستیم.
او میگوید: «ساختار فعلی شهر ما بهگونهای طراحی شده که خودروی شخصی را به تنها گزینه امن و راحت تبدیل کرده است. تا زمانی که سیستم حملونقل عمومی، چه در بخش مترو و چه در بخش اتوبوسرانی، نوسازی نشود، نمیتوان از مردم انتظار داشت که قید خودروی شخصی را بزنند.»
از سوی دیگر، دکتر فرهاد کیانی، متخصص آلودگی هوا، نگاه متفاوتی دارد. او تأکید میکند: «مسئله اصلی، انباشت خودرو در معابر محدود تهران است. تهران ظرفیت پذیرش این حجم از خودرو را ندارد. وقتی شما یک خیابان را برای کاهش ترافیک عریض میکنید، در واقع دارید تقاضای بیشتری برای تردد ایجاد میکنید. راهکار نه در توسعه جادهها، بلکه در مدیریت تقاضای سفر است. طرحهایی مانند محدوده کاهش آلودگی هوا (LEZ) اگرچه گامهای مثبتی بودهاند، اما به دلیل ضعف در نظارت هوشمند و نبود جایگزینهای کارآمد، تنها به ابزاری برای جریمه تبدیل شدهاند، نه ابزاری برای اصلاح رفتار.»
فرهنگ تکسرنشینی؛ ریشهای عمیقتر از ترافیک
تحقیقات اجتماعی نشان میدهد که تمایل به استفاده از خودروی تکسرنشین تنها به دلیل نبود اتوبوس نیست. بخشی از این مسئله به پرستیژ اجتماعی و همچنین راحتی فردی بازمیگردد. در جامعهای که فشار کار و استرس در آن بالاست، خودروی شخصی برای بسیاری، تنها فضای «خلوت» و «امن» در طول روز محسوب میشود.
با این حال، هزینههای این راحتیِ فردی بسیار سنگین است. افزایش نرخ بیماریهای تنفسی، کاهش بهرهوری نیروی کار به دلیل ترافیک و هدررفت انرژی، همگی در نهایت به جیب خودِ شهروندان بازمیگردد.
آیا راهکارِ «پویا» وجود دارد؟
برای گذار از این وضعیت، کارشناسان بر چند محور توافق دارند:
۱. توسعه مبتنی بر حملونقل عمومی (TOD): ساختوسازها باید در نزدیکی ایستگاههای مترو متمرکز شوند تا نیاز به تردد خودروی شخصی به حداقل برسد.
۲. قوانین بازدارنده و مشوقها: در بسیاری از کلانشهرهای جهان، تعرفههای سنگین برای ورود خودروهای تکسرنشین به مراکز شهر وضع شده و در مقابل، مشوقهای مالیاتی برای افرادی که از «کارپولینگ» (خودروی اشتراکی) استفاده میکنند، در نظر گرفته شده است.
۳. تغییر رویکرد از مالکیت به اشتراک: سیستمهای مدرن اجاره خودروهای برقی کوچک و دوچرخههای اشتراکی میتوانند در فواصل کوتاه، جایگزین مناسبی برای خودروهای تکسرنشین باشند.
سخن پایانی
بحران آلودگی هوای تهران، مسئلهای نیست که با باد و بارانِ فصلی حل شود. تا زمانی که خودروی تکسرنشین به عنوان یک عادت فرهنگی و سهلالوصول باقی بماند، آسمان تهران همچنان خاکستری خواهد ماند. مدیریت شهری باید با شهامت، دست از پروژههای عمرانی پرهزینه و کمبازده بردارد و تمام توان خود را صرف بازگرداندنِ «کارآمدی» به سیستم حملونقل عمومی کند. در غیر این صورت، ما همچنان در ترافیک تصمیمات اشتباه خود درجا خواهیم زد؛ در حالی که ریههایمان بهای سنگینی برای این توقف پرداخت میکنند.
انتهای خبر/