به گزارش گروه جامعه پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ «طرح توسعه و بازآفرینی بافتهای تاریخی تهران تحت عنوان «کهاب»، اکنون کانون توجه سیاستمداران شهری و متخصصان میراث فرهنگی قرار گرفته است. در حالی که شورای شهر تهران با هدف عبور از فرسودگی و ایجاد فرصتهای اقتصادی جدید، بر اجرای این طرح تأکید دارد، موجی از نگرانیها پیرامون پیامدهای ساختاری آن، از جمله افزایش تراکم ساختمانی و تغییر کاربریهای سنتی، به راه افتاده است. این گزارش با بررسی اهداف طرح کهاب و شنیدن نظرات مخالفان و موافقان، به دنبال پاسخ به این پرسش است که این پروژه تا چه حد میتواند میان توسعه اقتصادی و حفظ هویت شهری تعادل برقرار کند.»
میان دو جبهه؛ توسعه یا تخریب؟
بافتهای تاریخی تهران، از کوچهپسکوچههای بافت قدیمی تا میدانهای نمادین، همواره در مرز میان «بقا» و «فرسایش» حرکت کردهاند. طرح «کهاب» که در دستور کار شورای شهر قرار گرفته، با رویکردی متفاوت قصد دارد این نواحی را از حالت انزوا و فرسودگی خارج کند. اما ماهیت این طرح، دقیقاً همان نقطهای است که بحثها را به اوج رسانده است.
مبانی طرح کهاب
طرح کهاب بر پایه سه رکن اصلی استوار است: بهسازی زیرساختی، تجاریسازی هوشمند و افزایش بهرهوری اقتصادی از فضا. هدف اصلی، تبدیل این نواحی از بافتهای «بستهمانده و فرسوده» به قطبهای «گردشگری و تجاری» است. طبق ادعای حامیان طرح، این روند باعث ورود سرمایه به بافتهای قدیمی، اصلاح معابر و بهبود کیفیت زندگی ساکنان میشود.
چالشهای اصلی؛ از تراکم تا تغییر کاربری
نقدینگی و سرمایهگذاری، موتور محرک این طرح است، اما همین موتور میتواند به هویت شهر آسیب بزند. مخالفان طرح معتقدند که در راستای جذب سرمایهگذار، «تراکم ساختمانی» بالا خواهد رفت. افزایش تراکم در بافتهای قدیمی، لزوماً به معنای توسعه نیست، بلکه میتواند به معنای تخریب خانههای سنتی و جایگزینی آنها با بلوکهای مدرن و بیروح باشد که اصالت منطقه را از بین میبرد.
علاوه بر این، مسئله «تغییر کاربری» از بزرگترین نقاط تاریک این طرح است. تبدیل خانههای مسکونی به فروشگاهها، کافهها و رستورانهای زنجیرهای، خطر «تهی شدن بافت از ساکنان اصلی» را به همراه دارد. وقتی ساکن اصلی (که نگهبان هویت فرهنگی منطقه است) به دلیل افزایش هزینهها یا تغییر کاربری از محل خود رانده میشود، بافت تاریخی تنها به یک «موزه مصنوعی» یا «مرکز خرید باز» تبدیل میشود که روح واقعی خود را از دست داده است.
تحلیل کارشناسی: دیدگاههای متضاد
برای درک عمیقتر، میتوان دیدگاهها را به دو دسته تقسیم کرد:
دیدگاه توسعهگرایان شهری (حامیان طرح)
کارشناسان این حوزه معتقدند بافتهای تاریخی تهران بدون «پول» و «سرمایه» قابل نجات نیستند.
علی اصغری کارشناس توسعه شهری در گفتگو با «تهران پرس»، عنوان میکند:«بافتهای فرسوده اگر مدیریت اقتصادی نشوند، به کانون جرم و فساد و ناامنی تبدیل میشوند. طرح کهاب با ایجاد زیرساختهای تجاری، جریان نقدینگی را به این مناطق میآورد و باعث میشود ساختمانهای قدیمی مرمت شوند. ما نباید اجازه دهیم با ترس از تغییر، این مناطق زیر آوار فرسایش دفن شوند.»
دیدگاه محافظهکاران میراث فرهنگی (منتقدان طرح)
متخصصان میراث فرهنگی و شهرسازان منتقد، نسبت به رویکرد «سرمایهسالارانه» هشدار میدهند.
جعفر جمشیدی کارشاس حوزه فرهنگی در گفتگو با «تهران پرس»، اظهار داشت: «توسعه شهری نباید با تخریب میراث فرهنگی برابر شود. طرح کهاب اگر بر پایه افزایش تراکم و تغییر کاربری گسترده بنا شود، در واقع به معنای حذف تدریجی هویت تهران است. ما نباید اجازه دهیم بازآفرینی به معنای بازسازی با سبک مدرن تفسیر شود. توسعه باید از درون بافت و با احترام به مقیاسهای انسانی و تاریخی انجام شود، نه از طریق دیکته کردن الگوهای تجاری به بافتهای سنتی.»
پرسشهای بیپاسخ و چشمانداز پیشرو
در حالی که شورای شهر تهران تلاش میکند میان نیاز به توسعه اقتصادی و ضرورت حفظ میراث فرهنگی تعادل برقرار کند، چند پرسش کلیدی همچنان بیپاسخ مانده است:
آیا مکانیزم نظارتی دقیقی برای جلوگیری از تخریب خانههای سنتی در قالب این طرح وجود دارد؟
چگونه میتوان از رانده شدن ساکنان اصلی بافت و تبدیل شدن منطقه به یک فضای صرفاً تجاری جلوگیری کرد؟
سهم عادلانه از سود حاصل از این طرح، چگونه بین دولت، شهرداری و ساکنان فعلی تقسیم خواهد شد؟
طرح کهاب میتواند فرصتی طلایی برای احیای تهران باشد، اما تنها در صورتی که «هویت» بر «سود» مقدم داشته باشد. اگر این طرح به جای «احیای اصالت»، به دنبال «تجاریسازی سریع» باشد، تهران نه تنها بافت تاریخی خود را از دست میدهد، بلکه شکاف میان توسعه مدرن و حافظه تاریخی شهر را عمیقتر خواهد کرد. مدیریت شهری تهران در یک دوراهی حساس قرار دارد: یا انتخاب راهی که تاریخ را با آینده پیوند میزند، یا راهی که تاریخ را به بهای توسعه، قربانی میکند.
اتتهای خبر/