به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ این نهاد بر اساس قانون اساسی سال ۱۳۵۸ و در اصل ۹۱ به بعد تعریف شد و مأموریت یافت تا در کنار مجلس شورای اسلامی، نقش داور نهایی در بررسی مصوبات، تفسیر قانون اساسی و نظارت بر انتخابات را بر عهده داشته باشد. تشکیل شورای نگهبان را میتوان یکی از مهمترین ابتکارات حقوقی پس از انقلاب دانست؛ نهادی که از همان آغاز، هم بهعنوان ابزار تضمین شرعی و قانونی نظام و هم بهعنوان یکی از کانونهای مهم تصمیمسازی شناخته شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نظام سیاسی جدید ایران نیازمند سازوکاری بود که بتواند میان قانونگذاری مجلس و موازین شرع و قانون اساسی پیوند برقرار کند. در چنین فضایی، تدوینکنندگان قانون اساسی به این نتیجه رسیدند که بدون وجود نهادی ناظر، احتمال فاصله گرفتن مصوبات مجلس از چارچوبهای شرعی و حقوق اساسی وجود دارد. از همین رو، شورای نگهبان در قانون اساسی گنجانده شد تا بهعنوان نهادی فراقوهای، بر روند قانونگذاری و برخی فرایندهای انتخاباتی نظارت کند.
بر اساس اصل ۹۱ قانون اساسی، شورای نگهبان از ۱۲ عضو تشکیل میشود: ۶ فقیه که توسط رهبر جمهوری اسلامی منصوب میشوند و ۶ حقوقدان که با معرفی رئیس قوه قضائیه و رأی مجلس برگزیده میشوند. این ترکیب دوگانه، نشاندهنده تلاش قانونگذار برای ایجاد توازن میان دانش فقهی و حقوقی در تصمیمگیریهای این نهاد است. از منظر ساختاری، شورای نگهبان نه زیرمجموعه قوه مقننه است و نه قوه مجریه یا قضائیه، بلکه جایگاهی مستقل در نظام حقوقی کشور دارد.
وظایف اصلی شورا نیز در قانون اساسی بهروشنی تعریف شده است. مهمترین وظیفه آن، بررسی مصوبات مجلس از نظر عدم مغایرت با شرع اسلام و قانون اساسی است. اگر مصوبهای با یکی از این دو معیار ناسازگار تشخیص داده شود، برای اصلاح به مجلس بازگردانده میشود. همچنین تفسیر قانون اساسی، نظارت بر انتخابات ریاستجمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و همهپرسیها از دیگر مسئولیتهای این نهاد است. به این ترتیب، شورای نگهبان نقشی تعیینکننده در ثبات حقوقی و سیاسی کشور برعهده دارد.
از منظر تاریخی، آغاز فعالیت شورای نگهبان را باید در نخستین سالهای پس از تصویب قانون اساسی جستوجو کرد. این نهاد بهتدریج در دهه ۱۳۶۰ به یکی از بازیگران اصلی صحنه سیاست ایران تبدیل شد؛ بهویژه در حوزه نظارت بر انتخابات و بررسی صلاحیت نامزدها، که همواره مورد توجه افکار عمومی و جریانهای سیاسی بوده است. از همان ابتدا، موافقان آن را ضامن سلامت حقوقی نظام دانستند و منتقدان، درباره دامنه اختیارات و آثار سیاسی تصمیماتش پرسشهایی مطرح کردند.
نظر کارشناسان
علی احمدی یک کارشناس حقوق اساسی در گفتگو با «تهران پرس»، میگوید: «شورای نگهبان در طراحی قانون اساسی ایران، پاسخی به یک نیاز بنیادین بود؛ یعنی اطمینان از اینکه قانونگذاری در مسیر شرع و قانون اساسی حرکت کند. در بسیاری از نظامهای حقوقی جهان نیز نهادهایی برای نظارت بر قانونگذاری وجود دارد، اما ویژگی شورای نگهبان در پیوند همزمان میان فقه و حقوق اساسی است.»
سهراب قدیری یک استاد علوم سیاسی در گفتگو با «تهران پرس»، معتقد است: «اهمیت شورای نگهبان فقط در نقش نظارتی آن نیست، بلکه در تأثیری است که بر توازن قدرت در نظام سیاسی میگذارد. این نهاد میتواند در تثبیت ساختار حقوقی کشور مؤثر باشد، اما همزمان لازم است سازوکارهای آن شفاف، مستدل و قابلفهم برای افکار عمومی باشد تا اعتماد عمومی تقویت شود.»
از سوی دیگر، یک پژوهشگر مطالعات تطبیقی نظامهای انتخاباتی میگوید: «در حوزه انتخابات، نظارت نهادهای مستقل یک اصل پذیرفتهشده است. با این حال، کیفیت نظارت زمانی بالاتر میرود که معیارها روشن، رویهها مستند و فرآیند رسیدگی قابل پیشبینی باشد. در چنین حالتی، نقش شورای نگهبان میتواند به جای مناقشهبرانگیز بودن، به عامل ثبات حقوقی تبدیل شود.»
تاسیس شورای نگهبان را باید در چارچوب نیاز جمهوری اسلامی به یک نهاد ناظر بر انطباق قوانین با موازین شرعی و قانون اساسی تحلیل کرد. این شورا طی چهار دهه گذشته در مرکز بسیاری از تحولات حقوقی و سیاسی کشور قرار داشته و همچنان یکی از ارکان اصلی نظام تصمیمسازی محسوب میشود. با وجود دیدگاههای متفاوت درباره عملکرد آن، تردیدی نیست که شورای نگهبان نقشی بنیادین در شکلدهی به ساختار حقوقی و انتخاباتی ایران ایفا کرده و شناخت جایگاه آن برای درک سازوکار قدرت و قانون در کشور ضروری است.
انتهای خبر/