به گزارش گروه جامعه پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛جنوب تهران سالهاست زیر سایه معضلی نفس میکشد که دیگر نمیتوان آن را صرفا یک پدیده فصلی یا گذرا دانست. ریزگردها و طوفانهای گرد و غبار، این بخش از پایتخت را به یکی از آسیبپذیرترین مناطق در برابر بحرانهای زیستمحیطی تبدیل کردهاند؛ بحرانی که نهتنها آسمان شهر را تیره میکند، بلکه سلامت شهروندان، زندگی روزمره، فعالیتهای اقتصادی و حتی آینده سکونت در این مناطق را تحت تاثیر قرار داده است.
ریزگردهای جنوب تهران فقط یک هشدار محیطزیستی نیستند، بلکه نشانهای روشن از برهم خوردن تعادل میان توسعه شهری، مدیریت منابع طبیعی و ظرفیت تابآوری سرزمین به شمار میروند. بررسی علل این پدیده، نیازمند نگاهی فراتر از مدیریت شهری و بازخوانی سیاستهای زیستمحیطی در سطح کلان است.
ریزگردها بیشتر در فصلهای گرم و خشک، بهویژه اواخر بهار و تابستان، شکل میگیرند و شدت میگیرند.
دلیل اصلی آن کاهش رطوبت خاک، خشک شدن تالابها و زمینهای کشاورزی، افزایش وزش باد و نبود پوشش گیاهی کافی است.
در ایران، اوج بروز ریزگردها معمولا از اردیبهشت تا شهریور است، اما در بعضی مناطق، بهخصوص جنوب و جنوبغرب، در پاییز هم ممکن است ادامه پیدا کند.
در حصار غبار
جنوب تهران، از مناطق ری تا اسلامشهر و کهریزک، سالهاست که با معضل ریزگردها گره خورده است. اما آنچه در سالهای اخیر شاهد آن هستیم، تشدید این وضعیت به واسطه تغییرات اقلیمی، مدیریت نادرست منابع آبی و توسعه بیرویه عرصههایی است که پوشش گیاهی خود را از دست دادهاند. کانونهای گردوغبار در حاشیه دریاچه نمک، بیابانهای اطراف فرودگاه امام خمینی (ره) و اراضی خشکیده دشتهای اطراف، اکنون به عنوان «کارخانههای تولید غبار» برای کلانشهر تهران عمل میکنند.
دیدگاه کارشناسان: ریشهها و پیامدها
سهراب علوی، پژوهشگر مدیریت منابع آب و خاک در گفتگو با «تهران پرس»، میگوید:«مشکل ریزگردهای جنوب تهران، یکشبه ایجاد نشده است. ما با افت شدید سطح آبهای زیرزمینی در دشتهای جنوبی تهران مواجه هستیم که منجر به فرونشست زمین و از بین رفتن بافت خاک شده است.
وی افزود:وقتی خاک به دلیل فقدان رطوبت و پوشش گیاهی سست میشود، حتی با وزش بادهای ملایم محلی، شاهد بلند شدن تودههای عظیم گردوغبار هستیم. انتقال پسابهای تصفیه نشده به برخی اراضی جنوبی، شاید به صورت موقت باعث سبز شدن بخشهای محدودی شده باشد، اما در درازمدت با تبخیر آب، نمکهای سمی در سطح خاک باقی میمانند که همراه با ریزگردها به دستگاه تنفسی شهروندان نفوذ میکند.»
مریم جاوید، متخصص اپیدمیولوژی محیطی در گفتگو با «تهران پرس»، عنوان کرد:«دادههای سلامت در مناطق جنوبی تهران نگرانکننده است. ریزگردها تنها ذرات معلق خنثی نیستند؛ آنها حامل فلزات سنگین، آلایندههای صنعتی و ذرات میکروبی هستند که بهویژه برای گروههای حساس مانند کودکان، سالمندان و بیماران قلبی و تنفسی، حکم سم را دارند.
وی یادآور شد: متأسفانه ما در جنوب تهران شاهد افزایش نرخ بیماریهای آلرژیک، آسم و مشکلات چشمی هستیم. این ذرات به دلیل ابعاد بسیار ریز (PM۲/۵)، به عمق ریهها نفوذ کرده و میتوانند در درازمدت ریسک بیماریهای قلبی-عروقی را به شدت بالا ببرند.»
فرهاد راد، برنامهریز شهری و فعال محیطزیست در گفتگو با «تهران پرس»، عنوان کرد:«مدیریت فعلی با نگاه جزیرهای به این معضل نگاه میکند. تا زمانی که حریم شهر تهران از توسعه صنعتی بیرویه در مناطق جنوبی محافظت نشود و تا وقتی که حقآبههای کشاورزی برای احیای پوشش گیاهی در کانونهای گردوغبار تأمین نگردد، وضعیت تغییر نخواهد کرد.
وی ادامه داد: ما نیاز به ایجاد کمربند سبز واقعی داریم؛ نه درختکاریهای نمایشی که پس از مدتی به دلیل نبود آب خشک میشوند. ایجاد بادشکنهای طبیعی با استفاده از گونههای بومی مقاوم به خشکی، یکی از راهکارهای فوری است که باید در دستور کار شهرداری و سازمان جنگلها قرار گیرد.»
راهکارها
برای مقابله با پدیده ریزگرد در جنوب تهران، باید راهکارها را در سه بازه زمانی کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تعریف کرد:
۱. اقدامات اجرایی و فنی (کوتاهمدت و ضربتی)
تثبیت خاک با مالچهای بیولوژیک: به جای روشهای سنتی و مخرب (مانند مالچپاشی نفتی که خاک را میمیراند)، باید از ترکیبات بیولوژیک، پلیمرهای زیستی و مالچهای رسی که دوستدار محیطزیست هستند استفاده شود تا از بلند شدن ذرات معلق در کانونهای بحرانی (نظیر اراضی شورهزار حاشیه دریاچه نمک قم و حاشیه فرودگاه امام) جلوگیری شود.
نظارت شدید بر معادن شن و ماسه: فعالیت بسیاری از معادن شن و ماسه در جنوب تهران، خود عامل اصلی تولید گرد و غبار است. الزام این معادن به نصب تجهیزات غبارگیر و اجرای طرحهای بازسازی و درختکاری در محدودهی استخراج، باید به شرط بقای پروانه فعالیت تبدیل شود.
۲. اقدامات زیرساختی (میانمدت)
احیای تالابهای محلی و بندهای آبخیز: بازگرداندن رطوبت به خاک از طریق هدایت پسابهای تصفیهشده شهری به سمت دشتهای جنوبی، میتواند اکوسیستم منطقه را تغییر دهد. تالابهای مصنوعی و بندهای کوچک آبخیزداری، علاوه بر تقویت سفرههای زیرزمینی، مانع از فرسایش بادی خاک میشوند.
ایجاد کمربند سبز با گونههای بومی: درختکاریهای نمادین و بدون مطالعه که پس از مدتی خشک میشوند، نه تنها هزینهبر هستند، بلکه به کانون جدید غبار تبدیل میشوند. راهکار، کاشت گونههای بومی و مقاوم به خشکی (مانند تاغ، قرهداغ و اسکنبیل) است که با حداقل آب، بیشترین پوشش را ایجاد میکنند.
۳. اقدامات سیاستی و حکمرانی (بلندمدت)
مدیریت یکپارچه حوضه آبریز: تا زمانی که مدیریت آب در جنوب تهران جزیرهای باشد، مشکل حل نمیشود. تشکیل یک «ستاد مدیریت ریزگرد استان تهران» با اختیارات ویژه، برای هماهنگی میان وزارت نیرو، شهرداریها و جهاد کشاورزی جهت تخصیص حقآبههای زیستمحیطی، حیاتی است.
تغییر الگوی کشاورزی در مناطق حاشیهای: کشاورزی سنتی در زمینهای خشک و کمبازده جنوب تهران، با استخراج بیرویه آبهای زیرزمینی، باعث نشست زمین و تولید گرد و غبار میشود. حمایت از کشاورزان برای تغییر الگوی کشت به سمت محصولات گلخانهای و کمآببر، فشار را از روی سفرههای زیرزمینی برداشته و فرونشست زمین را کنترل میکند.
جنوب تهران دیگر نمیتواند بار غبار کل پایتخت و حاشیههای آن را به تنهایی به دوش بکشد. ریزگردها پیامی روشن از طبیعت هستند که تابآوری محیطزیستی منطقه به پایان رسیده است. اگر امروز برای احیای منابع آبی و بیابانزدایی علمی در حاشیه جنوبی تهران اقدام نکنیم، هزینههای درمانی و اجتماعی این غبارها، فردا تمام بدنه شهر را درگیر خواهد کرد. زمان آن رسیده است که نگاه از مرکز تهران به سمت جنوب، از حالت تهدید به فرصت و از غفلت به اقدام عملی تغییر یابد.
انتهای خبر/