تهران پرس گزارش می‌دهد؛

شکوه امت در وداع حماسی با رهبر شهید

شکوه امت در وداع حماسی با رهبر شهید
مراسم وداع با پیکرِ رهبر شهید، به عرصه‌ای برای نمایشِ اقتدارِ ملی و بلوغِ سیاسی ملت تبدیل شد؛ حضورِ بی‌سابقه مردم نشان داد که مردم ایران با تکیه بر پیوندِ عمیقِ امت و امامت، عهدی تازه برای ادامه دادن به مسیرِ مقاومت و نابودیِ دشمنان می‌بندد.

به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ گاهی تاریخ، تنها در کتاب‌ها ورق نمی‌خورد؛ گاهی تاریخ در متنِ خیابان‌ها و در تپشِ قلبِ ملتی جاری می‌شود که ایستادن را از پیشوایان خود آموخته‌اند. تشییع پیکرِ رهبر شهید، فراتر از یک آیینِ وداعِ ملی، صحنه‌ی تماشاییِ پیوندِ ناگسستنی میان «امت» و «امامت» بود؛ روزی که ایران در غمِ فقدانِ سردارِ خویش، لباسی از جنسِ صبر و حماسه بر تن کرد. این مراسم، نه یک پایان، که نقطه عطفی در تاریخِ انقلاب بود؛ نمایی از آن حقیقت که رهبرانِ این سرزمین، نه بر کرسی‌های قدرت، که در عمقِ جانِ مردمِ خویش حکمرانی می‌کنند. در این گزارش، به تماشایِ اقیانوسی از ارادت نشسته‌ایم که در آن، خدمت‌رسانی نه یک وظیفه اداری، بلکه جلوه‌ای از وحدتِ ملی بود و تشییع، نه وداع با یک جسم، که عهدی دوباره برای امتدادِ راهی شد که با خونِ پاکِ شهیدانِ طریقِ عدالت، سند خورده است.

این گزارش، روایتی است از آنچه در آن روز‌ها گذشت؛ روز‌هایی که غبار غم بر چهره‌ها نشست، اما عزم‌ها را برای پیمودن راهی که با خون امضا شده بود، جزم‌تر کرد.

شکوهِ حزن و اقیانوسِ ارادت

از همان نخستین ساعات، گویی زمان در ایران متوقف شد. از هر کوی و برزن، سیلی از جمعیت به سمت مرکز شهر روانه شد. این حضور، از سرِ عادت نبود؛ پیوندی عمیق و تاریخی بود که میان «مردم» و «رهبرشان» شکل گرفته بود. در چشم‌های مردم، نه فقط غمِ فقدان یک شخصیت، بلکه دل‌نگرانی برای آینده انقلاب موج می‌زد. آنجا که پیر و جوان، زن و مرد، با سربند‌هایی که نام شهید بر آنها نقش بسته بود، در صفوفی فشرده ایستاده بودند، نشان از عمق ارادتی داشت که دهه‌ها در کوره حوادث آب‌دیده شده بود. عظمت جمعیت، چنان بود که لنز دوربین‌ها از ثبتِ شکوهِ آن قاصر بودند؛ اقیانوسی از شور و شعور که پیامی جز «وفاداری» نداشت.

شکوه امت در وداع حماسی با رهبر شهید

شخصیتِ رهبر شهید؛ تندیسِ تقوا و تدبیر

در طول مراسم، در میانِ نجوایِ عزاداران، نام شهید همواره با صفاتی، چون «شجاع»، «مردمی» و «خستگی‌ناپذیر» گره خورده بود. ایشان تنها یک مسئول نبودند؛ بلکه تبلورِی از آرمان‌های انقلاب اسلامی هستند در عصری که اخلاق در سیاست رنگ باخته بود. شهادتِ رهبر شهید، آخرین قطعه از پازل شخصیتی‌اش بود که به «صدق» و «اخلاص» مزین شد. مردم، آیت‌الله خامنه‌ای را در کسوتِ همان رهبری می‌دیدند که پیش از آنکه حکمرانی کنند، در میانشان می‌زیستند، دردهایشان را می‌شنیدند و در برابرِ تهدیداتِ دشمن، سینه‌سپر می‌کردند. ایشان نمادِ «حکمتِ انقلابی» بودند؛ شخصیتی که همزمان با حفظِ ارزش‌های بنیادین پای می‌فشردند، دستِ یاری به سوی اقشارِ مستضعف دراز می‌کردند.

شکوه امت در وداع حماسی با رهبر شهید

امتدادِ راه؛ وقتی پرچم بر زمین نمی‌ماند

تشییع پیکر رهبر شهید، پایانِ یک فصل نبود، بلکه آغازِ فصلی نو برایِ پیمودنِ مسیری بود که او ترسیم کرده بود. در میانِ فریاد‌های «لبیک یا حسین» و شعارهایِ استکبارستیزانه، اراده‌ای پولادین برای ادامه این مسیر موج می‌زد. نسلِ جدید، که شاید روز‌های سختِ آغازین انقلاب را ندیده بود، در این تشییع، هویتِ انقلابی خویش را بازیافت. پیامِ مردم در این مراسم، پاسخی روشن به دشمنان بود: «اگر رهبری رفت، مکتبِ او باقی است.» این امتدادِ راه، در سخنانِ رهبر معظم انقلاب و تأکید بر حفظِ اصول و پیشرفتِ همه‌جانبه، به یک نقشه راهِ عملیاتی تبدیل شد.

مسئولیتِ سنگینِ پس از تشییع

پس از آنکه پیکر مطهر در آرامگاه ابدی‌اش آرام گرفت، سکوتی معنادار بر فضای کشور حاکم شد؛ سکوتی که نه به معنایِ خستگی، که به معنایِ آغازِ «دورانِ مسئولیت» بود. تشییع، یک «آزمون» بود که ملت با موفقیت از آن گذشت، اما مرحله‌ «استقامت» تازه آغاز شده بود.

مسئولیتِ امروز، تنها در حفظِ خاطره رهبر شهید خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در «تداومِ اندیشه» اوست. مسئولیتِ نهاد‌ها و آحاد ملت، تحققِ همان اهدافی است که رهبر شهید برای آنها خون داد:

تحقق عدالت اجتماعی: مبارزه با تبعیض و فساد، که از مطالباتِ اصلی او بود.
خودکفایی و پیشرفت: تلاش برای استقلال اقتصادی در سایه اقتصادِ مقاومتی.
وحدت ملی: ایستادگی در برابر دسیسه‌های تفرقه‌افکنانه دشمنان.

وقتی «مردم» ستاد اجرایی می‌شوند

در لایه‌های پنهان خدمت‌رسانی، «خلاقیتِ خودجوشِ مردمی» بیشتر به چشم می‌خورد. خدمت‌رسانی در این مراسم صرفاً توزیع آب و غذا نبود؛ بلکه تبدیل به یک «شبکه توزیعِ هوشمندِ عاطفی» شده بود.

به‌عنوان نمونه، نکته‌ای که کمتر در لنز دوربین‌های خبری دیده شد، فعالیت «گروه‌های سیارِ تسهیل‌گر» بود. در انبوهِ جمعیت که حرکت را دشوار می‌کرد، جوانان با تشکیل زنجیره‌های انسانی، راه را برای سالمندان و کودکان باز می‌کردند و با استفاده از بلندگو‌های دستی، نه تنها مسیر را راهنمایی می‌کردند، بلکه با روایتِ کوتاه داستان‌هایی از ساده‌زیستی و منش شهید، «روحیه» جمعیت را در ساعات طولانی انتظار، بالا نگه می‌داشتند. این، خدمت‌رسانیِ صرفاً لجستیکی نبود؛ این «مدیریتِ روانیِ جمعیت» توسط خود مردم بود که باعث شد بزرگترین تراکم‌های انسانی، با کمترین تنش و بالاترین سطحِ نظمِ درونی همراه باشد.

«خدمت به عنوان ابزارِ کاهشِ فاصله طبقاتی»

در نظام‌های اداریِ کلاسیک، خدمت‌رسانی از بالا به پایین است؛ اما در این مراسم، ما شاهد یک «دگردیسی در مفهومِ خدمت» بودیم. صاحب‌منصبان و مسئولان در کنارِ گروه‌های جهادیِ گمنام، در حالی که آستین‌ها را بالا زده بودند، مشغول خدمت به مردم بودند. این تصویر، یک پیامِ راهبردی برای جامعه داشت: «حکمرانی یعنی خدمت‌گزاری».

در این مراسم، «طبقه اجتماعی» به معنای متعارف آن در خیابان‌ها رنگ باخت. کسی که ماشینِ مدل بالا داشت، در کنار کارگری که پیاده مسیر را طی می‌کرد، در یک ایستگاه صلواتی آب می‌نوشید و از یک بسته فرهنگی استفاده می‌کرد. این «خدمتِ متقارن»، به‌طور ناخودآگاه باعث شد که مردم احساس کنند در یک «کشتی واحد» نشسته‌اند.

خدمت‌رسانی در آن روز، فقط یک کارِ عام‌المنفعه نبود؛ بلکه «نوعی تمرینِ اجتماعی برای زیستِ مومنانه» بود. رهبر شهید همواره بر این نکته تأکید داشت که «اگر می‌خواهید انقلاب بماند، باید فاصله بین مسئول و مردم برداشته شود.» خدمت‌رسانی در تشییع او، عینیت‌یافتنِ همین تئوری در میدانِ عمل بود. مردم دیدند که وقتی همه در خدمتِ یک «آرمانِ مشترک» هستند، دیوارِ بی‌اعتمادی فرو می‌ریزد. این تجربه به ما آموخت که اگر خدمت‌رسانی از فرمِ «دستوری و دولتی» خارج شده و به فرمِ «مشارکتی و جهادی» درآید، می‌تواند نه تنها مشکلات را حل کند، بلکه ضریبِ امنیت ملی را به شدت افزایش دهد.

در واقع، آن خدمت‌رسانیِ گسترده، «واکسیناسیونِ اجتماعی» در برابر جنگِ روانی دشمن بود؛ چرا که دشمن همواره در پی القایِ جداییِ ملت از نظام است، اما آن روز، «خادم» و «مخدوم» در یک صف، زیر یک آفتاب و با یک بغض، ثابت کردند که این پیوند، از جنسِ گوشت و پوست و استخوان است. این همان «سرمایه اجتماعیِ نامرئی» بود که در آن مراسم، به مرئی‌ترین شکلِ ممکن خود را به رخِ جهانیان کشید.

مراسم وداع و تشییع، تابلویی بی‌بدیل از بلوغِ سیاسی و دینیِ ملت بود. در آن صحنه، شکاف‌های مصنوعی رنگ باخت و «ایرانِ یکپارچه» خود را در برابرِ دیدگان جهانیان به نمایش گذاشت. رهبر شهید با شهادتشان، بذرِ جدیدی از امید و مسئولیت‌پذیری را در دل‌های مردم کاشتند. حالا، پس از آن روز‌های به‌یادماندنی، راهِ ایشان نه فقط در شعار، که باید در عمل و در تمامِ ارکانِ حکمرانی و زندگیِ مردم امتداد یابد. این تشییع، سندی بود که ملت در آن پایِ بیعتِ مجدد با انقلاب را با جوهرِ اشک و خون امضا کرد؛ بیعتی که تا برپاییِ عدالتِ نهایی، پایدار خواهد ماند.

انتهای خبر/

کد خبر: ۹۱۷۶۱
۱۴ تير ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۰
save
email
اشتراک گذاری :
ارسال نظر
captcha