به گزارش پایگاه خبری تحلیلی تهران پرس؛ ملیحه نظیمی کارشناس حقوق و فعال رسانه در یادداشتی نوشت: امضای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا را نمیتوان صرفاً یک توافق سیاسی یا امنیتی دانست؛ این رخداد از نگاه بسیاری از تحلیلگران نشانهای از تغییر موازنه قدرت در منطقه و بازتابی از تحولات عمیقتر در نظام بینالملل است، تحولاتی که به باور برخی، از کاهش توان آمریکا در تحمیل اراده خود و افزایش نقش بازیگران مستقل منطقهای حکایت دارد.
در این تفاهمنامه آمریکا عملا پذیرفته است که ایران مدیریت تنگه هرمز را برعهده داشته باشد و این نشان از فروپاشی آمریکاست، آمریکایی که برای خود یک امپراتوری بزرگی ساخته بود اکنون برای بقای خود و حفظ امپراتوری خود دست و پا میزند؛ همانطوریکه بعد از سال ۱۹۵۶ و اتفاقات کانال سوئز آنتونی ایدن مجبور به استعفا شد و دیگر امپراتوری بریتانیا از بین رفت و مستعمرات از آن جدا شدند.
وقتی آمریکا وارد جنگ با ایران شد چندین اتفاق بزرگ افتاد که شاید از نگاه رسانهها مغفول هم ماند یکی از این اتفاقات ائتلاف آتلانتیک شمالی بود که آنها تاسیس کرده بودند در این پیمان اگر اتفاقی برای هر یک از متحدین پیمان بیفتد باقی کشورها باید وارد درگیری شوند؛ اما یک شکاف عمیق در اینجا دیده شد و کشورهای پیمان آتلانتیک شمالی حاضر نشدند در درگیریها به طور مستقیم شرکت کنند گرچه آنها غیرمستقیم همیشه حمایتهایی را از آمریکاییها داشتند و پایگاههایشان را در اختیار آمریکا گذاشتند و همچنین کمک اطلاعاتی عملیاتی نیز داشتند ولی مستقیم وارد نشدند و حتی آلمان، انگلیس و فرانسه رسما اعلام کردند که وارد جنگ نمیشوند.
آمریکا پیمان ایندو پاسیفیک را نیز برای کنترل و مهار چین داشت و براساس آن از کشور چین هم کمک خواست اما نکته جالب این است که نه چین و نه هند، استرالیا و ژاپن هیچ کدام حاضر نشدند که وارد این درگیریها شوند دقیقا شبیه معادلات ۱۹۵۶ که آمریکاییها حاضر نشدند وارد جنگ کانال سوئز شوند و آنتونی مجبور شد که عقبنشینی کند و بعد هم مجبور به استعفا شد و آمریکا و امپراتوری بریتانیا فروپاشید.
جمهوری اسلامی ایران فراتر از انتظار همه جهان در مقابل ارتش اول جهان و یکی از برترین نیروهای هوایی که رژیم صهیونیستی بود به یاری خداوند ایستاد و مقاومت کرد و این نشان از آمادگی ایران در برابر هر تهدید و سناریوی بود اما ترامپ، برخلاف آن تصور میکرد و فکر میکرد خیلی زود در جنگ به پیروزی میرسد و با شکست ایران و فروپاشی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران همه چیز به نفع و خواسته محال او تمام میشود.
نظم و آرایش دفاعی ایران خیلی حساب شده و دقیق بود و این نشان میدهد که ما با یک معادله جدیدی در جهان مواجهایم و این سرآغاز اتفاقات آینده خواهد بود و آمریکا به یاری خداوند روز به روز عقب خواهد کشید و افول خواهد کرد و یکی از نشانههای افول آمریکا همین امضای تفاهمنامه است.
آمریکاییها قبل از این تفاهم حاضر نبودند تفاهمنامه امضا کنند حتی خواستههایی که داشتند خیلی فراتر از اینها بود ولی زمانیکه ترامپ میپذیرد و شخصا خود تفاهمنامه را امضاء میکند و نه ونس که مذاکرهکننده بوده این نشان از آن است که برای ترامپ خیلی از موضوعات آشکار شده و واقعیتها را درک کرده و فهمیده است که ایرانیها آن چیزی نبودند که قبل از درگیریها تصور میکرد و اعتراف اخیر ترامپ که اذعان کرده است (اگر با ایران توافق نمیکردیم روزی ۷۰۰ میلیون دلار ضرر میکردیم؛ اگر به بمباران ادامه میدادیم، کشتیها حرکت نمیکردند و ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیون دلار در روز تجارت دریایی مختل میشد و همچنین ذخایر نفتی ما هم چهار هفته دیگر تمام میشود و زمانی برای افزایش دوباره حجم ذخایر نداشتیم) به حقایق جنگ با ملت ایران پی برده است.
درست است که ما همیشه با حسن نیت وارد میشویم اما نسبت به طرف مقابل همیشه بیاعتمادیم با اینکه خود ترامپ پذیرفته و تفاهمنامه را امضاء کرده اما به خاطر بدعهدیهایی که از آمریکا دیدهایم مانند خروج از برجام و دو مذاکرهای که در میانه آنها شاهد حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران بودیم نسبت به طرف مقابل کاملا بیاعتمادیم.
بعضیها فکر میکردند که امضای کری در برجام تضمین کننده است اما نبود، در این تفاهمنامه هم امضای ترامپ تضمین کننده نیست بلکه اتحاد ملت ایران، قدرت، توان، آمادگی دفاعی و موشکهای ما و همچنین تنگه هرمز تضمین کننده هستند، تعهد در مقابل تعهد و اگر آمریکا مجدد بخواهد تجاوزی به ایران داشته باشد جنگ توسعه پیدا کرده و فرامنطقهای خواهد شد.
این تفاهم، یک تفاهم اولیه است و مذاکرات بعدی به مدت ۶۰ روز قرار است صورت بگیرد تا به یک نقطه نهایی برسیم که البته اما همانگونه که رهبر عزیزمان حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (حفظهالله) در پیامشان درباره تفاهمنامه فرمودند "مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود" باز هم به تفاهم نهایی هم نمیتوان چشم امید داشت به خاطر تجربه بدعهدیهای آمریکا که اشاره شد و باید مراقبتهایی انجام داد تا آمریکا دوباره دچار خطای محاسباتی نشود چرا که آمریکا همیشه به دنبال تنش و بحران بوده تا وارد درگیری شود و از آن طریق امتیاز دریافت کند و ما دیدهایم که هر کجا بحران تمام میشود باید نگران بود چون آمریکاییها دریچه فرصت رو بسته میبینند و درنتیجه به دنبال بحرانزایی میفتند.
به خصوص اینکه خود آمریکاییها سردمداران انواع و اقسام تفاهمها و معاهدات بینالمللی را زیر پا گذاشتند و خارج شدند پس خیلی نمیشود به آنها اعتماد کرد و یا پایبند بودن آنها به تمام بندهای توافق شد قطعا بازیهای خودشان را دارند تا امتیازگیری کنند اما مسئولان دیپلماسی ما و مسئولان میدان ما هوشیار هستند و به اینچنین تفاهمنامهها دلخوش نیستند.
اینکه ما میگوییم "ما پیروز این جنگ بودیم" تنها اعتقاد ما نیست؛ تقریبا از روزهای نخست جنگ تحمیلی سوم؛ رسانههای غربی، اندیشمندان و حتی آمریکایی معترف بودند به اینکه ترامپ شکست خورده و به اهداف خودش مخصوصا فروپاشی نظام ایران نرسیده و در جنگی که آغاز کرده جمهوری اسلامی ایران پیروز این جنگ بوده و این روند تا به امروز هم ادامه دارد، همانگونه که در جنگ ۱۲ روزه باز آمریکا شکست خورد و نتیجه شکست آنها همان صحبتهای ترامپ و یا اذعان کریس مورفی بود که گفت "ما تسلیم شدیم، تسلیم قدرت ایران شدیم و ایرانیها ما را تحقیر کردند".
جمهوریخواههای طرفدار آمریکا با این لحن صحبتهای خود قصد تحریک آمریکا را دارند تا به آتش جنگ دوباره بدمند، باید این ملاحظات و عملیات فریب دشمن را در نظر داشت و با حفظ اتحاد و جلوگیری از عملیات روانی و شایعهسازی همانند گذشته مانع اهداف دشمن شد، چرا که دشمن آمریکایی-صهیونیستی همیشه به دنبال سناریوی جدید برای شرارات است و اکنون هم مستاصل شده و به تعبیر شهید حاج قاسم سلیمانی ترامپ قماربازی است که وقتی در قماری میبازد هوس قمار دیگری میکند.
شایان ذکر است که در ۱۲ آوریل ۲۰۲۵ ایران و ایالات متحده مجموعهای از مذاکرات را با هدف دستیابی به توافق صلح هستهای آغاز کرد و ترامپ ضربالاجلی دوماهه برای رسیدن ایران به توافق تعیین کرد؛ پس از گذشت این مهلت بدون حصول توافق، در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ (۲۳ خرداد ۱۴۰۴) اسرائیل به ایران حمله کرد و با به شهادت رساندن جمعی از فرماندهان ارشد ایران، جنگی میان دو کشور آغاز شد و بعد از ۱۲ روز با شکست آمریکا آتشبس اعلام شد.
دور بعدی مذاکرات در ۶ فوریه ۲۰۲۶ بهدنبال افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه آغاز شد و باز در میانه مذاکرات در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) آمریکا و اسرائیل حملات وسیعی به ایران را انجام دادند و این حملات منجر به شهادت رسیدن رهبر معظم انقلاب آیتالله سید علی خامنهای (ره) و همچنین کودکان دبستان شجره طیبه میناب شد و سپس در ۷ آوریل ۲۰۲۶ آمریکا آتشبس اعلام کرد و در نهایت در ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۴ خراد ۱۴۰۵) به توافق صلح و پایان جنگ در تمام جبههها رسیدند و تفاهمنامهای را امضاء کردند.