به گزارش گروه جامعه پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ در حالی که تغییرات اقلیمی و سوءمدیریت منابع آب، سرعت بیابانزایی را دوچندان کرده، کارشناسان هشدار میدهند که برای جلوگیری از تبدیل شدنِ زمینهای حاصلخیز به عرصههای غیرقابلکشت، باید از «شعار» عبور کرده و به سمت «بازسازی اکوسیستم» حرکت کرد.
فراتر از شنهای روان؛ بحرانی که زیر پای ماست
بیابانزایی فرآیندی است که در آن «سلامت خاک» از بین میرود. این موضوع نه تنها یک چالش زیستمحیطی، بلکه یک بحران اقتصادی و اجتماعی است. وقتی زمینها توانایی تولید خود را از دست میدهند، امنیت غذایی به خطر میافتد و پدیدهای به نام «مهاجرتهای اقلیمی» آغاز میشود.
در ایران، به دلیل قرارگیری در کمربند خشک و نیمهخشک جهان، این مسئله جنبهای حیاتی دارد. فرسایش خاک، افت شدید آبهای زیرزمینی و مدیریت نادرست کشت، مثلثی را تشکیل دادهاند که بخشهای وسیعی از فلات ایران را در معرض تهدید قرار داده است.
دیدگاه کارشناسان
خروج از چرخه تخریب
مریم آریا، پژوهشگر حوزه منابع طبیعی، در اینباره میگوید:«اشتباه استراتژیک ما در دهههای اخیر، تلاش برای تحمیل الگوهای کشاورزیِ پرآببر بر زمینهای خشک بوده است. بیابانزایی تنها محصول خشکسالی طبیعی نیست، بلکه محصول «خشکسالی مدیریتی» است. وقتی ما سفرههای آب زیرزمینی را فراتر از نرخ تجدیدپذیری تخلیه میکنیم، در واقع داریم بستر بیابانزایی را فراهم میکنیم. روز جهانی بیابانزدایی باید تلنگری باشد تا کشاورزیِ مبتنی بر دانش بومی و تکنولوژیهای کمآببر را جایگزین مدلهای سنتیِ غیراصولی کنیم.»
سامان فرهمند، متخصص مدیریت حوضههای آبخیز، با تأکید بر راهکارهای احیاگرانه عنوان میکند:«ما نمیتوانیم بیابان را کاملاً متوقف کنیم، اما میتوانیم آن را مهار کنیم. راهکار اصلی، “آبخیزداری و آبخوانداری” است. با اجرای پروژههای کوچکمقیاس، اما گسترده در سراسر کشور، میتوانیم روانآبها را کنترل کرده و به جای هدررفت، آنها را به دل زمین هدایت کنیم تا سفرههای آب زیرزمینی تغذیه شوند. اگر خاکِ زنده داشته باشیم، پوشش گیاهی خودبهخود احیا میشود. ما باید از “زمینداری” به سمت “زمینبانی” تغییر جهت دهیم.»
چالشهای پیش رو؛ تقابل توسعه و پایداری
یکی از بزرگترین موانع در برابر بیابانزدایی، اولویت یافتن توسعههای کوتاهمدت بر پایداری بلندمدت است. گسترش بیرویه شهرنشینی در حاشیه کویرها و تغییر کاربری اراضی کشاورزی به واحدهای صنعتی یا مسکونی، ضربه نهایی را به پیکر خاک وارد کرده است.
کارشناسان معتقدند که قوانین مربوط به حفظ کاربری اراضی در بسیاری از مناطق اجرا نمیشوند یا به دلیل فشارهای اقتصادی نادیده گرفته میشوند. بیابانزدایی تنها با کاشت نهال (که در بسیاری از موارد به دلیل نبود آب، شکست خورده است) اتفاق نمیافتد؛ بلکه نیازمند «حفاظت از خاک» به عنوان یک سرمایه ملی غیرقابل جایگزین است.
پدیده بیابانزایی در تهران
پدیده بیابانزایی در اطراف تهران نیز مشاهده میشود، هرچند شاید گستردگی آن به مناطق مرکزی و شرقی ایران نباشد. تهران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در دامنههای جنوبی رشته کوه البرز و همچنین قرارگیری در منطقهای نیمهخشک، مستعد فرسایش خاک و بیابانزایی است.
دلایل و مظاهر بیابانزایی در اطراف تهران عبارتند از:
تخلیه بیرویه منابع آب زیرزمینی: رشد جمعیت و توسعه شهرنشینی، نیاز به آب را افزایش داده و منجر به برداشت بیش از حد از سفرههای آب زیرزمینی شده است. این امر باعث فرونشست زمین و شور شدن آبهای باقیمانده میشود که همگی از عوامل بیابانزایی هستند.
فرسایش بادی و آبی: مناطقی از شمال و شرق تهران که پوشش گیاهی خود را از دست دادهاند، مستعد فرسایش بادی هستند. همچنین، نبود پوشش گیاهی کافی در دامنهها، بارشهای شدید را به سیلابهای ویرانگر تبدیل کرده و باعث فرسایش آبی خاک میشود.
توسعه نامتوازن شهری و صنعتی: گسترش بیرویه ساختوسازها، راهها و صنایع در حریم مناطق طبیعی و کشاورزی، پوشش گیاهی را از بین برده و خاک را در معرض تخریب قرار داده است.
خشکسالیهای متوالی: مانند سایر نقاط ایران، تهران نیز از خشکسالیهای دورهای تأثیر پذیرفته و این مسئله، فرآیند بیابانزایی را تسریع میبخشد.
تغییر اقلیم: افزایش دما و کاهش بارش در بلندمدت، شرایط را برای خشک شدن خاک و گسترش مناطق بیابانی مساعدتر میکند.
مناطقی مانند بخشهایی از دشت ورامین، جنوب تهران و حتی مناطق حاشیهای شمال شرق شهر، نشانههایی از فرسایش خاک و کاهش حاصلخیزی را تجربه میکنند. این پدیده زنگ خطری است برای امنیت غذایی (به دلیل از بین رفتن اراضی کشاورزی اطراف شهر) و همچنین کیفیت هوا (به دلیل افزایش گرد و غبار).
بنابراین، هرچند تهران یک شهر کویری نیست، اما در معرض تهدید بیابانزایی قرار دارد و نیازمند اقدامات جدی در زمینه مدیریت منابع آب، احیای پوشش گیاهی و برنامهریزی شهری پایدار است.
مسئولیت فردی و دولتی در برابر آینده
روز جهانی بیابانزدایی یادآور این حقیقت تلخ است که زمین، منبعی نامتناهی نیست. اگر امروز برای احیای زمینهای تخریبشده سرمایهگذاری نکنیم، هزینه تأمین امنیت غذایی در آینده، غیرقابلپرداخت خواهد بود.
این گزارش تأکید میکند که مقابله با بیابانزایی مستلزم یک عزم جدی است که سه ضلع دارد:
۱. سیاستگذاری: تدوین قوانین سختگیرانه برای جلوگیری از تغییر کاربری اراضی و سوءمدیریت آب.
۲. علم و فناوری: بهرهگیری از دانش روز برای بازگرداندن حیات به خاکهای شور و فرسوده.
۳. مشارکت مردمی: آموزش جوامع محلی تا بدانند که چگونه میتوانند بدون تخریبِ سرمایه خاک، معیشت خود را تأمین کنند.
زمین، ارثیه آیندگان است و بیابانزدایی در واقع «جنگ برای بقا» است؛ جنگی که سلاح آن درخت، مدیریت آب و تغییر سبک زندگیِ مصرفگراست. اگر فردا بخواهیم کاری کنیم، ممکن است دیگر خاکی برای کشاورزی باقی نمانده باشد. زمان اقدام، همین امروز است.
انتهای خبر/