به گزارش گروه فرهنگ پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ در این گزارش، جایگاه فکری ملاصدرا را با کنکاشی در میراث او و تحلیل نظر کارشناسان حوزه فلسفه، بازخوانی میکنیم.
ذهنی سیال در مسیر حقیقت
ملاصدرا را بسیاری نقطه عطفی در تاریخ فلسفه شرق میدانند؛ فیلسوفی که در پایان قرن دهم و آغاز قرن یازدهم هجری، گره از بسیاری بنبستهای فکری روزگار خود گشود. منشأ عظمت او را باید در پیوند هنر استدلال فلسفی و ژرفنگری عرفانی جستوجو کرد؛ تلفیقی که بعدها با عنوان حکمت متعالیه به بار نشست. اما آیا آنچه صدرالمتألهین مطرح کرد، تنها منحصر به زمانه خود بود یا امروز هم میتواند راهگشا باشد؟
نظر کارشناسان
محمدجواد عباسی، استاد دانشگاه و پژوهشگر فلسفه اسلامی، معتقد است:«ملاصدرا با ارائه نظریه حرکت جوهری و وحدت وجود، دیوار میان فلسفه و عرفان را برداشت. او نخستین کسی بود که ظرفیت تجربه شهودی را در کنار استدلال منطقی نشان داد و به همین خاطر فلسفه او امروز هم واجد ارزشهای تمدنی است. بسیاری از فلسفهپژوهان غربی، بدون دانستن زبان فارسی، آثار او را از ترجمههای عربی یا فرانسه پیگیری کردهاند. بازخوانی ملاصدرا در این روزگار بحرانی که جهان با پوچی و تکنولوژی سرد دست به گریبان است، میتواند به احیای معنویت کمک کند.»
لیلا تدین، مدرس فلسفه تطبیقی، در گفتگو با خبرنگار ما میگوید:«ملاصدرا مسئله اصلی فلسفه را “وجود” میداند و از اصالت ماهیات عبور میکند تا به اصالت وجود برسد. این عبور، نه فقط در دستگاه فکری اسلامی، بلکه در نسبت فلسفه با علم و عرفان هم اهمیت دارد. امروز که بسیاری از جوانان با بحران هویت و معنابرگزی مواجهاند، حکمت متعالیه میتواند پلی میان عقلانیت و معنویت بسازد و نگاه کلنگرانهای فراتر از تقابل علم و دین ارائه دهد.»
چرا امروز ملاصدرا را بازخوانی کنیم؟
جامعه امروز بیش از هر زمان به اندیشههایی نیازمند است که فراتر از دوگانههای افراطی (علم/دین، عقل/شهود) سخن بگوید. جهان غرب پس از قرون وسطی همواره با نوعی جدایی عقل از ایمان دست به گریبان بود، اما رویکرد حکمت متعالیه، امکان جمع عرفان، فلسفه، آیات قرآنی و حتی الهیات طبیعتگرا را فراهم کرد.
ملاصدرا برخلاف بسیاری از متفکران زمان خود، فلسفه را از منازعات لفظی و نظریهبافیهای بیپایه (مانند اصالت ماهیت محض یا عقلگرایی افراطی ابنسینا) رها کرد و به سمت یک نظام هستیشناسانه پویا پیش برد. برای همین او را بنیانگذار دوران نوین در فلسفه اسلامی دانستهاند و حتی اندیشمندانی، چون هانری کُربَن (مستشرق فرانسوی) طرح صدرا را یکی از ژرفترین نظامهای اندیشه شرق میدانند.
آموزههای ملاصدرا در زندگی امروز
حکمت متعالیه، برخلاف تصور، فلسفهای صرفاً نظری نیست. این دستگاه فکری مسائلی، چون چیستی انسان، هدف زندگی، معنای رنج و حتی مناسبات اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده است. بنابر نظر دکتر عباسی، «سیر و سلوک صدرایی» میتواند راهی برای عبور از روزمرگی و سطحینگری باشد؛ نوعی “آشتی عقل و جان” که فقط در گفتمان فلسفی نمیماند بلکه به تربیت اخلاقی و هویت اجتماعی نیز جهت میدهد.
چالشهای زندهسازی میراث ملاصدرا
کارشناسان معتقدند مشکل بزرگ فلسفه در جامعه امروز، تبدیل شدن آن به امری آکادمیک و نخبهگرا است. برای بازگشت حکمت به زندگی روزمره، باید زبان ملاصدرا را سادهتر و آموزههایش را کاربردیتر کرد. به گفته دکتر تدین: «لازمه باروری این حکمت، رسانهای شدن اندیشه و تولید ادبیات علمی-عمومی پیرامون علوم انسانی است. بدین ترتیب، فلسفه میتواند دوباره نقش راهبردی خود را در تربیت نسل جدید بازیابد.»
در بزرگداشت ملاصدرا صرفاً بزرگداشت یک فرد نیست؛ بلکه بزرگداشت یک «نظام فکری» و یک پیشنهاد راهبردی برای عصر بحران معنویت است. امروز که جهان با وضعیتهای پیچیده هویتی و معرفتی روبهروست، رجوع به حکمت متعالیه میتواند فرصت بازاندیشی در نسبت انسان با هستی و معنویات باشد؛ پلی میان گذشته تمدنی و آینده هوشمندانه ایران و جهان.
انتهای خبر/