به گزارش گروه فرهنگ پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ در جهانِ پرشتاب امروز که مدرنیته مرزهای میان سنت و طبیعت را کمرنگ کرده است، مفهوم «بومگردی» (Ecotourism) مانند یک جریان زنده عمل میکند. بومگردی تنها به معنای سفر به مناطق بکر نیست؛ بلکه سفری است مسئولانه که در آن، مسافر نه تنها آسیبی به محیطزیست نمیرساند، بلکه با حضور خود، زمینهساز حفاظت از آن میشود.
پارادایم توسعه پایدار در روستاها
در بسیاری از نقاط ایران، روستاها که گهوارههای فرهنگ و سنت هستند، به دلیل مهاجرت جوانان به شهرها در حال خالی شدن از سکنه بودند. اما بومگردی بهعنوان یک ابزار توسعهبخش، زندگی را به این مناطق بازگرداند. اقامتگاههای بومگردی با احیای خانههای تاریخی و استفاده از معماری همساز با اقلیم، توانستهاند موتور اقتصادی روستاها را روشن کنند.
وقتی یک گردشگر در یک اقامتگاه بومی ساکن میشود، پولی که هزینه میکند مستقیماً در جیب همان جامعه محلی میرود، نه در حساب شرکتهای واسطِ بزرگ. این یعنی توانمندسازی زنانی که صنایعدستی میبافند، کشاورزانی که محصولات ارگانیک تولید میکنند و راهنمایان محلی که قصههای سرزمین خود را میدانند.
تعادل میان گردشگری و حفاظت
بزرگترین چالش بومگردی، «ظرفیت برد» (Carrying Capacity) است. کارشناسان تأکید دارند که اگر گردشگری بیرویه باشد، خود به عاملی برای تخریب محیطزیست تبدیل میشود. توسعه بومگردی باید با مطالعات دقیق زیستمحیطی همراه باشد تا بکر بودن مناطق، قربانی سود مالی کوتاهمدت نشود. بومگردی یعنی یادگیری؛ یادگیری اینکه چگونه در طبیعت، ردپایی از خود به جا نگذاریم و چگونه با احترام به سنتهای محلی، بخشی از آن فرهنگ شویم.
نظر کارشناسان
علیرضا ابراهیمی دکترای برنامهریزی توریسم میگوید:«بومگردی تنها یک مدل اقامتی نیست، بلکه یک فلسفه مدیریت است. ما باید گردشگر را از یک ناظرِ منفعل به یک مشارکتکننده فعال تبدیل کنیم. وقتی گردشگر در کاشت نهال، برداشت محصولات کشاورزی یا حفظ یک بنای تاریخی مشارکت میکند، پیوند عاطفی عمیقی میان او و مقصد شکل میگیرد که ضامن بقای آن منطقه است.»
بابک بهرامی کارشناس محیطزیست عنوان میکند:«بزرگترین خطر برای بومگردی، سبزشویی (Greenwashing) است. برخی مجموعهها با نام بومگردی فعالیت میکنند، اما استانداردها را رعایت نمیکنند. بومگردی واقعی یعنی استفاده بهینه از انرژی، مدیریت پسماند و حمایت از تنوع زیستی منطقه. اگر این اصول نادیده گرفته شود، بومگردی خودش به عامل تهدید تبدیل میشود.»
سامان علوی فعال اجتماعی حوزه روستایی تصریح میکند:«بومگردی اعتمادبهنفس را به جوامع محلی بازگردانده است. روستاییانی که فکر میکردند سبک زندگی، غذاها و صنایعدستیشان عقبماندگی است، حالا به داشتههای خود افتخار میکنند، چرا که میبینند گردشگران از سراسر جهان برای تجربه همین سبک زندگی به آنها مراجعه میکنند.»
چرا بومگردی یک ضرورت است؟
حفظ هویت فرهنگی
بومگردی باعث میشود که زبانها، گویشها، غذاهای سنتی و آدابورسوم محلی نه تنها فراموش نشوند، بلکه به عنوان یک “کالای فرهنگی ارزشمند” دوباره بازتولید شوند.
اقتصاد مقاومتی
ایجاد مشاغل جدید در مناطق محروم و کاهش مهاجرتهای بیرویه به کلانشهرها.
آموزش زیستمحیطی
هر گردشگری که در یک اقامتگاه بومی اصول تفکیک زباله و صرفهجویی در مصرف آب را میآموزد، خود به یک مبلغ برای حفاظت از محیطزیست در جامعه شهری تبدیل میشود.
روز بومگردی، تلنگری است برای بازگشت به ریشهها. این روز به ما میگوید که میتوانیم سفر کنیم، لذت ببریم و بیاموزیم، بدون آنکه زخمی بر تن زمین باقی بگذاریم. بومگردی تجربهای است برای کشفِ «خویشتن» در آینه طبیعت و فرهنگهای اصیل. اگرچه چالشهایی، چون استانداردسازی و مدیریتِ رشد وجود دارد، اما مسیر بومگردی، تنها مسیری است که همزمان به فکر رفاهِ امروزِ انسان و سلامتِ فردایِ زمین است.
کارشناسان معتقدند بومگردی کلید نجات روستاها از متروکه شدن و پاسخی هوشمندانه به بحرانهای زیستمحیطی است؛ جایی که گردشگر به جای مصرفکننده، به شریکِ حفاظت از میراث تبدیل میشود.
این راه، راهی است که در آن، مسافر نه یک «توریست»، بلکه یک «میهمانِ محترم» است که برای حفظ آنچه دوست دارد، دست یاری میدهد.
انتهای خبر/