به گزارش گروه جامعه پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ نهاد شوراها به عنوان پارلمانهای محلی، بر پایه اصل هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تشکیل شدند تا راه را برای مشارکت مستقیم مردم در اداره امور شهر و روستا هموار کنند.
تجربه بیش از دو دهه فعالیت این نهاد نشان میدهد که هر کجا شوراها با رویکردی تخصصی و به دور از سیاستزدگی عمل کردهاند، روند توسعه محلی شتاب گرفته است. با این حال، منتقدان بر این باورند که تمرکزگرایی در نظام اداری ایران، همواره پاشنه آشیل شوراها در مسیر تصمیمگیریهای جسورانه بوده است.
کارشناسان معتقدند شوراها با وجود بسترسازی برای مشارکت مردم، همچنان با چالشهای ساختاری در حوزه استقلال عملکرد و منابع مالی دستبهگریبان هستند.
نظرات کارشناسان
علیرضا محبی، استاد برنامهریزی شهری در گفتگو با خبرنگار ما اظهار داشت: «شوراها حلقه اتصال بین حاکمیت و مردم هستند. مشکل اصلی اینجاست که در بسیاری از موارد، شوراها به جای تمرکز بر سیاستگذاری کلان و نظارت راهبردی، درگیرِ مسائل اجرایی و خُردِ شهرداریها میشوند. برای ارتقای جایگاه شورا، باید به سمت قانونگذاریهایی حرکت کنیم که مدیریت یکپارچه شهری را از حالت تئوری به مرحله اجرا برساند.»
سارا همتی، کارشناس مطالعات اجتماعی میگوید: «نهم اردیبهشت باید فرصتی برای نقدِ خود باشد. یکی از بزرگترین چالشهای فعلی، فاصله گرفتنِ برخی اعضای شورا از مطالبات واقعی بدنه اجتماعی شهر است. شورای موفق، شورایی است که در آن، شفافیت مالی و پاسخگویی به شهروندان در اولویت قرار بگیرد تا دوباره اعتماد عمومی به این نهاد تقویت شود.»
چالشها و افق پیشرو
در گزارشهای اخیر بسیاری از صاحبنظران، به سه چالش اصلی شوراها در سالهای اخیر اشاره شده است:
ضعف در منابع مالی پایدار: وابستگی درآمدی شهرداریها به فروش تراکم که مستقیماً بر عملکرد شوراها سایه افکنده است.
سیاستزدگی در تصمیمات: ورود نگاههای جناحی به پارلمانهای محلی که منجر به تضعیف خروجیهای تخصصی میشود.
نظارت پسینی: فقدان ابزارهای نظارتیِ پیشگیرانه که باعث بروز تخلفات و در نهایت کاهش کارآمدی این نهاد شده است.
شوراها؛ پیشران یا مانع در مسیر توسعه پایدار شهری؟
توسعه پایدار شهری تنها به معنای ساختوساز نیست، بلکه توازنی است میان رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفظ محیطزیست برای نسلهای آینده. نهاد شورا به عنوان پارلمان محلی، نقشی بیبدیل در تحقق این چشمانداز دارد:
حکمرانی زیستمحیطی (تغییر از کلانشهرهای بتنی به شهرهای سبز)
شوراها با تصویب مصوباتی در زمینه مدیریت پسماند، توسعه حملونقل عمومی پاک و گسترش سرانهی فضای سبز، بازوان اجرایی برای مقابله با بحرانهای اقلیمی هستند. انتقال از نگاه پروژهمحور (مثل پلسازیهای پرهزینه) به نگاه «زیستمحیطی» (مانند نوسازی ناوگان اتوبوسرانی برقی)، آزمون بزرگ شوراها در دوران فعلی است.
عدالت اجتماعی و فراگیری شهری
توسعه پایدار زمانی معنا مییابد که تمامی اقشار جامعه (کودکان، سالمندان، توانخواهان و ساکنان بافتهای فرسوده) از خدمات شهری بهرهمند شوند. شوراها با رویکرد «شهر برای همه» میتوانند از طریق بازآفرینی محلات و توزیع عادلانه بودجه، فاصله شمال و جنوب شهر را کاهش داده و از تبدیل شدن شهر به فضایی صرفاً تجاری جلوگیری کنند.
تابآوری اقتصادی؛ پایانِ فروشِ آینده
یکی از بزرگترین آفتهای توسعه ناپایدار در شهرهای ایران، وابستگی بودجه شهرداریها به درآمدهای ناپایدار (فروش تراکم و تغییر کاربری) است. شوراها با تدوین نظامهای درآمدی پایدار (مانند عوارض نوسازی واقعی، بهرهوری از داراییهای شهری و جذب سرمایهگذاریهای فناورانه) میتوانند شهر را از یک «بنگاه هزینهزا» به یک «ارگان درآمدزا» تبدیل کنند که به جای حراج آینده شهر، به دنبال خلق ارزش افزوده باشد.
چالش راهبردی
بزرگترین چالش در این مسیر، «کوتاهمدتنگری» است. پروژههای توسعه پایدار اغلب زودبازده نیستند، در حالی که نگاههای انتخاباتی تمایل به پروژههای نمایشی دارند. تحقق این نقش نیازمند عبور از «سیاستهای کوتاهمدت» به سمت «برنامهریزیهای راهبردی دههمحور» است.
۹ اردیبهشت، بیش از آنکه روزِ تبریک باشد، روزِ پرسشگری است. شوراها برای عبور از وضعیت موجود، نیازمند بازنگری در قوانین بالادستی، افزایش سطح تخصصگرایی و از همه مهمتر، مطالبهگریِ مدنیِ شهروندانی هستند که حق دارند بدانند توسعهی شهرشان در چه مسیری هدایت میشود.
انتهای خبر/