به گزارش گروه جامعه پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ جنگ تنها یک رخداد نظامی نیست؛ مجموعهای از اختلالها و شوکهای پیدرپی است که بنیانهای اقتصادی، روانی و اجتماعی جامعه را بهطور همزمان تحت تأثیر قرار میدهد. آنچه مشخص میسازد یک جامعه چگونه از این دوره عبور کند، نه صرفاً توان دفاعی یا منابع طبیعی، بلکه سطح «تابآوری اجتماعی» آن است؛ توانایی جمعی برای سازماندهی، انطباق، و بازسازی تعادل در مواجهه با تهدید.
تابآوری اجتماعی از سه رکن اصلی تشکیل میشود: اعتماد عمومی، شبکههای حمایتی، و امید اجتماعی. این سه مؤلفه در کنار هم ظرفیت جامعه برای مقاومت و بازگشتپذیری را تعیین میکنند. در شرایط جنگی که اضطراب، نااطمینانی و آشفتگی اطلاعاتی افزایش مییابد، کیفیت روابط اجتماعی و میزان انسجام جمعی تعیین میکند جامعه دچار فروپاشی میشود یا توان مدیریت بحران را پیدا میکند.
نخستین لایه درک تابآوری اجتماعی، بررسی وضعیت اعتماد عمومی است. در بسیاری از بحرانها دیده شده که کاهش اعتماد به نهادها و یکدیگر، پیامدهایی مانند شایعهپراکنی، رفتارهای هیجانی، و کاهش مشارکت اجتماعی را به همراه دارد. دکتر ف. کریمی، جامعهشناس بحران، در این زمینه توضیح میدهد که «اعتماد اجتماعی، سرمایه پنهانی است که در لحظه بحران آشکار میشود.» به باور او، زمانی که مردم به صداقت اطلاعات و کارآمدی نهادها اعتماد داشته باشند، رفتار جمعی پیشبینیپذیرتر میشود و جامعه توان تصمیمگیری آگاهانهتری پیدا میکند. در مقابل، بیاعتمادی موجب گسست اجتماعی، افزایش رفتارهای فردی و کاهش همبستگی میشود؛ درست همان عناصری که تابآوری را تضعیف میکنند.
لایه دوم تابآوری اجتماعی، شبکههای حمایتی و پیوندهای اجتماعی است. خانواده، همسایگی، گروههای محلی، سازمانهای داوطلبی و نهادهای مدنی در زمان جنگ نقشی حیاتی ایفا میکنند. این شبکهها امکان توزیع کمک، انتقال تجربه، مراقبت از افراد آسیبپذیر و کاهش احساس تنهایی و بیپناهی را فراهم میسازند. دکتر س. نادری، روانشناس اجتماعی، تأکید میکند که «سلامت روان جمعی بدون حمایت اجتماعی امکانپذیر نیست. اضطراب و ترس در جنگ طبیعی است، اما زمانی تخریبگر میشود که فرد احساس کند تکیهگاهی ندارد.» او میافزاید که مقابله مؤثر با شایعات، ارائه اطلاعات شفاف و حمایت عاطفی مستمر از ارکان اصلی حفظ آرامش اجتماعی محسوب میشوند.
در کنار این عناصر اجتماعی و روانشناختی، تابآوری اجتماعی بدون وجود ساختارهای کارآمد و مدیریت هماهنگ شکل نمیگیرد. مهندس م. پاکزاد، پژوهشگر مدیریت ریسک، معتقد است: «تابآوری اجتماعی با مشارکت سازمانیافته معنا پیدا میکند. مردم همیشه آماده کمک هستند، اما نبود ساختارهای هماهنگ از قابلیتهای آنان میکاهد.» از نظر او، نقش نهادها در سازماندهی نیروهای داوطلب، ایجاد سیستمهای اطلاعرسانی قابل اعتماد، و مدیریت منابع اهمیت حیاتی دارد. ساختارهای ناکارآمد، حتی در صورت وجود مشارکت مردمی، ممکن است به ازدحام، سردرگمی و اتلاف منابع منجر شوند.
تابآوری اجتماعی همچنین بعد معنایی و هویتی دارد؛ عاملی که اغلب در تحلیلهای فنی نادیده گرفته میشود. ایجاد روایتهای امیدبخش، برجستهسازی ارزشهای جمعی، و تقویت حس تعلق میتواند در شرایط جنگی روحیهای مشترک ایجاد کند که نقش مهمی در مهار فشار روانی دارد. بازنمایی امید نه به معنای نادیدهگیری سختیها، بلکه ارائه تصویری واقعبینانه از توان جامعه برای عبور از بحران است. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد جوامعی که اهداف مشترک و هویت جمعی قویتری دارند، در مواجهه با جنگ انسجام بیشتری از خود نشان میدهند.
در تحلیل نهایی، تابآوری اجتماعی امری ثابت یا ذاتی نیست؛ مجموعهای از ظرفیتهای پویا است که میتوان آن را تقویت کرد. از منظر علمی، این ظرفیت زمانی شکل میگیرد که میان نهادهای رسمی و مردم رابطهای مبتنی بر اعتماد و همکاری وجود داشته باشد. همچنین شبکههای حمایتی باید فعال، گسترده و قابل اتکا باشند؛ بهویژه برای گروههای آسیبپذیر. مدیریت بحران باید مبتنی بر هماهنگی، دسترسی آزاد به اطلاعات معتبر و مشارکت عمومی باشد. در سطح فردی نیز تابآوری با آموزش مهارتهای روانی، تقویت ارتباطات سالم و ترویج فعالیتهای جمعی افزایش مییابد.
انتهای خبر/