به گزارش گروه فرهنگ پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ کارشناسان رسانه و علوم نظامی بر این باورند که نبردهای آینده و حتی بسیاری از درگیریهای امروز بیش از هر زمان دیگر به «جنگ روایتها» و تسلط بر اطلاعات وابستهاند؛ میدانی پر از هشتگها، تصویرها و روایتهایی که میتوانند نبردها را قبل از شلیک نخست رقم بزنند.
تحول میدان نبرد؛ از تانک تا توییت
با گسترش شبکههای اجتماعی، جنگ بهمعنای سنتیاش دچار دگرگونی بنیادین شده است. امروزه مرز میان میدان نبرد فیزیکی و فضای دیجیتال از میان رفته است. بخش گستردهای از جنگهای مدرن در بستر «جنگ شناختی» رخ میدهد؛ یعنی نبرد برای کنترل ذهن، خبر و درک عمومی. در درگیریهای اخیر در اوکراین، خاورمیانه و حتی منازعات سایبری میان قدرتهای جهانی، ارسال یک ویدیو، انتشار یک توییت یا سازماندهی یک کارزار خبری در شبکههای اجتماعی، گاه بهاندازهی عملیات نظامی واقعی اثرگذار بوده است.
فضای مجازی؛ سلاح نرمافزاری ملتها
بهگفتهٔ دکتر محمدرضا بهمنی، استاد ارتباطات سیاسی، «رسانه در عصر دیجیتال تبدیل به سلاح نرمافزار محور شده است. اطلاعات، مشابه موشک، جهتدار و هدفمند پرتاب میشود و میتواند ساختار ذهنی جامعه دشمن را متزلزل کند.» او تأکید میکند که در میدان جنگ امروز، پیروزی نهفقط با قدرت نظامی، بلکه با قدرت روایت رقم میخورد: اینکه چه کسی زودتر خبر را منتشر کند، روایت را قاببندی کند و ذهن جهانیان را از آنِ خود سازد.
در همین راستا، کشورها در سالهای اخیر واحدهایی ویژه برای رصد و مدیریت شبکههای اجتماعی در شرایط بحرانی تشکیل دادهاند. «اتاق جنگ رسانهای» امروز جایگاه استراتژیکی همانند مراکز فرماندهی نظامی دارد.
جنگ روایتها؛ نبرد برای ذهنها و دلها
کارشناسان حوزه جامعهشناسی رسانه، جنگ نوین را نبردی برای تسخیر احساسات و ادراک عمومی میدانند. دکتر فاطمه رضایی، پژوهشگر رسانه و فرهنگ، میگوید: «فضای مجازی قدرت دارد تا احساس رنج، خشم یا همدلی را در مقیاس جهانی بازتولید کند. در چنین شرایطی، تصویر یک کودک در جنگ میتواند هزاران بیانیه سیاسی را بیاثر کند.» به اعتقاد او، درگیریها دیگر تنها در خاک سرزمینها روی نمیدهند بلکه در لابهلای پستها، فیلترها و واقعیتهای مجازی بازسازی میشوند.
شبکههایی، چون ایکس (توییتر سابق)، تیکتاک و اینستاگرام به میدان رقابتی تبدیل شدهاند که در آن هر طرف سعی دارد چهرهی خود را قربانی و دیگری را مهاجم نشان دهد. در این نبرد، تصویرسازی سریعتر و گستردهتر از هر فناوری نظامی پیشین اثر میگذارد.
قدرت افکار عمومی؛ از مقاومت دیجیتال تا فشار سیاسی
فضای مجازی همچنین به مردم عادی قدرتی بیسابقه بخشیده است. در بسیاری از درگیریها، کاربران عادی با انتشار ویدیوها و گزارشهای لحظهای، به نوعی «خبرنگار مردمی» تبدیل شدهاند. این جریان گاهی حکومتها را مجبور به پاسخگویی یا تغییر مسیر تصمیمهای خود میکند.
بهگفته سرهنگ دوم بازنشسته علیرضا سینا، کارشناس مسائل نظامی، «افکار عمومی جهانی امروز، جزئی از معادله قدرت است. هر ویدیو، هر هشتگ و هر جریان خبری میتواند به تحریم، فشار دیپلماتیک یا حتی دخالت بینالمللی منجر شود. این یعنی جنگ دیگر فقط میان ارتشها نیست؛ بلکه میان روایتها و باورهاست.» او اضافه میکند که کشورهایی که زودتر اهمیت مدیریت افکار عمومی را درک کنند، در میدان جنگ مدرن دست بالا را دارند.
چالشهای امنیتی فضای مجازی در شرایط جنگی
در کنار فرصتها، تهدیدهای فضای مجازی بسیار جدی است. حملات سایبری، دروغپراکنی، جعل تصویر (دیپفیک) و انتشار اخبار کاذب میتواند بحرانزا باشد. در جنگهای اخیر نمونههای فراوانی وجود دارد که یک خبر جعلی باعث ایجاد آشوب یا تصمیمگیری سیاسی نادرست شده است.
به باور دکتر مسعود سلیمانی، کارشناس امنیت سایبری، «جنگ امروز ترکیبی از عملیات روانی، اطلاعاتی و سایبری است. دشمن با تولید داده غلط یا دستکاری در شبکهها میتواند سامانههای تصمیمگیری را از کار بیندازد. امنیت روانی مردم همانقدر اهمیت دارد که امنیت مرزها.» او پیشنهاد میکند قوانین ملی درباره مدیریت بحرانهای اطلاعاتی در شرایط جنگی تدوین و نهادهای رسانهای آموزشهای لازم را ببینند.
نقش سواد رسانهای در پدافند غیرعامل
با این تحولات، مفهوم «سواد رسانهای» نیز جایگاه راهبردی پیدا کرده است. کارشناسان معتقدند اگر شهروندان بتوانند خبر درست را از نادرست تشخیص دهند، مقاومت رسانهای جامعه افزایش مییابد. در کشورهایی مانند کره جنوبی و فنلاند، آموزش تشخیص محتوای جعلی در مدارس آغاز شده است. در ایران نیز طرحهایی برای ارتقای سواد رسانهای در فضای مجازی پیشنهاد شده تا در شرایط بحرانی، جامعه دچار واگرایی و اضطراب نشود.
نبرد آینده در ذهنها رقم میخورد
فضای مجازی اکنون سنگر خاموش، اما تعیینکنندهای در میدان جنگ است. همانطور که در گذشته حفظ مرزهای جغرافیایی معیار قدرت بود، امروز تسلط بر مرزهای اطلاعاتی اهمیت بیشتری یافته است. در این میدان، پیروزی از آنِ کسانی است که بهتر دیده میشوند، روایت دقیقتر و منطقیتری ارائه میدهند و اعتماد عمومی را در دست دارند. آیندهٔ جنگ شاید بیصدا باشد، اما بیتردید در ذهن و بر بستر شبکهای از دادهها و افکار، با قدرتی فراتر از هر سلاح فیزیکی ادامه خواهد یافت.
انتهای خبر/