به گزارش تهران پرس، محمد علی ربانی درپاسخ به این سوال که تحلیل شما از جایگاه و وزن" دیپلماسی فرهنگی ایران در معادلات قدرت در این برهه چیست؟ و اگر ما در این جنگ ترکیبی، بخواهیم ابتکار عمل فرهنگی را داشته باشیم چگونه باید عمل کنیم؟ گفت: در سیاست خارجی کشورها، ابزارهای گوناگونی برای تأمین منافع ملی بهکار گرفته میشود که دو حوزه از اهمیت ویژهای برخوردارند: نخست، دیپلماسی به عنوان ابزار حقوقی، سیاسی و فرهنگی برای تعامل با ملتهاو دولتها؛ دوم، میدان که همان ظرفیتهای دفاعی و امنیتی است. نسبت این دو حوزه، چه از منظر حقوقی و نهادی و چه در شرایط بحران و جنگ، نقشی تعیینکننده دارد.
وی افزود: کارآمدی سیاست خارجی تنها به قدرت میدان وابسته نیست، بلکه بخش عمدهای از آن به تحرکات دیپلماتیک، به ویژه دیپلماسی عمومی و افکارعمومی بازمیگردد. آنچه یک کشور را در قضاوت ملتها نسبت به یک بحران یا جنگ موفق میکند، توانایی انتشار و تبیین روایت خود در عرصه بینالمللی است.
ربانی تاکید کرد: آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگ علیه ایران را بر پایه جعل روایت بنانهادند؛ تلاش کردند افکار عمومی جهان را قانع کنند که ایران «ضعیف»، «بیپایگاه مردمی»، «حامی تروریسم» و «بحرانساز» است تا برای خود در افکار عمومی و نهادهای بینالمللی مشروعیتسازی کنند. از این رو، تهاجم نامشروع آنان مبتنی بر روایتهای ساختگی بود.
وی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، دیپلماسی عمومی و فرهنگی نقشی حیاتی پیدا میکند؛ هم برای رد روایتهای جعلی و هم برای متقاعد کردن افکار عمومی به روایتی درست. در شرایط جنگی، وظیفه نهادهای فعال در حوزه دیپلماسی خارجی و تعاملات فرهنگی دوچندان میشود و موفقیت میدان تا حد زیادی به کنشهای هوشمندانه این نهادها بستگی دارد.
مدیرکل توسعههای روابط علمی دانشگاهی سازمان فرهنگی و ارتباطات اسلامی ادامه داد: یکی از مهمترین وظایف این نهادها، روایتگری و تبیین دقیق و مستند از واقعیتهای جنگ و مقابله با روایتهای جعلی و جلوگیری از روایتهای جانبی در فضای بینالملل است. هرگونه انفعال در این حوزه، فشارها وحملات دشمن را تشدید میکند و هرگونه کنش فعال، قدرت بازدارندگی میدان را تقویت کرده و افکار عمومی را برای همراهی با ایران در مقابله بادشمن تهییج میکند.
او تاکید کرد: از این رو، باید ظرفیتهای روایتگری و روایتسازی را افزایش داد؛ تولیدمحتوای درست، حضور بهموقع در صحنه برای مدیریت افکار عمومی، وفراهمسازی فرصت گفتوگو و هماندیشی بهویژه میان دانشگاهیان، جوانان و نخبگان، ضرورتی انکارناپذیر است.
ربانی در پاسخ به این پرسش که با توجه به اختلال گسترده در سفرهای هوایی و بسته شدن بسیاریاز مرزها، مدل سنتی تبادل استاد و دانشجو تقریبا غیرممکن شده است. برنامه جایگزین سازمان برای "توسعه روابط علمی" درشرایطی که مرزهای فیزیکی بسته است، چیست؟ برای متوقف نشدن دیپلماسی علمی دانشگاهی در این گونه موارد شما چه راهکاری را پیشنهاد میکنید؟ گفت:توسعه روابط علمی امری طبیعی است که میتواند در عرصههای گوناگون سامان یابد امروزه بسترهای ایجاد شده در فضای مجازی، تعاملات علمی را به شکلی چشمگیر تسهیل کردهاند؛ تجربهای که بسیاری از کشورها دردوران کرونا از آن بهره گرفتند. در شرایط بحران نیز شبکههای اجتماعی یکی ازمهمترین بسترهای ارتباطات علمی و نخبگانی محسوب میشوند. با وجودچالشهایی که در این مسیر وجود داشته، همواره تلاش بر این بوده تا این کانالهای تعامل حفظ و تقویت شوند. به نظر میرسد اکنون زمان آن رسیده که از این ظرفیتها به شکلی حرفهایتر و مؤثرتر بهره بگیریم.
وی ادامه داد: به نظر میرسد تعاملات فرهنگی میتواند سرمایههای اجتماعی پایداری را درعرصه بینالمللی سامان دهد؛ زیرا ارتباطات علمی و فرهنگی، احساسی نیستند، بلکه شناختی هستند و درک درستتری به مخاطب ارائه میدهند. به همین دلیل باید در آینده بیش از گذشته به تعاملات علمی و فرهنگی توجه کنیم؛ چرا که مواجهه ما با آمریکا و رژیم صهیونیستی، مواجههای مقطعی نیست، بلکه دائمی و وجودی است. در این کارزار، طبیعتاً به سرمایههای اجتماعی پایداری نیاز داریم که وظیفه گسترش و توسعه این سرمایه بر عهده نهادهای علمی و فرهنگی است.
انتهای خبر//ح. ع
منبع: ایسنا