به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ در پی حملات وحشیانه صبح دو روز گذشته (شنبه ۹ اسفند) رژیم غاصب و منحوس صهیونیستی و دولت خبیث آمریکای جنایتکار، مقتدای جهان اسلام، اسوه ایمان و اقتدار، عالم ربانی «حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی»، به فیض شهادت نایل آمد.
در سالهایی که جمهوری اسلامی ایران با تهاجم رژیم بعث عراق روبهرو شده بود، رهبر انقلاب بهعنوان نماینده امام خمینی (ره) در شورای عالی دفاع و امام جمعه تهران، حضوری فعال و میدانی در صحنه داشتند.
در آغاز جنگ تحمیلی که ساختارهای دفاعی کشور هنوز در حال تثبیت بودند، آیتالله خامنهای در شورای عالی دفاع نقش هماهنگکننده و پیگیر داشتند و در تصمیمسازیهای کلان دفاعی مشارکت میکردند.

حضور مستمر رهبر انقلاب در جبهههای جنوب و غرب کشور، از جمله در مقاطع حساس جنگ، نشاندهنده ارتباط مستقیم با فرماندهان و رزمندگان بود؛ حضوری که صرفاً نمادین نبود، بلکه با پیگیری مسائل عملیاتی، پشتیبانی و انتقال دغدغههای میدانی به مرکز تصمیمگیری همراه میشد.
از سوی دیگر، تریبون نماز جمعه تهران به یکی از مهمترین سنگرهای تبیین اهداف جنگ تبدیل شده بود. خطبههای رهبر معظم انقلاب در آن سالها، ضمن روشنگری درباره ماهیت تجاوز رژیم بعث و حمایت قدرتهای جهانی از صدام، به تقویت روحیه عمومی و ایجاد انسجام ملی کمک میکرد. در شرایطی که جنگ علاوه بر میدان نبرد، عرصه جنگ روانی و تبلیغاتی نیز بود، این نقش رسانهای و گفتمانی اهمیت دوچندان داشت.
پس از سوءقصد سال ۱۳۶۰ که به مجروحیت رهبر انقلاب انجامید، فعالیتهای ایشان در حوزه دفاعی متوقف نشد. استمرار حضور در مسئولیتهای کلیدی، پیام روشنی از ایستادگی و ثبات به جامعه و رزمندگان منتقل میکرد. این پایداری شخصی، خود بخشی از سرمایه معنوی جبههها محسوب میشد.

با انتخاب به ریاستجمهوری در سال ۱۳۶۰، نقش ایشان در مدیریت جنگ وارد مرحلهای تازه شد. هماهنگی میان دولت، نیروهای مسلح و پشتیبانی مردمی از جبههها، در آن مقطع اهمیت حیاتی داشت. دولت موظف بود همزمان با اداره کشور در شرایط جنگی، منابع لازم برای ادامه نبرد را تأمین و انسجام داخلی را حفظ کند؛ مسئولیتی که در کنار فرماندهی کلان امام خمینی (ره)، ساختار دفاعی کشور را منسجمتر کرد.
حضور میدانی و ارتباط نزدیک با جبههها، ایفای نقش مؤثر در تصمیمسازیهای کلان دفاعی، و هدایت افکار عمومی و تقویت روحیه ملی از طریق تریبونهای رسمی از جمله نقشهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دفاع مقدس به شمار میرود. این ابعاد، تصویر یک مسئول صرفاً اداری را نشان نمیدهد، بلکه روایتگر چهرهای است که در متن یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر ایران حضور فعال داشته است و بررسی هر کدام از نقشهای ذکر شده میتواند تأثیر راهبری ایشان را بیشتر از پیش روشنتر سازد.
اجتماع مردم تهران در پی شهادت رهبر انقلاب
روز خیابان شهر به صحنهای از حضور جمعی و احساس مشترک تبدیل شده است، مردم در کنار یکدیگر ایستاده و سعی میکنند همدیگر را تسکین دهند، نیروهای امدادی و انتظامی نیز در میان جمعیت حضور دارند تا آرامش و نظم را حفظ کنند.
در میان جمعیت، نوعی همدلی آشکار دیده میشد؛ مردم با دهان روزه رهبرشان را که در تمام این سالها پدرانه برایشان دلسوزی کرد، فریاد میزنند، این حضور، صرفاً یک تجمع نیست، نمادی از واکنش جمعی به رخدادی بزرگ و تأثیرگذار است که لایههای مختلف جامعه را در یک احساس مشترک گرد هم آورده است، گویی هر کسی میخواهد در این لحظه تاریخی سهمی داشته باشد، چه با حضوری کوتاه، چه با دعایی آرام و چه با اشکی که بیصدا بر گونه میلغزد.
سوگواران شهادت رهبر انقلاب با پرچمهای سیاه در دست، شعارهایی مانند «عزا عزا است امروز روز عزا است امروز خامنهای رهبر پیش خداست امروز»، «یاحسین»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر میدهند.

هر لحظه بر خیل جمعیت مردم روزه دار افزوده میشود و مردم اشک ریزان با پرچمهای ایران در صحنه حاضر شدند.
سحرگاه روز یکشنبه ۱۰ اسفند ماه ۱۴۰۴ در پی تایید خبر شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، مردم سوگوار تهران خود را مقابل دانشگاه تهران رساندند و در عزای شهادت قائد امت به عزاداری پرداختند.
خبر شهادت رهبر فرزانه انقلاب برای بسیاری تنها یک خبر سیاسی نبود، بلکه فقدانی عاطفی و شخصی تلقی میشود، همین حس، خیابانها را به صحنهای از سوگواری عمیق تبدیل کرده است، زنان میانسال با چادرهای سیاه، دست بر سینه میزنند و زیر لب دعا میخوانند، جوانانی که شاید کمتر احساسات خود را آشکار میکردند، اینبار بیاختیار اشک میریزند، برخی سر بر شانه دوستان گذاشته و در سکوت گریه میکنند، برخی دیگر با صدایی بغضآلود شعار میدهند و میان کلمات، صدایشان میشکند، پیرمردی با دستان لرزان تصویر رهبر را در آغوش گرفته و زیر لب میگوید: ما یتیم شدیم.
با وجود این جمعیت شهر در غم و اندوه سنگینی فرو رفته است، اما در دل همین اندوه، نشانههایی از همبستگی و پیوند اجتماعی آشکار است، مردمی که در سختترین لحظهها کنار هم ایستادند و با اشک و دعا، فصل تازهای از تاریخ را رقم زدند.
انتهای خبر/