تهران پرس گزارش می‌دهد؛

کتاب؛ پناه آرام ذهن در روزگار پرهیاهو

کتاب؛ پناه آرام ذهن در روزگار پرهیاهو
در یکی از بعدازظهر‌های پائیزی، پیرمردی در متروی تهران مشغول خواندن کتابی کهنه است. میان ازدحام و صدای ترمزها، لبخند آرامی بر لب دارد؛ گویی جهانِ واژه‌ها هنوز مأمن اوست. درست در همان لحظه، چند نفر در کنار او سرشان در گوشی‌های موبایل است؛ غرق در صفحه‌هایی که مدام بالا و پایین می‌رود.

به گزارش گروه فرهنگ پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ روز کتاب و کتاب‌خوانی هر سال فرصتی است تا از نو یادمان بیاید که کتاب، فقط یک شیء فرهنگی نیست؛ بلکه پناهگاهی است که ذهن انسان را از فرسایش نجات می‌دهد. اما پرسش اینجاست: در روزگاری که سرعت و تصویر بر تفکر و تأمل غلبه کرده‌اند، کتاب چه جایگاهی دارد؟

کتاب‌خوانی در سایه زندگی دیجیتال

دیگر نمی‌توان از مردم انتظار داشت همان‌طور کتاب بخوانند که نسل‌های پیش می‌خواندند. زندگی شهری، شتاب روزمرگی، و سیل محتوای دیجیتال شکل مطالعه را دگرگون کرده است. امروز کتابخانه‌ها ساکت‌تر از گذشته‌اند و کتابفروشی‌ها، بیشتر از عشق، با دغدغه ماندن می‌جنگند.

اما همین تغییرات، تعریف تازه‌ای از کتاب‌خوانی را نیز پدید آورده است. بخشی از جامعه، به‌ویژه جوانان، هنوز میل به دانستن دارند؛ فقط مسیرشان تغییر کرده. برخی در اپلیکیشن‌های صوتی کتاب می‌شنوند، برخی در شبکه‌های اجتماعی درباره کتاب‌ها بحث می‌کنند و بعضی هم از دل صفحات مجازی به نسخه چاپی می‌رسند.

کتاب دیگر فقط روی میز تحریر نیست؛ در جیب، در مترو، در صف نانوایی، در مسیر رفت‌و‌برگشت کار هم حضور دارد. شاید کمتر، اما همچنان مؤثر.

یک شهر، هزار کتاب‌نخوانده

تهران با جمعیتی بیش از ۹ میلیون نفر، نزدیک به ۲۰۰ کتابخانه عمومی دارد. آماری که اگرچه قابل توجه است، اما در مقایسه با نیاز فرهنگی پایتخت کافی نیست. از میان مردم، بسیاری هنوز نمی‌دانند که کارت عضویت کتابخانه عمومی رایگان است، یا حتی کتابخانه‌ای در نزدیکی محل زندگی‌شان وجود دارد.

«فرزانه تیموری»، کتابدار یکی از کتابخانه‌های مرکزی جنوب شهر، در گفتگو با ما می‌گوید:«بزرگ‌ترین مشکل ما نبود علاقه نیست، بلکه ناآگاهی است. خیلی‌ها اصلاً خبر ندارند کتابخانه چه امکاناتی دارد. حتی والدین فکر می‌کنند کتابخانه فقط برای دانش‌آموزان است، در حالی که ما برای همه گروه‌های سنی برنامه داریم؛ از کودکان تا سالمندان.»

او می‌گوید در ماه گذشته کارگاه‌هایی برای «کتاب‌خوانی خانوادگی» برگزار شده و استقبال غافلگیرکننده بوده است.

«وقتی خانواده با هم کتاب می‌خواند، گفتگو در خانه بیشتر می‌شود، خشم کمتر، درک متقابل بالاتر.»

اقتصاد کتاب؛ دغدغه‌ای بی‌پایان

در گفتگو با ناشران، یکی از تکراری‌ترین دغدغه‌ها افزایش هزینه چاپ و کاغذ است. کتابی که سه سال پیش ۵۰ هزار تومان قیمت داشت، امروز باید با بهای چند برابر عرضه شود. بسیاری از نویسندگان مستقل یا تازه‌کار، از چاپ انصراف می‌دهند یا سراغ چاپ دیجیتال می‌روند.

یکی از ناشران جوان بازار انقلاب می‌گوید:«امروز برای زنده ماندن در صنعت نشر باید عاشق بود. سود اقتصادی تقریباً وجود ندارد، اما شوق رساندن یک فکر، ما را نگه می‌دارد.»

با این حال، کارشناسان فرهنگی باور دارند که هنوز فرصت‌های تازه‌ای در حوزه کتاب وجود دارد. از جمله، راه‌اندازی کتابخانه‌های محلی کوچک، پاتوق‌های فرهنگی در محلات، و همکاری شهرداری‌ها برای برگزاری رویداد‌های کتاب‌خوانی خیابانی.

کتاب در مدرسه، فراتر از درس

نقش مدارس در ترویج کتاب‌خوانی همچنان کلیدی است. اگرچه آموزش رسمی درگیر آزمون‌ها و کنکور شده، اما در گوشه‌هایی از مدارس شهر هنوز جرقه‌هایی از عشق به کتاب روشن است.

«نصیری»، معلم پایه هفتم در یکی از مدارس منطقه ۱۷ تهران، می‌گوید:«من هر هفته از بچه‌ها می‌خواهم یک پاراگراف از کتاب غیردرسی بخوانند و درباره‌اش حرف بزنند. گاهی با همان چند جمله، بحث‌هایی در کلاس شکل می‌گیرد که از یک کتاب درسی هم مفیدتر است.»

او می‌گوید برای بسیاری از دانش‌آموزان، کتاب غیردرسی اولین مواجهه‌شان با جهان تخیل، فلسفه و تفکر است.

«بچه‌ها با کتاب، یاد می‌گیرند که می‌شود متفاوت فکر کرد. همین کافی است تا امید داشته باشیم.»

کتاب به‌عنوان گفتگو

کتاب در ذات خود، شکلی از گفتگوست؛ میان نویسنده و خواننده، میان نسل‌ها و حتی میان فرهنگ‌ها. هر کتاب پلی است از ذهنی به ذهن دیگر. در جامعه‌ای که گفتگو سخت شده، شاید کتاب بتواند دوباره ما را به شنیدن و اندیشیدن دعوت کند.

«حمیدرضا گودرزی»، جامعه‌شناس فرهنگی، در گفتگو با ما می‌گوید:«کتاب فقط ابزار انتقال دانش نیست، بلکه تمرینی برای گفتگوست. کسی که کتاب می‌خواند، می‌آموزد صبر کند تا نویسنده سخنش را تمام کند، بعد پاسخ دهد. همین ویژگی ساده، می‌تواند بر فضای عمومی جامعه هم تأثیر بگذارد.»

او تأکید می‌کند که «توسعه فرهنگی بدون فرهنگ مطالعه، فقط شعار است.»

کتاب‌هایی که هنوز زنده‌اند

با وجود همه مشکلات، هنوز می‌توان در هر گوشه‌ای از شهر نشانه‌ای از زنده بودن فرهنگ کتاب را دید: صف نوجوانان در نمایشگاه کتاب، برنامه‌های «کتاب‌گردی» در محله‌های قدیمی، یا فروشنده‌ای در مترو که با لبخند می‌گوید «کتاب خوب، رفیق راهه».

حتی برخی از کافه‌ها به پاتوق‌های کتاب‌خوانی تبدیل شده‌اند. گروهی از جوانان هر هفته در یکی از کافه‌های مرکز شهر گرد هم می‌آیند و درباره یک کتاب گفتگو می‌کنند. مدیر کافه می‌گوید:«ما از سود قهوه زندگی می‌کنیم، اما از عشق به کتاب نفس می‌کشیم.»

کتاب و آینده

روز کتاب و کتاب‌خوانی، فقط برای بزرگداشت گذشته نیست؛ بلکه یادآوری مسئولیت ما در برابر آینده است. نسلی که امروز درگیر شبکه‌های اجتماعی و بازی‌های دیجیتال است، اگر با کتاب آشنا شود، مهارت تفکر، تخیل و تحلیل را از دست نخواهد داد.

برای تحقق این هدف، شاید لازم باشد نهاد‌های فرهنگی، شهرداری‌ها، آموزش و پرورش و رسانه‌ها با هم کار کنند تا کتاب دوباره در زندگی مردم جا باز کند. ایجاد کتابخانه‌های کوچک در بوستان‌ها، برگزاری رویداد‌های خیابانی کتاب، یا حتی پویش‌های مردمی اهدای کتاب‌های خوانده‌شده می‌تواند گام‌هایی مؤثر باشد.

در پایان، شاید بد نباشد به همان تصویر آغاز بازگردیم؛ پیرمردی در مترو با کتابی در دست. او نه برای گذران وقت، که برای زنده ماندن ذهنش می‌خواند. شاید آینده کتاب و کتاب‌خوانی هم در همین معنا نهفته باشد: مقاومت آرام در برابر فراموشی، و ایمان به اینکه هنوز واژه‌ها می‌توانند جهان را زیباتر کنند.

کتاب شاید دیگر تنها منبع دانایی نباشد، اما هنوز شریف‌ترین راهِ رسیدن به فهم است؛ نوری کوچک که اگرچه کم‌سو شده، اما هنوز روشن است.

انتهای خبر/

کد خبر: ۸۲۷۸۳
۲۲ آبان ۱۴۰۴ - ۰۰:۰۱
برچسب ها: کتاب آرام روزگار
save
email
اشتراک گذاری :
ارسال نظر
captcha