به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ در سالهای آغازین دهه ۴۰، ایران در ظاهر مسیر نوسازی را طی میکرد، اما در باطن، وابستگی سیاسی و اقتصادی آن به غرب بهویژه آمریکا روزبهروز بیشتر میشد. حکومت پهلوی دوم در قالب اصلاحات موسوم به «انقلاب سفید»، شعار توسعه میداد، اما در واقع با اعطای امتیازهای گسترده به بیگانگان، پایههای استقلال کشور را سست میکرد.
در چنین فضایی، دولت وقت با پشتیبانی محمدرضا شاه و فشار آمریکا، لایحهای را در مجلس شورای ملی و سنا به تصویب رساند که به موجب آن، مستشاران نظامی آمریکایی و خانوادههایشان از هرگونه تعقیب و محاکمه در دادگاههای ایران مصون بودند. این لایحه که در قالب «قانون اجازه استفاده مستشاران نظامی آمریکا از مصونیتها و معافیتهای کنوانسیون وین» مطرح شد، در واقع احیای نظام «کاپیتولاسیون» یا همان «حق قضاوت کنسولی» بود که بیش از سه دهه قبل لغو شده بود.
امام خمینی(ره) که از چند ماه پیش تحرکات مشکوک دولت را زیر نظر داشت، پس از اطلاع از تصویب لایحه در مهرماه ۱۳۴۳، با خطابهای تاریخی در مدرسه فیضیه قم در روز ۴ آبان، از عمق فاجعه پرده برداشت.
در آن سخنرانی پرشور، ایشان گفتند:«من اعلام خطر میکنم! استقلال ما را فروختند... اگر یک خادم آمریکایی در ایران، مرجع تقلید شما را زیر بگیرد، هیچ دادگاهی حق رسیدگی ندارد. آیا ملت ایران مرده است؟»
این جملات در زمانی بیان شد که رژیم پهلوی با سرکوب شدید، کوچکترین صدای اعتراضی را خاموش میکرد. با این حال، خطابه امام، همچون جرقهای در انبار باروت بود و موجی از خشم، بیداری و غیرت ملی را در میان مردم، روحانیون و حتی بخشی از روشنفکران ایجاد کرد.
نظام کاپیتولاسیون سابقهای طولانی در تاریخ ایران دارد. نخستینبار در قرن نوزدهم میلادی، دولتهای قاجار تحت فشار قدرتهای خارجی، حق قضاوت اتباع بیگانه در خاک ایران را به دولتهای روسیه و انگلیس واگذار کردند. این امتیازها تا دوران رضاشاه ادامه داشت تا آنکه در سال ۱۳۰۶ به دستور او لغو شد و استقلال قضایی ایران تا حدودی احیا گردید.
اما تصویب دوباره آن در دوره محمدرضا پهلوی، بسیاری از ناظران را شوکه کرد.
حمیدرضا مؤمنی، استاد تاریخ معاصر، در گفتگو با خبرنگار ما میگوید:«لایحه کاپیتولاسیون نماد بازگشت به دوران تحقیر ملی بود. در شرایطی که حکومت شعار توسعه و مدرنیزاسیون میداد، تصویب چنین قانونی عملاً اعلام وابستگی مطلق به آمریکا بود. امام خمینی این تناقض را بهخوبی تشخیص داد و با شجاعت بینظیر، در برابر آن ایستاد.»
وی اظهارداشت:«میتوان گفت نقطه شروع انقلاب اسلامی، همان نطق کاپیتولاسیون بود. از آن پس، مردم دریافتند که استقلال سیاسی بدون استقلال فرهنگی و اقتصادی ممکن نیست. این بینش، زمینهساز بسیج اجتماعی علیه نظام پهلوی شد.»
پس از انتشار نوار سخنرانی و اعلام مواضع امام، فضای قم و تهران ملتهب شد. ساواک گزارش داد که طلاب، بازاریان و اقشار مختلف مردم در حال اعتراضاند. رژیم که بیم داشت موج خشم عمومی گسترش یابد، در سحرگاه ۱۳ آبان ۱۳۴۳ امام را دستگیر و به ترکیه تبعید کرد.
با وجود این اقدام، اعتراضها خاموش نشد. اعلامیهها و بیانیههای متعددی در سراسر کشور پخش شد و برای نخستینبار، مردم واژههایی چون «استقلال»، «استعمار» و «سلطه آمریکا» را با مفهومی سیاسی و ملموس تجربه کردند.
به گفته مریم حاجمحمدی، پژوهشگر علوم سیاسی،«اعتراض امام به کاپیتولاسیون نهتنها افکار عمومی داخل ایران را بیدار کرد، بلکه برای بسیاری از ناظران خارجی هم شگفتانگیز بود. آن روزها کمتر کسی جرئت میکرد از نفوذ آمریکا سخن بگوید. امام با گفتار خود، هژمونی غرب را به چالش کشید و استقلال را به مسئلهای ملی تبدیل کرد.»
وی افزود:«امام خمینی با افشای کاپیتولاسیون، نشان داد که دشمن فقط از راه نظامی نمیآید؛ گاهی از درِ معاهده و قانون وارد میشود. این نگاه راهبردی بعدها در سیاستهای استقلالطلبانه جمهوری اسلامی بهوضوح دیده شد.»
گرچه تبعید امام خمینی در ظاهر واکنش سخت حکومت بود، اما در واقع، زمینهساز گسترش پیام او در میان مردم شد. شبکهای از شاگردان، روحانیون و فعالان مذهبی در شهرهای مختلف ایجاد شد که پیامهای امام را منتقل میکردند. در مساجد، جلسات خانگی، بازار و حتی دانشگاهها، سخنان ایشان درباره کاپیتولاسیون بازگو میشد و کمکم، اعتراض به سلطه بیگانه به یکی از محورهای اصلی گفتمان انقلابی بدل شد.
شش دهه پس از آن واقعه، هنوز نام کاپیتولاسیون در حافظه تاریخی ملت ایران با حس تحقیر و بیعدالتی همراه است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند، اعتراض امام خمینی در سال ۱۳۴۳ الگویی شد برای همه جنبشهای ضد سلطه در جهان اسلام.
علیرضا نیکپی، استاد روابط بینالملل، در گفتگو با خبرنگار ما تأکید میکند:«مخالفت امام با کاپیتولاسیون فقط واکنشی مذهبی نبود، بلکه حرکتی آگاهانه علیه نظم جهانیِ مبتنی بر تبعیض بود. در واقع، امام مفهوم استقلال سیاسی را از محدوده ملی فراتر برد و به یک گفتمان جهانی تبدیل کرد. این همان چیزی است که بعدها در شعار نه شرقی، نه غربی جمهوری اسلامی ایران تبلور یافت.»
او با اشاره به پیامدهای این اعتراض در دیپلماسی بعدی ایران میگوید:«پس از انقلاب، بسیاری از سیاستهای خارجی ایران – از تأکید بر خودکفایی تا مخالفت با سلطهجویی قدرتها – ریشه در همان نگاه استقلالطلبانهای دارد که امام در سخنرانی کاپیتولاسیون مطرح کردند. این نگاه، نوعی بیداری تاریخی ایجاد کرد که تا امروز نیز ادامه دارد.»
در اسناد باقیمانده از ساواک آمده است که پس از انتشار خبر سخنرانی امام، جمعی از بازاریان تهران مغازههای خود را بستند و اعلامیههایی با شعار «مرگ بر کاپیتولاسیون» در قم و تهران پخش شد. همچنین طلاب جوانی چون شهید مطهری و شهید بهشتی در جلسات محدود، به تبیین سخنان امام پرداختند.
«زهرا عباسی»، یکی از شهروندان قدیمی قم که در آن سال شاهد ماجرا بوده، در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید:«من آن روز جوان بودم. وقتی نوار سخنرانی امام را شنیدیم، اشک در چشم همه بود. احساس میکردیم کسی پیدا شده که از عزت ملت دفاع میکند. بعد از آن، همه چیز تغییر کرد؛ مردم دیگر نمیترسیدند، حتی اگر حرف زدن خطر داشت.»
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که اعتراض امام خمینی به لایحه کاپیتولاسیون، نخستین «بیانیه استقلال ملی» در دوران معاصر بود. در حالی که حکومت پهلوی خود را همپیمان قدرتهای غربی میدانست، امام به مردم نشان داد که وابستگی، ظاهری از پیشرفت اما باطنی از سلطه دارد.
امروز، در سالگرد آن واقعه، بازخوانی اعتراض امام خمینی به کاپیتولاسیون تنها یادآوری یک حادثه تاریخی نیست، بلکه مرور درسی است ماندگار از عزت، آگاهی و مسئولیتپذیری در برابر سرنوشت کشور.
از دل آن اعتراض، نسلی برخاست که مفهوم استقلال را نه در شعار، بلکه در عمل معنا کرد. فریاد امام در فیضیه، آغازی بود برای فصلی که با انقلاب ۵۷ به اوج رسید و هنوز پژواک آن در گوش تاریخ شنیده میشود؛ فریادی که گفت:«نه به تحقیر، نه به سلطه، نه به قانون بیگانه بر سرزمین ایران.»
انتهای خبر/