به گزارش خبرنگار گروه اقتصاد پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ اقتصاد ایران، با تولید ناخالص داخلی حدود ۱/۵ تریلیون دلار (بر اساس قدرت خرید)، در بستری پویا اما پیچیده فعالیت میکند که دلار آمریکا در آن نقش مهمی دارد. دلار به دلیل جایگاه جهانیاش، معیاری برای ارزشگذاری در تجارت خارجی و بازارهای داخلی است.
ایران با بهرهگیری از سیاستهای ارزی چندنرخی، تلاش کرده تا اثرات نوسانات دلار را مدیریت کند. نرخ رسمی ارز برای واردات کالاهای اساسی، به کسبوکارها امکان تأمین نیازهای ضروری با هزینه کمتر را میدهد، در حالی که نرخ بازار آزاد، انعطافپذیری لازم برای معاملات روزمره فراهم میکند.
در تجارت خارجی، دلار همچنان یک ابزار کلیدی است. ایران، به عنوان یکی از تولیدکنندگان برجسته نفت، بخش عمدهای از درآمدهای صادراتی خود را به طور غیرمستقیم با دلار مدیریت میکند. حتی در تجارت با شرکای منطقهای مانند چین و هند، نرخ دلار به عنوان مرجع محاسبات عمل میکند، که این امر اقتصاد ایران را به بازارهای جهانی متصل نگه میدارد.
با این حال، وابستگی بیش از حد به دلار میتواند اقتصاد را در برابر نوسانات جهانی آسیبپذیر کند. برای مثال، تغییرات ناگهانی در ارزش دلار به دلیل عوامل جهانی، مانند سیاستهای پولی آمریکا، ممکن است هزینههای واردات را افزایش دهد و بر قیمت کالاهای مصرفی تأثیر بگذارد.
در بازار داخلی، دلار به عنوان پناهگاه امن برای حفظ ارزش داراییها در برابر تورم جهانی مورد توجه است. این تمایل، گاهی تقاضای غیرضروری برای دلار را افزایش میدهد که میتواند فشار بر ذخایر ارزی کشور وارد کند و به نوسانات نرخ ارز دامن بزند. این موضوع، مدیریت منابع ارزی را برای دولت دشوارتر میکند. علاوه بر این، تفاوت بین نرخهای رسمی و آزاد ارز، گاهی پیچیدگیهایی در بازار ایجاد میکند که ممکن است به عدم شفافیت در برخی معاملات منجر شود.
دولت ایران با اقداماتی مانند ترویج تجارت با ارزهای غیر دلاری (مانند یوان و روبل) و تقویت پول ملی، در مسیر کاهش این چالشها گام برمیدارد. این تلاشها، همراه با اصلاحات اقتصادی، میتواند اثرات منفی دلار را به حداقل برساند و اقتصاد را مقاومتر کند.
دلارگری!
علیرضا مهدیه تحلیلگر توسعه در گفتگو با خبرنگار ما میگوید: اسکناس آمریکایی سالهاست که در ایران حرف میزند و اگر حرف اول را هم نزند، حرفهای بسیاری میزند که اول تا آخر همه چیز را میتواند تغییر دهد.
اول شخص تورم در ایران دلار است و اصل اصول تورم خواهی و تورم سازی؛ روندی با ماهیت دلارگری !
همان دلارگری که با شعار دلار زدایی، ریال زدایی میکند و خود را به همه چیز ربط داده و میدهد و تاثیر بیشتر میخواهد و سقوط بیشتری میسازد.
همان دلارگری که گرایش به دلار و نگاه زمانبند به نمودار چابک آن را به اصلیترین شاخص اقتصادی کشور تبدیل کرده است.
همان دلارگری که در آن فقط بحث پول و سرمایه نیست، متغیر کلان اقتصادی و سیاسی هم هست که هر روز چاقتر میشود و هیچ رژیمی هم نمیشناسد.
همان دلارگری که دلار در آن بیشتر ایرانیست تا آمریکایی و حتی در کاهش قدرت خرید جهانی دلار، قدرتمندتر میشود و زمین و زمان دولتی و خصوصی را میخرد و میفروشد.
و همان دلارگری که بنجامین هم در آن فقط یک عکس است و میتواند طرفدار تیم دلارگری ایران شود، قدرت ائتلاف خویش را بیافزاید و قدرت ایران و ایرانی را بگيرد و هر روز بیشتر از دیروز، کاهش دهد.
در نهایت دلار در اقتصاد ایران هم فرصت است و هم چالش. وابستگی به آن در تجارت جهانی اجتنابناپذیر است، اما نوساناتش میتواند ثبات داخلی را تحت تأثیر قرار دهد. با تقویت زیرساختهای اقتصادی و تنوع ارزی، ایران میتواند از فرصتهای دلار بهره ببرد و اثرات منفی آن را مدیریت کند.
انتهای خبر/