ابوالقاسم علیزاده مسئول نمایندگی ولی فقیه در سپاه محمد رسولالله(ص) در یادداشت ارسالی به تهران پرس نوشت:۱۰سال دیگر، تنها و تنها، کسانی در چنین جامعهای باقی میمانند که اهل تفکر و اندیشهورزی و تحول در نوع نگاه به زندگی و مؤلفههای تأثیرگذار تعلیم و تربیت باشند.
مجموعهای از رباتها را در نظر بگیرید که کنار هر انسانی طراحی شدهاند. کنار نوجوان پانزده، شانزده یا هفده ساله، دختر یا پسر، درسخوان یا غیر درسخوان، باهوش یا کند ذهن، کنار هر یک از آنها یک ربات قرار دارد. این ربات، یک مشاور مؤدب و کاملاً چارچوبمند است که هر سئوالی این نوجوان از آن بپرسد، در کسری از ثانیه پاسخ میدهد. هر سئوال تاریخی که جوان شما داشته باشد، هوش مصنوعی پاسخ میدهد. هر سئوالی را اگر حدیثی، روایتی باشد، مستند و دقیق پاسخ میگوید.
تفسیر هر آیهای را که بخواهد، هوش مصنوعی پاسخ میدهد. اگر در پی فتوا باشد، آن هوش مصنوعی است که به سهولت پاسخ میدهد. هر بار نیز که به سئوالی پاسخ میدهد، پیشنهادی روی میز فرزندتان قرار میدهد در نتیجه این همنشینی فرزند شما با چنین موجودی، طبقه واسطهای که صرفاً اطلاعات را به فرزند شما آنهم به کندی و سختی منتقل میکرد؛ کاملاً حذف میشود. دیگر نوجوان با پدر و مادرش گفتگو نمیکند. تجربه بزرگترها و خاطرات آنان رنگ میبازد.
آری! این سطح از گستردگی حضور یک موجود جدید به نام هوش مصنوعی، کنار این نوجوان و جوان؛ وجود دارد. حال در دگرگونیهای ارتباطی که متأسفانه فاصلههای عاطفی بین انسانها بیشتر و بیشتر گردیده است این موجود همیشه همراه، ذهن و دل بچهها را اشغال نموده و دیگر نگران تنهایی نیستند تا بهدنبال پناهی همچون آغوش پدر یا مادر و یا استاد و مرشد و یا روحانی و معتمد محل بگردند. هوش مصنوعی جای همهی آنها را پر خواهد کرد.
آنگاه دو اتفاق رخ میدهد:
اول، در این گفتگوها، آن ربات کاری را که طراحانش به او گفتهاند، انجام میدهد. دقیقاً سیاستها، سبکها، روشها، کنشها، واکنشها... کاملاً مدیریت شده و البته مرموز و نافذ.
دوم، نکته جالب و بسیار مهمتر این است که با دادههایی که طی یک، دو یا سه سال، کمتر یا بیشتر در اندرون ذهن و دل، شکل میگیرد، به تدریج شخصیت فرزند را میسازد. آنگاه در لحظات حساس، شروع به پمپاژ همان فکری میکند که طراحان از پیش برایش در نظر داشتهاند. در هیچ بخشی نیز مشخص نیست که چه اتفاقی در حال وقوع است.
تنها ماندن یک نوجوان و جوان با چنین موجودی، به مثابه سپردن گوشت به دست گربه است؛ هر بلایی که بخواهد بر سرش میآورد.
اگر سن استفاده از هوش مصنوعی به ۱۰ یا ۱۲ سال کاهش یابد، نابودی طبقات بالاتر غیرخلاق در جامعه، قطعی است!
لذا حضرات آقایان فضلا و علمایی که در مساجد حضور دارید، آقایان، اساتید و بزرگانی که در قم هستید، سازمانهای عمده تبلیغی پر هزینه که پای سفره انقلاب از عدد ۳۰ هم عبور کردهاید. نهادهای مدعی فرهنگ دین و ارشاد و انذار. دوران این سبک از کار به پایان رسیده است؛ این سخن اصلی و بی تعارف ماست!
هشداری جدی که در دهههای اخیر با ادبیات و تعابیری عمیق از ناحیهی بزرگ دیدهبان تیز بین انقلاب، بهموقع و بههنگام شنیدهایم و متأسفانه مثل همیشه از کنار آن به سادگی و خواب رفتگی و غفلت عبور کردهایم. تا جایی که فرهنگ عموی و دو فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر و عفاف و حجاب هم، دچار چالشی جدی و البته خطرناک گردیدهاند و ما نیز همچنان سرگردان و حیران؛ کاسه چه کنم بهدست گرفتهایم!
بدانیم که از این پس، با توجه به اینکه هوش مصنوعی این کار (ارائه اطلاعات پایه) را انجام میدهد، تنها کسانی باقی میمانند که در تولید محتوا خلاق باشند. مگر ما چند روحانی و شخصیت تربیت یافته و به روز داریم که تفسیری ارائه دهند که در هیچ تحلیل (مرسومی) نگنجد؟ و یا چه میزان کادرسازی متناسب با زمانه کردهایم تا ابتکار عمل بهدست گرفته باشیم و از فضای مجازی و رسانه و هوش مصنوعی فرصتی جانانه بسازیم.
متأسفانه تا توانستهایم بدون درک و فهم درستی از ماهیت کار قرارگاهی برای حل هر مشکلی شورایی به راه انداختهایم (به نام قرارگاه) که جز آب در هاونگ کوبیدن هنر و ثمری ندارد. فرصتسوزی را لطفاً کناری گذارده و شیوههای خشک سنتی را به اندیشههای تحولآفرین، تبدیل نموده و طرحی نو دراندازیم.
در چنین شرایطی آیا هوش مصنوعی ساخته شده توسط هوش واقعی انسان قابل کنترل و مهار نخواهد بود؟
قطعاً؛ استقامت هوش واقعی و آموزش تفکر و اندیشه زلال و تبدیل مسجد به کانون تعلیم و تربیت تنها راه تبدیل تهدید به فرصت است.
والا مساجد این سنگرهای اصلی اسلام و انقلاب کم کم تبدیل به انبار بازاریان و تریبونهای عظیم تبلیغ بیخاصیت و بیثمر خواهد شد.
انتهای خبر/خ